غزل شمارهٔ ۳۷۸
موحد در این ره به تقلید نیستمجرد که باشد که تجرید نیست
تو صاحب وجودی وجود ای عزیزمقلد به اطلاق و تقبید نیست
چنان غرقه شد قطره در بحر ماکه از ما یکی قطره وا دید نیست
مجدد نماید تو را در ظهورولی در بطون نام تجدید نیست
مرا عید و نوروز باشد به عشقچه غم دارم ار عقل را عشق نیست
نه قرب و نه بعد و نه وصل و نه فصلنشانی ز تقریب و تبعید نیست
موحد هم او و موحد هم اوجز او سید ملک توحید نیست