غزل شمارهٔ ۶۸۸
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اید۷ بیت
نگار مست من هر دم ز نو بزمی بیارایددر میخانه بگشاید به رندان باده بخشاید
به هر دم مهر می جوید که با وی راز خود گویدحیات جاودان است او ولی با کس نمی پاید
جمالش در نظر دارم به هر حسنی که می بینمخیالش نقش می بندم به هر حالی که پیش آید
مرا ساقی سرمستان دهد هر لحظه ای جامیبه هر جامی که می نوشم مرا جانی بیفزاید
اگر جامی به بزم آری ز خم می بری پر میوگر پیمانه ای آری به تو پیمانه پیماید
بیا ای جان رها کن دل اگر جانانه می جوئیبرو ای دل ز جان بگذر گرت دلدار می باید
حدیث عاشقی بشنو که تا ذوق خوشی یابیحریف نعمت الله شو که تا جانت بیاساید