گنج

غزل شمارهٔ ۶۴۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انیچهتوانکرد۷ بیت
محبوب دل و راحت جانی چه توان کردسلطان همه خلق جهانی چه توان کرد
از ساده دلی آینه بنمود جمالتدر آینه بر خود نگرانی چه توان کرد
تو پادشه مائی و ما بندهٔ فرمانگر زانکه بخوانی و برانی چه توان کرد
ما عشق تو داریم و تو را میل به ما نیستمائیم چنین و تو چنانی چه توان کرد
عمریست که ما را به غم عشق نشاندیگر باقی عمرم بنشانی چه توان کرد
ما نقش خیال تو کشیدیم بدیدیمگر زانکه تو این نامه نخوانی چه توان کرد
پنهان شدن از دیدهٔ سید نتوانیچون نور به هر دیده عیانی چه توان کرد