غزل شمارهٔ ۱۵۴۴
به حق آل محمد به نور پاک علیکه کس نبی نشده تا نگشته است ولی
ولی بود به ولایت کسی که تابع اوستموالیانه طلب کن ولی ولای علی
به هر چه می نگرم نور اوست در نظرمتو میل مذهب ما کن مباش معتزلی
لطیفه ایست بگویم اگر تو فهم کنیکه دید صورت و معنی حادث ازلی
اگر تو صیرفی چهارسوی معرفتیچرا به پول سیه سیم خویش می بدلی
قبا بپوش و کمر بند و باش درویشیچه حاصلست از آن تاج خرقهٔ عملی
ببین در آینهٔ ما به دیدهٔ سیدکه تا عیان بنماید به تو خفی و جلی