غزل شمارهٔ ۱۶۸
گنج عشقش دفینهٔ دل ماستنقد او در خزینهٔ دل ماست
در محیطی که نیست پایانشکشتی آن سفینهٔ دل ماست
جام گیتی نما که می گویندساغر آبگینهٔ دل ماست
مصر معنی دمشق صورت همگوشه ای از مدینهٔ دل ماست
شد معطر دماغ جان آریبوئی از عنبرینهٔ دل ماست
نو عروس تجلی اولزینتی از زرینهٔ دل ماست
نقد گنج خزانهٔ عالمحاصلات دفینهٔ دل ماست
در دل ما چو دلبر است مقیمآن سکونش سکینهٔ دل ماست
نعمت الله که میر مستان استخواجه تاش کمینهٔ دل ماست