غزل شمارهٔ ۳۲۷
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اایناست۷ بیت
درد دل دارم و دوا این استعشق می بازم و هوا این است
در خرابات باده می نوشمعمل خوب بی ریا این است
خوش بلائیست عشق بالایشراحت جان مبتلا این است
از غم دی و غصهٔ فردابگذر امروز و حالیا این است
جام دردی درد دل می نوشکه تو را بهترین دوا این است
رند مستیم و جام می بر دستقصهٔ ما و حال ما این است
مجلس ذوق نعمت الله استجنت ار بایدت بیا این است