گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۹۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اییم۹ بیت
ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیمما باده پرستیم و از این خلق جدائیم
بر طور وجودیم چو موسی شده ازدستبی پا و سر آشفته و جویای لقائیم
روحیم که در جسم نباشد که نباشیمموجیم که در بحر به یک جای نیائیم
در صومعهٔ سینهٔ ما یار مقیمستما از نظرش صوفی صافی صفائیم
ما غرق محیطیم نجوئیم دگر آبای بر لب ساحل تو چه دانی که کجائیم
مائیم که از سایه گذشتیم دگر بارما سایه نجوئیم همائیم همائیم
مائیم که از ما و منی هیچ نماندستدر عین بقائیم و منزه ز فنائیم
گاهی چو هلالیم و گهی بدر منیریمگاهی شده در غرب و گه از شرق برائیم
سید چه کنی راز نهان فاش نگفتیمدر خود نگرستیم خدائیم خدائیم