گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۲۴

شیخ ما بود در حرم محرمقطب وقت و یگانهٔ عالم
از دمش زنده می شدی مردهنفسش همچو عیسی مریم
به صفات قدیم حق موصوفهفت دریا به نزد او شبنم
شرح اسما به ذوق خوش خواندهعارف اسم اعظم آن اعظم
بود سلطان اولیای زمانبود روح القدس ورا همدم
سینه اش بود مخزن اسراردر دلش بود گنج حق مدغم
نعمت الله مرید حضرت اوستشیخ عبدالله است او فافهم