غزل شمارهٔ ۱۵۸
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انماست۷ بیت
حالیا دور قمر دوران ماستجام می در دور و این دور آن ماست
رونقش میخانه ها خواهد فزودزآنکه وقت ذوق سر مستان ماست
دست ما چون آستین دست اوستهر کجا دستیست آن دستان ماست
می کشد ما را و می گوئیم شکرمی برد دل منتش بر جان ماست
هر کجا سیبی است بی آسیب نیستسیب بی آسیب از بستان ماست
اینکه می پرسی تو از برهان مامستی رندان ما برهان ماست
مجلس عشقست و ما سرمست وینعمت الله از دل و جان آن ماست