غزل شمارهٔ ۱۵۲۲
کرم بنگر که الطاف الهیبه ما بخشید ملک پادشاهی
به ما آئینه ای انعام فرموددر آن بنموده است اشیا کماهی
نموده لشکر اسما به اشیاچنان سلطان چنین لشکر پناهی
توئی تو اگر با طاعت تستنداری طاعتی محض گناهی
اگر نقش خیال غیر بندیبه نزد عاشقان باشد مناهی
بیا رندانه با ما در خراباتکه از ساقی بیابی هر چه خواهی
سخنهای لطیف نعمت اللهگرفته شهرت از مه تا به ماهی