غزل شمارهٔ ۱۱۹۴
چنانکه عشق بگوید به ما چنان گوئیماز آنکه در خم چوگان عشق چون گوئیم
چو آب جوی به هر سو اگرچه می گردیماز آب جو به جز از آب جو نمی جوئیم
به خواب دیدهٔ ما گر خیال غیری دیدبه آب چشم خیالش ز دیده می شوئیم
به هر طرف که رود می رویم در قدمشبه هر طریق که باشیم همره اوئیم
ز بوی سنبل و زلفش چو مشک بوئی یافتبه عشق بوی خوشش بوی مشک می بوئیم
چو آفتاب جمالش به ما تجلی کردبه نور طلعت او روشنیم و مه روئیم
بیا که گفتهٔ سید به ذوق می خوانندشنو به ذوق که ما هم به ذوق می گوئیم