غزل شمارهٔ ۷۵۳
عمر ما رفته بود باز آمدکارساز خوشم به ساز آمد
مطربم ساز عاشقان بنواختباز آواز دلنواز آمد
می کند باز ناز خواجه ایازجان محمود در نیاز آمد
نقد قلبی ز آتش عشقشگرم گردید و پاکباز آمد
باز پرواز کرد از بر شاهکرد صید خوشی و باز آمد
عشق مستست و جام می بر دستدر ولایت به ترکتاز آمد
نعمت الله رسید مست و خراباین چنین حاجی از حجاز آمد