غزل شمارهٔ ۱۰۳۴
نقش خیال رویش دیشب به خواب دیدممه را به شب توان دید من آفتاب دیدم
هر سو که دید دیده دریای بیکران دیدروشن چو نور دیده ماهی در آب دیدم
جام جهان نمائی است هر شاهدی که بینمجامی چنین لطیفی پر از شراب دیدم
در گوشه خرابات عمری طواف کردمساقی بزم رندان مست و خراب دیدم
هر صورتی که دیدم معنی نمود در آنمعنی و صورت آن ، آب و حباب دیدم
گنجی که بود پنهان پیدا شدست بر منسری که درحجابست من بی حجاب دیدم
از نور نعمت الله عالم شده منورروشن ببین که نورش در شیخ و شاب دیدم