غزل شمارهٔ ۵۵۷
به جز میخانه جای ما نباشدهوائی چون هوای ما نباشد
بیا دُردی دردش نوش میکنکه خوشتر زین دوای ما نباشد
نیابد پادشاهی یا ولایتاگر سلطان گدای ما نباشد
بقای جاودان داریم از عشقغم ما از فنای ما نباشد
به صدق دل به جانان جان سپردیمبه غیر او جزای ما نباشد
خدای هر دو عالم جز یکی نیستیکی دیگر خدای ما نباشد
به جز انعام عام نعمت اللهنوای بی نوای ما نباشد