گنج

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتهاغزل شمارهٔ ۲ای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بال‌هاغزل شمارهٔ ۳اِی دل چه اندیشیده‌ای در عُذرِ آن تقصیرها؟غزل شمارهٔ ۴اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بامِ ماغزل شمارهٔ ۵آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پاغزل شمارهٔ ۶بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ماغزل شمارهٔ ۷بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفاغزل شمارهٔ ۸جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ماغزل شمارهٔ ۹من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیاغزل شمارهٔ ۱۰مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفاغزل شمارهٔ ۱۱ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نواغزل شمارهٔ ۱۲ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ماغزل شمارهٔ ۱۳ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ماغزل شمارهٔ ۱۴ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماغزل شمارهٔ ۱۵ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش راغزل شمارهٔ ۱۶ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیاغزل شمارهٔ ۱۷آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلاغزل شمارهٔ ۱۸ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ماغزل شمارهٔ ۱۹امروز دیدم یار را آن رونق هر کار راغزل شمارهٔ ۲۰چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید راغزل شمارهٔ ۲۱جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو راغزل شمارهٔ ۲۲چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌هاغزل شمارهٔ ۲۳چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مهاغزل شمارهٔ ۲۴چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را‌؟غزل شمارهٔ ۲۵من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقاغزل شمارهٔ ۲۶هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌هاغزل شمارهٔ ۲۷آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پاغزل شمارهٔ ۲۸ای شاه جسم و جان ما خندان‌کن دندان ماغزل شمارهٔ ۲۹ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ماغزل شمارهٔ ۳۰ای فصل باباران ما برریز بر یاران ماغزل شمارهٔ ۳۱بادا مبارک در جهان سور و عروسی‌های ماغزل شمارهٔ ۳۲دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتیغزل شمارهٔ ۳۳مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجاغزل شمارهٔ ۳۴ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقاغزل شمارهٔ ۳۵ای یار ما، دل‌دار ما، ای عالم اسرار ماغزل شمارهٔ ۳۶خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیاغزل شمارهٔ ۳۷یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مراغزل شمارهٔ ۳۸رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلاغزل شمارهٔ ۳۹آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مراغزل شمارهٔ ۴۰طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله راغزل شمارهٔ ۴۱شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ماغزل شمارهٔ ۴۲کار تو داری صنما قدر تو باری صنماغزل شمارهٔ ۴۳کاهل و ناداشت بُدم کام درآورد مراغزل شمارهٔ ۴۴در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجاغزل شمارهٔ ۴۵با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجراغزل شمارهٔ ۴۶دی بنواخت یار من بنده غم رسیده راغزل شمارهٔ ۴۷ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجاغزل شمارهٔ ۴۸ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ماغزل شمارهٔ ۴۹با تو حیات و زندگی بی‌تو فنا و مردناغزل شمارهٔ ۵۰ای بگرفته از وفا گوشهٔ کران چرا چراغزل شمارهٔ ۵۱گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیاغزل شمارهٔ ۵۲چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ماغزل شمارهٔ ۵۳عشق تو آورد قدح پر ز بلاهاغزل شمارهٔ ۵۴از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنهاغزل شمارهٔ ۵۵شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌هاغزل شمارهٔ ۵۶عطارد مشتری باید‌، متاع آسمانی راغزل شمارهٔ ۵۷مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری راغزل شمارهٔ ۵۸رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان راغزل شمارهٔ ۵۹تو از خواری همی نالی نمی‌بینی عنایت‌هاغزل شمارهٔ ۶۰ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا راغزل شمارهٔ ۶۱هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا راغزل شمارهٔ ۶۲بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان راغزل شمارهٔ ۶۳چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت راغزل شمارهٔ ۶۴تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟غزل شمارهٔ ۶۵ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحراغزل شمارهٔ ۶۶تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی راغزل شمارهٔ ۶۷از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فرداغزل شمارهٔ ۶۸چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش راغزل شمارهٔ ۶۹چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فرداغزل شمارهٔ ۷۰برات آمد برات آمد بنه شمع براتی راغزل شمارهٔ ۷۱اگر نه عشق شمس الدین بُدی در روز و شب ما راغزل شمارهٔ ۷۲به خانه‌خانه می‌آرد چو بیذق شاهِ جان ما راغزل شمارهٔ ۷۳آمد بت میخانه تا خانه برد ما راغزل شمارهٔ ۷۴گر زان که نه‌ای طالب جوینده شوی با ماغزل شمارهٔ ۷۵ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را ؟غزل شمارهٔ ۷۶آخر بشنید آن مه آه سحر ما راغزل شمارهٔ ۷۷آب حیوان باید مر روح فزایی راغزل شمارهٔ ۷۸ساقی ز شراب حق پر دار شرابی راغزل شمارهٔ ۷۹ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت راغزل شمارهٔ ۸۰امروز گزافی ده آن باده نابی راغزل شمارهٔ ۸۱ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین راغزل شمارهٔ ۸۲معشوقه به سامان شد تا باد چنین باداغزل شمارهٔ ۸۳ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخاغزل شمارهٔ ۸۴چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنهاغزل شمارهٔ ۸۵از بهر خدا بنگر در رویِ چو زر جاناغزل شمارهٔ ۸۶ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعناغزل شمارهٔ ۸۷جانا سر تو یارا مگذار چنین ما راغزل شمارهٔ ۸۸شاد آمدی ای مه‌رو ای شادیِ جان شاد آغزل شمارهٔ ۸۹یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسواغزل شمارهٔ ۹۰ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جاناغزل شمارهٔ ۹۱در آب فکن ساقی بط زاده آبی راغزل شمارهٔ ۹۲زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالاغزل شمارهٔ ۹۳میندیش میندیش که اندیشه گری‌هاغزل شمارهٔ ۹۴زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایاغزل شمارهٔ ۹۵زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایاغزل شمارهٔ ۹۶لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالاغزل شمارهٔ ۹۷رفتم به سوی مصر و خریدم شکری راغزل شمارهٔ ۹۸ای از نظرت مست شده اسم و مسمّاغزل شمارهٔ ۹۹دلارام نهان گشته ز غوغاغزل شمارهٔ ۱۰۰بیا ای جان نو داده جهان راغزل شمارهٔ ۱۰۱بسوزانیم سودا و جنون راغزل شمارهٔ ۱۰۲سلیمانا بیار انگشتری راغزل شمارهٔ ۱۰۳دل و جان را در این حضرت بپالاغزل شمارهٔ ۱۰۴خبر کن ای ستاره یار ما راغزل شمارهٔ ۱۰۵چو او باشد دل دل‌سوز ما راغزل شمارهٔ ۱۰۶مرا حلوا هوس کردست حلواغزل شمارهٔ ۱۰۷امیر حسن خندان کن حَشَم راغزل شمارهٔ ۱۰۸به برج دل رسیدی بیست این جاغزل شمارهٔ ۱۰۹بکت عینی غداة البین دمعاغزل شمارهٔ ۱۱۰تو بشکن چنگ ما را ای معلا‌‌!غزل شمارهٔ ۱۱۱برای تو فدا کردیم جان‌هاغزل شمارهٔ ۱۱۲ز روی تست عید آثار ما راغزل شمارهٔ ۱۱۳ای مطرب دل برای یاری راغزل شمارهٔ ۱۱۴اندر دل ما توی نگاراغزل شمارهٔ ۱۱۵ای جان و قوام جمله جان‌هاغزل شمارهٔ ۱۱۶ای سخت گرفته جادوی راغزل شمارهٔ ۱۱۷از دور بدیده شمس دین راغزل شمارهٔ ۱۱۸بنمود مه وفا از این جاغزل شمارهٔ ۱۱۹برخیز و صبوح را بیاراغزل شمارهٔ ۱۲۰تا چند تو پس روی به پیش آغزل شمارهٔ ۱۲۱چون خانه روی ز خانه ماغزل شمارهٔ ۱۲۲دیدم رخ خوب گلشنی راغزل شمارهٔ ۱۲۳دیدم شه خوب خوش لقا راغزل شمارهٔ ۱۲۴ساقی تو شراب لامکان راغزل شمارهٔ ۱۲۵گفتی که گزیده‌ای تو بر ماغزل شمارهٔ ۱۲۶گستاخ مکن تو ناکسان راغزل شمارهٔ ۱۲۷کو مطرب عشق چست داناغزل شمارهٔ ۱۲۸ما را سفری فتاد بی‌ماغزل شمارهٔ ۱۲۹مشکن دل مرد مشتری راغزل شمارهٔ ۱۳۰بیدار کنید مستیان راغزل شمارهٔ ۱۳۱من چو موسی در زمان آتش شوق و لقاغزل شمارهٔ ۱۳۲در میان پرده خون عشق را گلزارهاغزل شمارهٔ ۱۳۳غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج راغزل شمارهٔ ۱۳۴ساقیا در نوش آور شیره عنقود راغزل شمارهٔ ۱۳۵ساقیا گردان کن آخر آن شرابِ صاف راغزل شمارهٔ ۱۳۶پرده‌ی دیگر مزن جز پرده‌ی دلدار ماغزل شمارهٔ ۱۳۷با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی!؟ چرا ؟غزل شمارهٔ ۱۳۸سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شماغزل شمارهٔ ۱۳۹رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ماغزل شمارهٔ ۱۴۰درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شماغزل شمارهٔ ۱۴۱جمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟غزل شمارهٔ ۱۴۲دولتی همسایه شد همسایگان را الصلاغزل شمارهٔ ۱۴۳دوش من پیغام کردم سوی تو استاره راغزل شمارهٔ ۱۴۴عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟غزل شمارهٔ ۱۴۵ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌هاغزل شمارهٔ ۱۴۶در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ماغزل شمارهٔ ۱۴۷آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلاغزل شمارهٔ ۱۴۸از پی شمس حق و دین دیده گریان ماغزل شمارهٔ ۱۴۹خدمتِ شمس حق و دین  باد کارت  ساقیاغزل شمارهٔ ۱۵۰درد شمس الدین بود سرمایه درمان ماغزل شمارهٔ ۱۵۱سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق راغزل شمارهٔ ۱۵۲دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قباغزل شمارهٔ ۱۵۳شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌هاغزل شمارهٔ ۱۵۴دیده حاصل کن دلا آن گه ببین تبریز راغزل شمارهٔ ۱۵۵از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگناغزل شمارهٔ ۱۵۶ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیاغزل شمارهٔ ۱۵۷ای هوس‌های دلم باری بیا رویی نماغزل شمارهٔ ۱۵۸امتزاج روح‌ها در وقت صلح و جنگ‌هاغزل شمارهٔ ۱۵۹ای ز مقدارت هزاران فخر بی‌مقدار راغزل شمارهٔ ۱۶۰مفروشید کمان و زره و تیغ ، زنان راغزل شمارهٔ ۱۶۱چو فرستاد عنایت، به زمین مشعله‌ها راغزل شمارهٔ ۱۶۲تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راغزل شمارهٔ ۱۶۳بروید ای حریفان بِکِشید یار ما راغزل شمارهٔ ۱۶۴چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالاغزل شمارهٔ ۱۶۵اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیراغزل شمارهٔ ۱۶۶چمنی که تا قیامت گل او به بار باداغزل شمارهٔ ۱۶۷کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو راغزل شمارهٔ ۱۶۸ای بروییده به ناخواست به مانند گیاغزل شمارهٔ ۱۶۹رو ترش کن که همه روترشانند این جاغزل شمارهٔ ۱۷۰تا به شب ای عارف شیرین نواغزل شمارهٔ ۱۷۱چون نمایی آن رخ گلرنگ راغزل شمارهٔ ۱۷۲در میان عاشقان عاقل مباغزل شمارهٔ ۱۷۳از یکی آتش برآوردم تو راغزل شمارهٔ ۱۷۴ز آتش شهوت برآوردم تو راغزل شمارهٔ ۱۷۵از ورای سر دل بین شیوه‌هاغزل شمارهٔ ۱۷۶روح زیتونیست عاشق نار راغزل شمارهٔ ۱۷۷ای بگفته در دلم اسرارهاغزل شمارهٔ ۱۷۸می‌شدی غافل ز اسرار قضاغزل شمارهٔ ۱۷۹گر تو عودی سوی این مجمر بیاغزل شمارهٔ ۱۸۰ای تو آب زندگانی فاسقناغزل شمارهٔ ۱۸۱دل چو دانه ، ما مثال آسیاغزل شمارهٔ ۱۸۲در میان عاشقان عاقل مباغزل شمارهٔ ۱۸۳ای دل رفته ز جا باز میاغزل شمارهٔ ۱۸۴من رسیدم به لب جوی وفاغزل شمارهٔ ۱۸۵از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالاغزل شمارهٔ ۱۸۶ای میرآب بگشا آن چشمه روان راغزل شمارهٔ ۱۸۷از سینه پاک کردم افکار فلسفی راغزل شمارهٔ ۱۸۸اینجا کسی‌ست پنهان خود را مگیر تنهاغزل شمارهٔ ۱۸۹آمد بهارِ جان‌ها ای شاخِ تَر به رقص آغزل شمارهٔ ۱۹۰با آن که می‌رسانی، آن بادهٔ بقا راغزل شمارهٔ ۱۹۱بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود راغزل شمارهٔ ۱۹۲بشکن سبو و کوزه، ای میرآب جان‌ها!غزل شمارهٔ ۱۹۳جانا قبول گردان این جست و جوی ما راغزل شمارهٔ ۱۹۴خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور راغزل شمارهٔ ۱۹۵شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان راغزل شمارهٔ ۱۹۶در جنبش اندرآور زلفِ عبرفشان راغزل شمارهٔ ۱۹۷ای بنده بازگرد به درگاه ما بیاغزل شمارهٔ ۱۹۸ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌هاغزل شمارهٔ ۱۹۹ای خان و مان بمانده و از شهر خود جداغزل شمارهٔ ۲۰۰نام شتر به ترکی چه بود بگو دواغزل شمارهٔ ۲۰۱شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ماغزل شمارهٔ ۲۰۲هر روز بامداد سلام علیکماغزل شمارهٔ ۲۰۳آمد بهار خرم آمد نگار ماغزل شمارهٔ ۲۰۴سر به گریب اندَرَست صوفی اسرار راغزل شمارهٔ ۲۰۵چند گریزی ز ما ؟ چند روی جا به جا ؟غزل شمارهٔ ۲۰۶ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟غزل شمارهٔ ۲۰۷ای که به هنگامِ درد راحتِ جانی مراغزل شمارهٔ ۲۰۸از جهت ره زدن راه درآرد مراغزل شمارهٔ ۲۰۹ای در ما را زده شمع سرایی درآغزل شمارهٔ ۲۱۰گر نه تهی باشدی بیشتر این جوی‌هاغزل شمارهٔ ۲۱۱باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتاغزل شمارهٔ ۲۱۲اسیر شیشه کن آن جنیان دانا راغزل شمارهٔ ۲۱۳اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویاغزل شمارهٔ ۲۱۴درخت اگر متحرک بدی ز جای به جاغزل شمارهٔ ۲۱۵من از کجا غم و شادی این جهان ز کجاغزل شمارهٔ ۲۱۶روم به حجره خیاط عاشقان فرداغزل شمارهٔ ۲۱۷چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو راغزل شمارهٔ ۲۱۸ز بهر غیرت آموخت آدم اسما راغزل شمارهٔ ۲۱۹چو اندرآید یارم چه خوش بود به خداغزل شمارهٔ ۲۲۰ز بامداد سعادت سه بوسه داد مراغزل شمارهٔ ۲۲۱مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجاغزل شمارهٔ ۲۲۲رویم و خانه بگیریم پهلوی دریاغزل شمارهٔ ۲۲۳کجاست مطرب جان تا ز نعره‌های صلاغزل شمارهٔ ۲۲۴چه خیره می‌نگری در رخ من ای برناغزل شمارهٔ ۲۲۵بپخته است خدا بهر صوفیان حلواغزل شمارهٔ ۲۲۶برفت یار من و یادگار ماند مراغزل شمارهٔ ۲۲۷به جان پاک تو ای معدن سخا و وفاغزل شمارهٔ ۲۲۸بیار آن که قرین را سوی قرین کشداغزل شمارهٔ ۲۲۹شراب داد خدا مر مرا تو را سرکاغزل شمارهٔ ۲۳۰ز سوز شوق دل من همی‌زند عللاغزل شمارهٔ ۲۳۱سبکتری تو از آن دم که می‌رسد ز صباغزل شمارهٔ ۲۳۲چو عشق را تو ندانی بپرس از شب‌هاغزل شمارهٔ ۲۳۳کجاست ساقی جان تا به هم زند ما راغزل شمارهٔ ۲۳۴ز جام ساقی باقی چه خورده‌ای تو دلاغزل شمارهٔ ۲۳۵مرا بدید و نپرسید آن نگار چراغزل شمارهٔ ۲۳۶مبارکی که بود در همه عروسی‌هاغزل شمارهٔ ۲۳۷یار ما دلدار ما، عالم اسرار ماغزل شمارهٔ ۲۳۸هله ای کیا نفسی بیاغزل شمارهٔ ۲۳۹کرانی ندارد بیابان ماغزل شمارهٔ ۲۴۰تو جان و جهانی کریما مراغزل شمارهٔ ۲۴۱نرد کف تو بردست مراغزل شمارهٔ ۲۴۲خیک دل ما مشک تن ماغزل شمارهٔ ۲۴۳بگشا در بیا درآ که مبا عیش بی‌شماغزل شمارهٔ ۲۴۴چه شدی گر تو همچو من شدیی عاشق ای فتاغزل شمارهٔ ۲۴۵از برای صلاح مجنون راغزل شمارهٔ ۲۴۶صد دهل می‌زنند در دل ماغزل شمارهٔ ۲۴۷بانگ تسبیح بشنو از بالاغزل شمارهٔ ۲۴۸گوش من منتظر پیام تو راغزل شمارهٔ ۲۴۹دل بر ما شده‌ست دلبر ماغزل شمارهٔ ۲۵۰هین که منم بر در در برگشاغزل شمارهٔ ۲۵۱پیشتر آ پیشتر ای بوالوفاغزل شمارهٔ ۲۵۲نذر کند یار که امشب تو راغزل شمارهٔ ۲۵۳چند نهان داری آن خنده را؟غزل شمارهٔ ۲۵۴باده ده آن یارِ قدح‌باره راغزل شمارهٔ ۲۵۵خیز صبوحی کن و درده صلاغزل شمارهٔ ۲۵۶داد دهی ساغر و پیمانه راغزل شمارهٔ ۲۵۷لعل لبش داد کنون مر مراغزل شمارهٔ ۲۵۸گر بنخسبی شبی ای مه لقاغزل شمارهٔ ۲۵۹پیش کش آن شاه شکر‌خانه راغزل شمارهٔ ۲۶۰چرخ فلک با همه کار و کیاغزل شمارهٔ ۲۶۱هان ای طبیب عاشقان سودایی‌یی دیدی چو ما‌؟غزل شمارهٔ ۲۶۲فیما تری فیما تری یا من یری و لا یریغزل شمارهٔ ۲۶۳به شکرخنده اگر می‌ببرد جان مراغزل شمارهٔ ۲۶۴لی حبیب حبه یشوی الحشاغزل شمارهٔ ۲۶۵راحٌ بِفیها وَ الرَّوحُ فیهاغزل شمارهٔ ۲۶۶هَیَّج نومی و نفی ریح علی الغور هفاغزل شمارهٔ ۲۶۷قد اشرقت الدنیا من نور حمیاناغزل شمارهٔ ۲۶۸فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتریغزل شمارهٔ ۲۶۹تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللاغزل شمارهٔ ۲۷۰افدی قمرا لاح علینا و تلالاغزل شمارهٔ ۲۷۱تعالوا کلنا ذا الیوم سکریغزل شمارهٔ ۲۷۲حداء الحادی صباحا بهواکم فاتیناغزل شمارهٔ ۲۷۳طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتناغزل شمارهٔ ۲۷۴ایه یا اهل الفرادیس اقرؤا منشورناغزل شمارهٔ ۲۷۵ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالهاغزل شمارهٔ ۲۷۶یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجیغزل شمارهٔ ۲۷۷سبق الجد الینا نزل الحب علیناغزل شمارهٔ ۲۷۸انا لا اقسم الا برجال صدقوناغزل شمارهٔ ۲۷۹مولانا مولانا اغنانا اغناناغزل شمارهٔ ۲۸۰یا منیر الخد یا روح البقاغزل شمارهٔ ۲۸۱یا ساقی المدامه حی علی الصلاغزل شمارهٔ ۲۸۲یا من لواء عشقک لا زال عالیاغزل شمارهٔ ۲۸۳جاء الربیع مفتخرا فی جوارناغزل شمارهٔ ۲۸۴اخی رایت جمالا سبا القلوب سباغزل شمارهٔ ۲۸۵اتاک عید وصال فلا تذق حزناغزل شمارهٔ ۲۸۶یا من بنا قصر الکمال مشیداغزل شمارهٔ ۲۸۷ورد البشیر مبشرا ببشارهغزل شمارهٔ ۲۸۸یا کالمینا یا حاکمیناغزل شمارهٔ ۲۸۹یا مخجل البدر اشرقنا بلالاغزل شمارهٔ ۲۹۰بی یار مهل ما را بی‌یار مخسب امشبغزل شمارهٔ ۲۹۱ای خواب! به جان تو! زحمت بِبَری امشبغزل شمارهٔ ۲۹۲زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش‌مذهبغزل شمارهٔ ۲۹۳مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشبغزل شمارهٔ ۲۹۴بریده شد از این جوی جهان آبغزل شمارهٔ ۲۹۵الا ای روی تو صد ماه و مهتابغزل شمارهٔ ۲۹۶مخسب ای یار مهمان دار امشبغزل شمارهٔ ۲۹۷ای در غم تو به سوز و یاربغزل شمارهٔ ۲۹۸آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقابغزل شمارهٔ ۲۹۹یا وصال یار باید یا حریفان را شرابغزل شمارهٔ ۳۰۰کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شبغزل شمارهٔ ۳۰۱هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشبغزل شمارهٔ ۳۰۲در هوایت بی‌قرارم روز و شبغزل شمارهٔ ۳۰۳مجلسی خوش کن از آن دو پاره چوبغزل شمارهٔ ۳۰۴هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟غزل شمارهٔ ۳۰۵آواز داد اختر بس روشن‌ست امشبغزل شمارهٔ ۳۰۶رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایبغزل شمارهٔ ۳۰۷کار همه محبان همچون زرست امشبغزل شمارهٔ ۳۰۸خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقابغزل شمارهٔ ۳۰۹واجب کند چو عشق مرا کرد دل خرابغزل شمارهٔ ۳۱۰بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خوابغزل شمارهٔ ۳۱۱زشت کسی کو نشد مسخره یار خوبغزل شمارهٔ ۳۱۲به جان تو که مرو از میان کار مخسبغزل شمارهٔ ۳۱۳رباب مشرب عشقست و مونس اصحابغزل شمارهٔ ۳۱۴تو را که عشق نداری تو را رواست بخسبغزل شمارهٔ ۳۱۵چشم‌ها وا نمی‌شود از خوابغزل شمارهٔ ۳۱۶چونک درآییم به غوغای شبغزل شمارهٔ ۳۱۷یار آمد به صلح ای اصحابغزل شمارهٔ ۳۱۸علونا سماء الود من غیر سلمغزل شمارهٔ ۳۱۹امسی و اصبح بالجوی اتعذبغزل شمارهٔ ۳۲۰ابشروا یا قوم هذا فتح بابغزل شمارهٔ ۳۲۱آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده‌ستغزل شمارهٔ ۳۲۲آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمتغزل شمارهٔ ۳۲۳آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدتغزل شمارهٔ ۳۲۴درآ تا خرقهٔ قالب دراندازم همین ساعتغزل شمارهٔ ۳۲۵که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانستغزل شمارهٔ ۳۲۶حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی‌حالتغزل شمارهٔ ۳۲۷از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده‌ستغزل شمارهٔ ۳۲۸بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلتغزل شمارهٔ ۳۲۹بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ستغزل شمارهٔ ۳۳۰بار دگر آن دلبر عیار مرا یافتغزل شمارهٔ ۳۳۱زان شاه که او را هوس طبل و علم نیستغزل شمارهٔ ۳۳۲این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ستغزل شمارهٔ ۳۳۳اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیستغزل شمارهٔ ۳۳۴از اول امروز حریفان خراباتغزل شمارهٔ ۳۳۵همه خوف آدمی را از درونستغزل شمارهٔ ۳۳۶بده یک جام ای پیر خراباتغزل شمارهٔ ۳۳۷ببستی چشم یعنی وقت خواب استغزل شمارهٔ ۳۳۸سماع از بهر جانِ بی‌قرارستغزل شمارهٔ ۳۳۹سماع آرام جان زندگان‌ستغزل شمارهٔ ۳۴۰دگربار این دلم آتش گرفته‌ستغزل شمارهٔ ۳۴۱بیا کامروز ما را روز عیدستغزل شمارهٔ ۳۴۲مرا چون تا قیامت یار اینستغزل شمارهٔ ۳۴۳ز همراهان جدایی مصلحت نیستغزل شمارهٔ ۳۴۴به جان تو که سوگند عظیمستغزل شمارهٔ ۳۴۵بگو ای یار همراز این چه شیوه‌ستغزل شمارهٔ ۳۴۶شنیدم مر مرا لطفت دعا گفتغزل شمارهٔ ۳۴۷قرار زندگانی آن نگارستغزل شمارهٔ ۳۴۸صدایی کز کمان آید نذیریستغزل شمارهٔ ۳۴۹مبر رنج ای برادر خواجه سخت استغزل شمارهٔ ۳۵۰ز بعدِ وقت نومیدی، امیدی‌ستغزل شمارهٔ ۳۵۱طبیب درد بی‌درمان کدام استغزل شمارهٔ ۳۵۲چو با ما یار ما امروز جفتستغزل شمارهٔ ۳۵۳زهی می کاندر آن دستست هیهاتغزل شمارهٔ ۳۵۴ز میخانه دگربار این چه بویستغزل شمارهٔ ۳۵۵در این خانه کژی ای دل گهی راستغزل شمارهٔ ۳۵۶تو را در دلبری دستی تمامستغزل شمارهٔ ۳۵۷چو آن کان کرم ما را شکارستغزل شمارهٔ ۳۵۸نگار خوب شکربار چونستغزل شمارهٔ ۳۵۹در این جو دل چو دولاب خرابستغزل شمارهٔ ۳۶۰ایا ساقی توی قاضی حاجاتغزل شمارهٔ ۳۶۱اگر حوا بدانستی ز رنگتغزل شمارهٔ ۳۶۲دو چشم آهوانش شیرگیرستغزل شمارهٔ ۳۶۳چنان کاین دل از آن دلدار مستستغزل شمارهٔ ۳۶۴تا نقش خیال دوست با ماستغزل شمارهٔ ۳۶۵می‌دان که زمانه نقش سوداستغزل شمارهٔ ۳۶۶دود دل ما نشان سوداستغزل شمارهٔ ۳۶۷دل آمد و دی به گوش جان گفتغزل شمارهٔ ۳۶۸گویم سخن شکرنباتتغزل شمارهٔ ۳۶۹در شهر شما یکی نگاریستغزل شمارهٔ ۳۷۰آمد رمضان و عِید با ماستغزل شمارهٔ ۳۷۱گر جام سپهر، زهر‌پیماستغزل شمارهٔ ۳۷۲من سر نخورم که سر گران‌ستغزل شمارهٔ ۳۷۳گر می‌نکند لبم بیانتغزل شمارهٔ ۳۷۴پرسید کسی که ره کدامستغزل شمارهٔ ۳۷۵مر عاشق را ز ره چه بیمستغزل شمارهٔ ۳۷۶امروز جنون نو رسیده‌ستغزل شمارهٔ ۳۷۷آن را که در آخرش خری هستغزل شمارهٔ ۳۷۸ای گشته ز شاه عشق شهماتغزل شمارهٔ ۳۷۹ای کرده میان سینه غارتغزل شمارهٔ ۳۸۰آن خواجه اگر چه تیزگوش استغزل شمارهٔ ۳۸۱آن ره که بیامدم کدامستغزل شمارهٔ ۳۸۲ای از کرم تو کار ما راستغزل شمارهٔ ۳۸۳هین که گردن سست‌کردی‌، کو کبابت‌؟ کو شرابت‌؟غزل شمارهٔ ۳۸۴عاشقان را گرچه در باطن جهانی دیگرستغزل شمارهٔ ۳۸۵خلق‌های خوب تو پیشت دود بعد از وفاتغزل شمارهٔ ۳۸۶چون نداری تابِ دانش، چشم بگشا در صفاتغزل شمارهٔ ۳۸۷خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنستغزل شمارهٔ ۳۸۸خدمت بی‌دوستی را قدر و قیمت هست نیستغزل شمارهٔ ۳۸۹چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیستغزل شمارهٔ ۳۹۰ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مستغزل شمارهٔ ۳۹۱مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدستغزل شمارهٔ ۳۹۲گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیستغزل شمارهٔ ۳۹۳جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیستغزل شمارهٔ ۳۹۴چشمه‌ای خواهم که از وی جمله را افزایش استغزل شمارهٔ ۳۹۵عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیستغزل شمارهٔ ۳۹۶در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیستغزل شمارهٔ ۳۹۷آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شده‌ستغزل شمارهٔ ۳۹۸از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مستغزل شمارهٔ ۳۹۹آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدستغزل شمارهٔ ۴۰۰چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلستغزل شمارهٔ ۴۰۱اندرآ ای مه که بی‌تو ماه را استاره نیستغزل شمارهٔ ۴۰۲نقش‌بند جان که جان‌ها جانب او مایلستغزل شمارهٔ ۴۰۳گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیستغزل شمارهٔ ۴۰۴هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشتغزل شمارهٔ ۴۰۵به خدا کت نگذارم که روی راه سلامتغزل شمارهٔ ۴۰۶چند گویی که: «چه چاره‌ست و مرا درمان چیست؟»غزل شمارهٔ ۴۰۷چَشْمِ پُرنور که مَسْتِ نَظَرِ جانان استغزل شمارهٔ ۴۰۸آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکستغزل شمارهٔ ۴۰۹تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش‌، تَر اَسْتغزل شمارهٔ ۴۱۰دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منستغزل شمارهٔ ۴۱۱عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شده‌ستغزل شمارهٔ ۴۱۲آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاستغزل شمارهٔ ۴۱۳من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشستغزل شمارهٔ ۴۱۴روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشستغزل شمارهٔ ۴۱۵تشنه ای بر لب جو بین که چه در خواب شدستغزل شمارهٔ ۴۱۶مطرب و نوحه‌گرِ عاشق و شوریده خوش استغزل شمارهٔ ۴۱۷من پری زاده‌ام و خواب ندانم که کجاستغزل شمارهٔ ۴۱۸سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توستغزل شمارهٔ ۴۱۹بوسه‌ای داد مرا دلبر عیار و برفتغزل شمارهٔ ۴۲۰ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشتغزل شمارهٔ ۴۲۱ساقیا این می از انگور کدامین پُشته‌ستغزل شمارهٔ ۴۲۲ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادستغزل شمارهٔ ۴۲۳مگر این دم سر آن زلف پریشان شده استغزل شمارهٔ ۴۲۴دلبری و بی‌دلی اسرار ماستغزل شمارهٔ ۴۲۵عاشقان را جست و جو از خویش نیستغزل شمارهٔ ۴۲۶غیر عشقت راه‌بین جُستیم نیستغزل شمارهٔ ۴۲۷در دل و جان خانه کردی عاقبتغزل شمارهٔ ۴۲۸این چنین پابند جان میدان کیستغزل شمارهٔ ۴۲۹عاشقی و بی‌وفایی کار ماستغزل شمارهٔ ۴۳۰گُم شدن در گُم شدن دینِ منستغزل شمارهٔ ۴۳۱عشوه دشمن بخوردی عاقبتغزل شمارهٔ ۴۳۲این چنین پابند جان میدان کیستغزل شمارهٔ ۴۳۳اندر این جمع شررها ز کجاستغزل شمارهٔ ۴۳۴هم به بر این بت زیبا خوشکستغزل شمارهٔ ۴۳۵هر که بالا‌ست مر او را چه غم است؟غزل شمارهٔ ۴۳۶گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامتغزل شمارهٔ ۴۳۷هر جور که‌ز تو آید بر خود نهم غرامتغزل شمارهٔ ۴۳۸هر دم سلامْ آرد کاین نامه از فلان‌ستغزل شمارهٔ ۴۳۹بگذشت روز با تو جانا به صد سعادتغزل شمارهٔ ۴۴۰امروز شهر ما را صد رونق‌ست و جانستغزل شمارهٔ ۴۴۱بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستغزل شمارهٔ ۴۴۲بر عاشقان فریضه بوَد جست‌وجوی دوستغزل شمارهٔ ۴۴۳از دل به دل برادر گویند روزنی‌ستغزل شمارهٔ ۴۴۴ساقی بیار باده که ایام بس خوشستغزل شمارهٔ ۴۴۵این طرفه آتشی که دمی برقرار نیستغزل شمارهٔ ۴۴۶گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ستغزل شمارهٔ ۴۴۷ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکستغزل شمارهٔ ۴۴۸امروز روز نوبت دیدار دلبرستغزل شمارهٔ ۴۴۹جانا جمال روح بسی خوب و بافرستغزل شمارهٔ ۴۵۰از بامداد روی تو دیدن حیات ماستغزل شمارهٔ ۴۵۱پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکستغزل شمارهٔ ۴۵۲ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوستغزل شمارهٔ ۴۵۳بُد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشتغزل شمارهٔ ۴۵۴جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفتغزل شمارهٔ ۴۵۵آن روح را که عشق حقیقی شعار نیستغزل شمارهٔ ۴۵۶ما را کنار گیر تو را خود کنار نیستغزل شمارهٔ ۴۵۷ای چنگ پرده‌های سپاهانم آرزوستغزل شمارهٔ ۴۵۸امروز چرخ را ز مه ما تحیری‌ستغزل شمارهٔ ۴۵۹ای مرده‌ای که در تو ز جان هیچ بوی نیستغزل شمارهٔ ۴۶۰عاشق آن قند تو جان شکرخای ماستغزل شمارهٔ ۴۶۱شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟غزل شمارهٔ ۴۶۲یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواستغزل شمارهٔ ۴۶۳هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راستغزل شمارهٔ ۴۶۴نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاستغزل شمارهٔ ۴۶۵کار ندارم جز این کارگه و کارم اوستغزل شمارهٔ ۴۶۶باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوستغزل شمارهٔ ۴۶۷آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیستغزل شمارهٔ ۴۶۸با وی از ایمان و کفر باخبری کافریستغزل شمارهٔ ۴۶۹ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیستغزل شمارهٔ ۴۷۰ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیستغزل شمارهٔ ۴۷۱پیش چنین ماه‌رو گیج شدن واجبستغزل شمارهٔ ۴۷۲کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاستغزل شمارهٔ ۴۷۳هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راستغزل شمارهٔ ۴۷۴ز عشق روی تو روشن دل بنین و بناتغزل شمارهٔ ۴۷۵بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداستغزل شمارهٔ ۴۷۶بخند بر همه عالم که جای خنده تو راستغزل شمارهٔ ۴۷۷ز آفتاب سعادت مرا شراباتستغزل شمارهٔ ۴۷۸وجود من به کف یار جز که ساغر نیستغزل شمارهٔ ۴۷۹ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینستغزل شمارهٔ ۴۸۰به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیستغزل شمارهٔ ۴۸۱چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیستغزل شمارهٔ ۴۸۲برات عاشق نو کن رسید روز براتغزل شمارهٔ ۴۸۳هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاستغزل شمارهٔ ۴۸۴هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدستغزل شمارهٔ ۴۸۵سه روز شد که نگارین من دگرگون‌ستغزل شمارهٔ ۴۸۶به حق چشم خمار لطیف تابانتغزل شمارهٔ ۴۸۷چو عید و چون عرفه عارفان این عرفاتغزل شمارهٔ ۴۸۸در این سلام مرا با تو دار و گیر جداستغزل شمارهٔ ۴۸۹اگر تو مست وصالی‌، رخ تو ترش چراست‌؟غزل شمارهٔ ۴۹۰مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توستغزل شمارهٔ ۴۹۱جهان و کار جهان سر به سر اگر بادستغزل شمارهٔ ۴۹۲ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدستغزل شمارهٔ ۴۹۳تو مردی و نظرت در جهان جان نگریستغزل شمارهٔ ۴۹۴به شاه نهانی رسیدی که نوشتغزل شمارهٔ ۴۹۵اگر مر تو را صلح آهنگ نیستغزل شمارهٔ ۴۹۶طرب ای بحر اصل آب حیاتغزل شمارهٔ ۴۹۷صوفیان آمدند از چپ و راستغزل شمارهٔ ۴۹۸فعل نیکان محرض نیکیستغزل شمارهٔ ۴۹۹عشق جز دولت و عنایت نیستغزل شمارهٔ ۵۰۰قبله امروز جز شهنشه نیستغزل شمارهٔ ۵۰۱امشب از چشم و مغز خواب گریختغزل شمارهٔ ۵۰۲اندرآ عیش بی‌تو شادان نیستغزل شمارهٔ ۵۰۳بر شکرت جمع مگس‌ها چراست؟غزل شمارهٔ ۵۰۴خیز که امروز جهان آن ماستغزل شمارهٔ ۵۰۵پیشتر آ روی تو جز نور نیستغزل شمارهٔ ۵۰۶کار من اینست که کاریم نیستغزل شمارهٔ ۵۰۷کیست که او بنده رای تو نیستغزل شمارهٔ ۵۰۸شیر خدا بند گسستن گرفتغزل شمارهٔ ۵۰۹مرغ دلم باز پریدن گرفتغزل شمارهٔ ۵۱۰باز به بط گفت که «صحرا خوشست»غزل شمارهٔ ۵۱۱همچو گل سرخ بُرو دست دستغزل شمارهٔ ۵۱۲صبر مرا آینه بیماری استغزل شمارهٔ ۵۱۳کیست در این شهر که او مست نیستغزل شمارهٔ ۵۱۴قصد سرم داری خنجر به مشتغزل شمارهٔ ۵۱۵خانه دل باز کبوتر گرفتغزل شمارهٔ ۵۱۶بازرسیدیم ز میخانه مستغزل شمارهٔ ۵۱۷ای ز بِگَه خاسته سر مست مستغزل شمارهٔ ۵۱۸نفسی بهوی الحبیب فارتغزل شمارهٔ ۵۱۹ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرجغزل شمارهٔ ۵۲۰ای مبارک ز تو صبوح و صباحغزل شمارهٔ ۵۲۱یا راهبا انظر الی مصباحغزل شمارهٔ ۵۲۲ماه دیدم شد مرا سودای چرخغزل شمارهٔ ۵۲۳ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشدغزل شمارهٔ ۵۲۴بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شدغزل شمارهٔ ۵۲۵بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شدغزل شمارهٔ ۵۲۶ای لولیان ای لولیان یک لولی‌یی دیوانه شدغزل شمارهٔ ۵۲۷گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زندغزل شمارهٔ ۵۲۸آن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کندغزل شمارهٔ ۵۲۹خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خوردغزل شمارهٔ ۵۳۰امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می‌رسدغزل شمارهٔ ۵۳۱صوفی چرا هُشیار شد؟ ساقی چرا بیکار شد؟غزل شمارهٔ ۵۳۲مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمندغزل شمارهٔ ۵۳۳رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنندغزل شمارهٔ ۵۳۴رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می‌کنندغزل شمارهٔ ۵۳۵سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می‌رودغزل شمارهٔ ۵۳۶آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شودغزل شمارهٔ ۵۳۷کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خودغزل شمارهٔ ۵۳۸گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زندغزل شمارهٔ ۵۳۹مستی سلامت می‌کند، پنهان پیامت می‌کندغزل شمارهٔ ۵۴۰مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کندغزل شمارهٔ ۵۴۱صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بودغزل شمارهٔ ۵۴۲بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شدغزل شمارهٔ ۵۴۳یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودغزل شمارهٔ ۵۴۴ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شودغزل شمارهٔ ۵۴۵بی تو به سر می نشود با دگری می‌نشودغزل شمارهٔ ۵۴۶هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شودغزل شمارهٔ ۵۴۷سجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟غزل شمارهٔ ۵۴۸چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسدغزل شمارهٔ ۵۴۹آب زنید راه را، هین که نگار می‌رسدغزل شمارهٔ ۵۵۰پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسدغزل شمارهٔ ۵۵۱جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بودغزل شمارهٔ ۵۵۲چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می‌رودغزل شمارهٔ ۵۵۳بی‌همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شودغزل شمارهٔ ۵۵۴این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شودغزل شمارهٔ ۵۵۵چونک جمال حسن تو، اسبِ شکار زین کندغزل شمارهٔ ۵۵۶جور و جفا و دوریی کان که نگار می‌کندغزل شمارهٔ ۵۵۷دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بودغزل شمارهٔ ۵۵۸یار مرا چو اشتران باز مهار می‌کشدغزل شمارهٔ ۵۵۹زهره عشق هر سحر بر در ما چه می‌کندغزل شمارهٔ ۵۶۰عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بودغزل شمارهٔ ۵۶۱طوطی جان مست من از شکری چه می‌شودغزل شمارهٔ ۵۶۲خیال ترک من هر شب صفات ذات من گرددغزل شمارهٔ ۵۶۳دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر داردغزل شمارهٔ ۵۶۴همی‌بینیم ساقی را که گرد جام می‌گرددغزل شمارهٔ ۵۶۵اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم داردغزل شمارهٔ ۵۶۶بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزدغزل شمارهٔ ۵۶۷نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشدغزل شمارهٔ ۵۶۸چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشدغزل شمارهٔ ۵۶۹بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمدغزل شمارهٔ ۵۷۰بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمدغزل شمارهٔ ۵۷۱بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار می‌ماندغزل شمارهٔ ۵۷۲ورای پردهٔ جانت، دلا خلقان پنهانندغزل شمارهٔ ۵۷۳برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه‌یْ شکر گویدغزل شمارهٔ ۵۷۴مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزدغزل شمارهٔ ۵۷۵ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟غزل شمارهٔ ۵۷۶دل من چون صدف باشد‌، خیال دوست دُر باشدغزل شمارهٔ ۵۷۷چو برقی می‌جهد چیزی عجب آن دلستان باشدغزل شمارهٔ ۵۷۸مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدغزل شمارهٔ ۵۷۹دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمدغزل شمارهٔ ۵۸۰صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمدغزل شمارهٔ ۵۸۱مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمدغزل شمارهٔ ۵۸۲اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیندغزل شمارهٔ ۵۸۳رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آیدغزل شمارهٔ ۵۸۴یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر داردغزل شمارهٔ ۵۸۵مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیردغزل شمارهٔ ۵۸۶سعادت‌جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدغزل شمارهٔ ۵۸۷صلا جان‌های مشتاقان که نک دلدار خوب آمدغزل شمارهٔ ۵۸۸صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمدغزل شمارهٔ ۵۸۹شکایت‌ها همی‌کردی که بهمن برگ ریز آمدغزل شمارهٔ ۵۹۰سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بودغزل شمارهٔ ۵۹۱چه بویست این چه بویست این مگر آن یار می‌آیدغزل شمارهٔ ۵۹۲اگر چرخ وجود من از این گردش فروماندغزل شمارهٔ ۵۹۳برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آیدغزل شمارهٔ ۵۹۴امروز جمال تو سیمای دگر داردغزل شمارهٔ ۵۹۵آن را که درون دل عشق و طلبی باشدغزل شمارهٔ ۵۹۶آن مه که ز پیدایی در چشم نمی‌آیدغزل شمارهٔ ۵۹۷امروز جمال تو بر دیده مبارک بادغزل شمارهٔ ۵۹۸یارانِ سحر خیزان تا صبح که دریابد؟غزل شمارهٔ ۵۹۹امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابدغزل شمارهٔ ۶۰۰جامم بشکست ای جان پهلوش خلل داردغزل شمارهٔ ۶۰۱آن عشق که از پاکی از روح حشم داردغزل شمارهٔ ۶۰۲آن کس که تو را دارد از عیش چه کم داردغزل شمارهٔ ۶۰۳گویند به بَلاساغون، تُرکی دو کمان داردغزل شمارهٔ ۶۰۴هرک آتش من دارد او خرقه ز من داردغزل شمارهٔ ۶۰۵ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازدغزل شمارهٔ ۶۰۶با تلخی معزولی میری بنمی ارزدغزل شمارهٔ ۶۰۷ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد؟!غزل شمارهٔ ۶۰۸ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشدغزل شمارهٔ ۶۰۹در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشدغزل شمارهٔ ۶۱۰نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شدغزل شمارهٔ ۶۱۱ای خفته شب تیره هنگام دعا آمدغزل شمارهٔ ۶۱۲بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمدغزل شمارهٔ ۶۱۳ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمدغزل شمارهٔ ۶۱۴آن بنده آواره بازآمد و بازآمدغزل شمارهٔ ۶۱۵خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاندغزل شمارهٔ ۶۱۶چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داندغزل شمارهٔ ۶۱۷چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیندغزل شمارهٔ ۶۱۸چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟غزل شمارهٔ ۶۱۹آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آیدغزل شمارهٔ ۶۲۰از سرو مرا بوی بالای تو می‌آیدغزل شمارهٔ ۶۲۱در تابش خورشیدش رقصم به چه می‌بایدغزل شمارهٔ ۶۲۲جان پیش تو هر ساعت می‌ریزد و می‌رویدغزل شمارهٔ ۶۲۳عاشق شده‌ای ای دل سودات مبارک بادغزل شمارهٔ ۶۲۴هر ذره که بر بالا مِی‌ نوشد و پا کوبدغزل شمارهٔ ۶۲۵گر ماه شب افروزان روپوش روا داردغزل شمارهٔ ۶۲۶هر کآتش من دارد او خرقه ز من داردغزل شمارهٔ ۶۲۷عاشق به سوی عاشق زنجیر همی‌دردغزل شمارهٔ ۶۲۸ای دوست‌! شکر بهتر یا آنک شکر سازد‌؟غزل شمارهٔ ۶۲۹عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازدغزل شمارهٔ ۶۳۰گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشدغزل شمارهٔ ۶۳۱نومید مشو جانا، کاومید پدید آمدغزل شمارهٔ ۶۳۲عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمدغزل شمارهٔ ۶۳۳شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمدغزل شمارهٔ ۶۳۴نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیندغزل شمارهٔ ۶۳۵مستان می ما را هم ساقی ما بایدغزل شمارهٔ ۶۳۶بمیرید بمیرید در این عشق بمیریدغزل شمارهٔ ۶۳۷برانید برانید که تا بازنمانیدغزل شمارهٔ ۶۳۸ملولان همه رفتند در خانه ببندیدغزل شمارهٔ ۶۳۹آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمدغزل شمارهٔ ۶۴۰تا باد سعادت ز محمد خبر افکندغزل شمارهٔ ۶۴۱در حلقه عشاق به ناگه خبر افتادغزل شمارهٔ ۶۴۲در خانه نشسته بت عیار که داردغزل شمارهٔ ۶۴۳در کوی خرابات مرا عشق کشان کردغزل شمارهٔ ۶۴۴تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شدغزل شمارهٔ ۶۴۵بار دگر آن آب به دولاب درآمدغزل شمارهٔ ۶۴۶بار دگر آن مست به بازار درآمدغزل شمارهٔ ۶۴۷تدبیر کند بنده و تقدیر نداندغزل شمارهٔ ۶۴۸ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟غزل شمارهٔ ۶۴۹بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شدغزل شمارهٔ ۶۵۰آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمدغزل شمارهٔ ۶۵۱مهتاب برآمد کلک از گور برآمدغزل شمارهٔ ۶۵۲تدبیر کند بنده و تقدیر نداندغزل شمارهٔ ۶۵۳چون بر رخ ما عکس جمال تو برآیدغزل شمارهٔ ۶۵۴هر نکته که از زهر اجل تلختر آیدغزل شمارهٔ ۶۵۵از بهر خدا عشق دگر یار مداریدغزل شمارهٔ ۶۵۶مرغان که کنون از قفس خویش جداییدغزل شمارهٔ ۶۵۷گر یک سر موی از رخ تو روی نمایدغزل شمارهٔ ۶۵۸بگو دل را که گرد غم نگرددغزل شمارهٔ ۶۵۹دلم امروز خوی یار داردغزل شمارهٔ ۶۶۰نثرنا فی ربیع الوصل بالوردغزل شمارهٔ ۶۶۱بیا ای زیرک و بر گول می‌خندغزل شمارهٔ ۶۶۲اگر عالم همه پرخار باشدغزل شمارهٔ ۶۶۳توی نقشی که جان‌ها برنتابدغزل شمارهٔ ۶۶۴دلی دارم که گرد غم نگرددغزل شمارهٔ ۶۶۵خنک جانی که او یاری پسنددغزل شمارهٔ ۶۶۶چمن جز عشق تو کاری نداردغزل شمارهٔ ۶۶۷سماع صوفیان می درنگیردغزل شمارهٔ ۶۶۸رجب بیرون شد و شعبان درآمدغزل شمارهٔ ۶۶۹چو شب شد جملگان در خواب رفتندغزل شمارهٔ ۶۷۰پریر آن چهره یارم چه خوش بودغزل شمارهٔ ۶۷۱دلم را ناله سرنای بایدغزل شمارهٔ ۶۷۲بگویم خفیه تا خواجه نرنجدغزل شمارهٔ ۶۷۳کسی کز غمزه‌ای صد عقل بنددغزل شمارهٔ ۶۷۴چنان کز غم دل دانا گریزدغزل شمارهٔ ۶۷۵هر آن دل‌ها که بی‌تو شاد باشدغزل شمارهٔ ۶۷۶سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشدغزل شمارهٔ ۶۷۷عجب آن دلبر زیبا کجا شدغزل شمارهٔ ۶۷۸به صورت یار من چون خشمگین شدغزل شمارهٔ ۶۷۹چو دیوم عاشق آن یک پری شدغزل شمارهٔ ۶۸۰نگارا مردگان از جان چه دانندغزل شمارهٔ ۶۸۱کسی که غیر این سوداش نبودغزل شمارهٔ ۶۸۲یکی لحظه از او دوری نبایدغزل شمارهٔ ۶۸۳ز خاک من اگر گندم برآیدغزل شمارهٔ ۶۸۴ز رویت دسته گل می‌توان کردغزل شمارهٔ ۶۸۵دل با دل دوست در حنین باشدغزل شمارهٔ ۶۸۶ای مطرب جان چو دف به دست آمدغزل شمارهٔ ۶۸۷کی باشد کاین قفس چمن گرددغزل شمارهٔ ۶۸۸روی تو به رنگریز کان ماندغزل شمارهٔ ۶۸۹دوش از بت من جهان چه می‌شدغزل شمارهٔ ۶۹۰ای عشق که جمله از تو شادندغزل شمارهٔ ۶۹۱هر چند که بلبلان گزینندغزل شمارهٔ ۶۹۲رفتیم بقیه را بقا بادغزل شمارهٔ ۶۹۳جانی که ز نور مصطفی زادغزل شمارهٔ ۶۹۴آن کز دهن تو رنگ داردغزل شمارهٔ ۶۹۵این قافله بار ما نداردغزل شمارهٔ ۶۹۶بیچاره کسی که زر نداردغزل شمارهٔ ۶۹۷دل بی‌لطف تو جان نداردغزل شمارهٔ ۶۹۸آن کس که ز تو نشان نداردغزل شمارهٔ ۶۹۹بیچاره کسی که می نداردغزل شمارهٔ ۷۰۰آن خواجه خوش لقا چه داردغزل شمارهٔ ۷۰۱آن خواجه خوش لقا چه داردغزل شمارهٔ ۷۰۲پرکندگی از نفاق خیزدغزل شمارهٔ ۷۰۳آن کس که ز جان خود نترسدغزل شمارهٔ ۷۰۴آن جا که چو تو نگار باشدغزل شمارهٔ ۷۰۵ای کز تو همه جفا وفا شدغزل شمارهٔ ۷۰۶روزم به عیادت شب آمدغزل شمارهٔ ۷۰۷آن یوسف خوش عذار آمدغزل شمارهٔ ۷۰۸برخیز که ساقی اندر آمدغزل شمارهٔ ۷۰۹جان از سفر دراز آمدغزل شمارهٔ ۷۱۰آن شعله نور می‌خرامدغزل شمارهٔ ۷۱۱امروز نگار ما نیامدغزل شمارهٔ ۷۱۲خوش باش که هر که راز داندغزل شمارهٔ ۷۱۳ساقی زان می که می‌چریدندغزل شمارهٔ ۷۱۴اول نظر ار چه سرسری بودغزل شمارهٔ ۷۱۵اول نظر ار چه سرسری بودغزل شمارهٔ ۷۱۶دیر آمده‌ای سفر مکن زودغزل شمارهٔ ۷۱۷آن کس که به بندگیت آیدغزل شمارهٔ ۷۱۸آخر گهر وفا بباریدغزل شمارهٔ ۷۱۹ای اهل صبوح در چه کاریدغزل شمارهٔ ۷۲۰از بهر چه در غم و زحیریدغزل شمارهٔ ۷۲۱هر سینه که سیمبر نداردغزل شمارهٔ ۷۲۲ما مست شدیم و دل جدا شدغزل شمارهٔ ۷۲۳ساقی برخیز کان مه آمدغزل شمارهٔ ۷۲۴گر مایهٔ دهر جان فزا بودغزل شمارهٔ ۷۲۵کس با چو تو یار راز گویدغزل شمارهٔ ۷۲۶شب رفت حریفکان کجاییدغزل شمارهٔ ۷۲۷از دلبر ما نشان کی داردغزل شمارهٔ ۷۲۸دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کُشدغزل شمارهٔ ۷۲۹اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کندغزل شمارهٔ ۷۳۰اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنندغزل شمارهٔ ۷۳۱پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بودغزل شمارهٔ ۷۳۲دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بودغزل شمارهٔ ۷۳۳ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار بادغزل شمارهٔ ۷۳۴مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و دادغزل شمارهٔ ۷۳۵دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یادغزل شمارهٔ ۷۳۶گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شدغزل شمارهٔ ۷۳۷نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شدغزل شمارهٔ ۷۳۸مطربم سرمست شد انگشت بر رق می‌زندغزل شمارهٔ ۷۳۹قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کندغزل شمارهٔ ۷۴۰مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کندغزل شمارهٔ ۷۴۱پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کندغزل شمارهٔ ۷۴۲عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کندغزل شمارهٔ ۷۴۳آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بودغزل شمارهٔ ۷۴۴رو ترش کردی مگر دی باده‌ات گیرا نبودغزل شمارهٔ ۷۴۵آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خودغزل شمارهٔ ۷۴۶برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردریدغزل شمارهٔ ۷۴۷ای طربناکان ز مطرب التماس می‌ کنیدغزل شمارهٔ ۷۴۸فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار بادغزل شمارهٔ ۷۴۹مست آمد دلبرم تا دل برد از بامدادغزل شمارهٔ ۷۵۰شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهادغزل شمارهٔ ۷۵۱هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشدغزل شمارهٔ ۷۵۲هم دلم ره می‌نماید هم دلم ره می‌زندغزل شمارهٔ ۷۵۳هم لبان می‌فروشت باده را ارزان کندغزل شمارهٔ ۷۵۴می‌خرامد آفتاب خوبرویان ره کنیدغزل شمارهٔ ۷۵۵شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بودغزل شمارهٔ ۷۵۶علتی باشد که آن اندر بهاران بد شودغزل شمارهٔ ۷۵۷وصف آن مخدوم می‌کن گرچه می‌رنجد حسودغزل شمارهٔ ۷۵۸دل من کار تو دارد گل و گلنار تو داردغزل شمارهٔ ۷۵۹دل من رای تو دارد سر سودای تو داردغزل شمارهٔ ۷۶۰خنک آن کس که چو ما شد‌، همه تسلیم و رضا شدغزل شمارهٔ ۷۶۱چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمدغزل شمارهٔ ۷۶۲بدرد مرده کفن را به سر گور برآیدغزل شمارهٔ ۷۶۳خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شدغزل شمارهٔ ۷۶۴مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداندغزل شمارهٔ ۷۶۵هله نومید نباشی که تو را یار براندغزل شمارهٔ ۷۶۶خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گرددغزل شمارهٔ ۷۶۷صنما جفا رها کن کرم این روا نداردغزل شمارهٔ ۷۶۸چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزدغزل شمارهٔ ۷۶۹چه توقفست زین پس همه کاروان روان شدغزل شمارهٔ ۷۷۰همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامدغزل شمارهٔ ۷۷۱هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نماندغزل شمارهٔ ۷۷۲صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمدغزل شمارهٔ ۷۷۳سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمدغزل شمارهٔ ۷۷۴به میان دل خیال مه دلگشا درآمدغزل شمارهٔ ۷۷۵هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارندغزل شمارهٔ ۷۷۶عاشقان بر درت از اشک چو باران کارندغزل شمارهٔ ۷۷۷ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرندغزل شمارهٔ ۷۷۸از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرودغزل شمارهٔ ۷۷۹همه خفتند و من دلشده را خواب نبردغزل شمارهٔ ۷۸۰بر سر آتش تو سوختم و دود نکردغزل شمارهٔ ۷۸۱در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزدغزل شمارهٔ ۷۸۲خبرت هست که در شهر شکر ارزان شدغزل شمارهٔ ۷۸۳ای دریغا که حریفان همه سر بنهادندغزل شمارهٔ ۷۸۴عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدندغزل شمارهٔ ۷۸۵ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرندغزل شمارهٔ ۷۸۶آنک عکس رخ او راه ثریا بزندغزل شمارهٔ ۷۸۷آنچ روی تو کند نور رخ خور نکندغزل شمارهٔ ۷۸۸آه کان طوطی دل بی‌شکرستان چه کندغزل شمارهٔ ۷۸۹از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرودغزل شمارهٔ ۷۹۰واقف سرمد تا مدرسه عشق گشودغزل شمارهٔ ۷۹۱این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پریدغزل شمارهٔ ۷۹۲هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان بادغزل شمارهٔ ۷۹۳هست مستی که مرا جانب میخانه بردغزل شمارهٔ ۷۹۴هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزدغزل شمارهٔ ۷۹۵وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسدغزل شمارهٔ ۷۹۶وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسدغزل شمارهٔ ۷۹۷ز اول روز که مخموری مستان باشدغزل شمارهٔ ۷۹۸ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبودغزل شمارهٔ ۷۹۹سفره کهنه کجا درخور نان تو بودغزل شمارهٔ ۸۰۰گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شودغزل شمارهٔ ۸۰۱عشرتی هست در این گوشه غنیمت داریدغزل شمارهٔ ۸۰۲می‌رسد یوسف مصری همه اقرار دهیدغزل شمارهٔ ۸۰۳بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزدغزل شمارهٔ ۸۰۴صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرندغزل شمارهٔ ۸۰۵یا رب این بوی که امروز به ما می‌آیدغزل شمارهٔ ۸۰۶یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آیدغزل شمارهٔ ۸۰۷لحظه‌ای قصه کنان قصه تبریز کنیدغزل شمارهٔ ۸۰۸عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدندغزل شمارهٔ ۸۰۹طرفه گرمابه‌بانی کو ز خلوت برآیدغزل شمارهٔ ۸۱۰باز شیری با شکر آمیختندغزل شمارهٔ ۸۱۱آن شکرپاسخ، نباتم می‌دهدغزل شمارهٔ ۸۱۲خنب‌های لایزالی جوش بادغزل شمارهٔ ۸۱۳موشکی صندوق را سوراخ کردغزل شمارهٔ ۸۱۴بار دیگر یار ما هنباز کردغزل شمارهٔ ۸۱۵شهر پر شد لولیان عقل دزدغزل شمارهٔ ۸۱۶خلق می‌جنبند مانا روز شدغزل شمارهٔ ۸۱۷چون مرا جمعی خریدار آمدندغزل شمارهٔ ۸۱۸ساقیان سرمست در کار آمدندغزل شمارهٔ ۸۱۹اندک اندک جمع مستان می‌رسندغزل شمارهٔ ۸۲۰هر چه آن خسرو کند شیرین کندغزل شمارهٔ ۸۲۱خنده از لطفت حکایت می‌کندغزل شمارهٔ ۸۲۲عشق اکنون مهربانی می‌کندغزل شمارهٔ ۸۲۳عمر بر اومید فردا می‌رودغزل شمارهٔ ۸۲۴عاشقان پیدا و دلبر ناپدیدغزل شمارهٔ ۸۲۵برنشین ای عزم و منشین ای امیدغزل شمارهٔ ۸۲۶ای خدا از عاشقان خشنود بادغزل شمارهٔ ۸۲۷نه فلک مر عاشقان را بنده بادغزل شمارهٔ ۸۲۸هر که را اسرار عشق اظهار شدغزل شمارهٔ ۸۲۹هر چه دلبر کرد ناخوش چون بودغزل شمارهٔ ۸۳۰صاف جان‌ها سوی گردون می‌رودغزل شمارهٔ ۸۳۱هر زمان لطفت همی در پی رسدغزل شمارهٔ ۸۳۲شب شد و هنگام خلوتگاه شدغزل شمارهٔ ۸۳۳مرگ ما هست عروسی ابدغزل شمارهٔ ۸۳۴از دل رفته نشان می‌آیدغزل شمارهٔ ۸۳۵گل خندان که نخندد چه کندغزل شمارهٔ ۸۳۶گر نخسپی شبکی جان چه شودغزل شمارهٔ ۸۳۷هر کجا بوی خدا می‌آیدغزل شمارهٔ ۸۳۸گر نخسپی شبکی جان چه شودغزل شمارهٔ ۸۳۹خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشدغزل شمارهٔ ۸۴۰بعد از سماع گویی کان شورها کجا شدغزل شمارهٔ ۸۴۱باز آفتاب دولت بر آسمان برآمدغزل شمارهٔ ۸۴۲آن ماه کو ز خوبی بر جمله می‌دواندغزل شمارهٔ ۸۴۳در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ نایدغزل شمارهٔ ۸۴۴گر ساعتی ببری ز اندیشه‌ها چه باشدغزل شمارهٔ ۸۴۵مرغی که ناگهانی در دام ما درآمدغزل شمارهٔ ۸۴۶بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداندغزل شمارهٔ ۸۴۷پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داندغزل شمارهٔ ۸۴۸از چشم پرخمارت دل را قرار ماندغزل شمارهٔ ۸۴۹ای آن که از عزیزی در دیده جات کردندغزل شمارهٔ ۸۵۰یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدندغزل شمارهٔ ۸۵۱ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آیدغزل شمارهٔ ۸۵۲جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آیدغزل شمارهٔ ۸۵۳مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشدغزل شمارهٔ ۸۵۴گفتم مکن چنین‌ها ای جان چنین نباشدغزل شمارهٔ ۸۵۵عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمدغزل شمارهٔ ۸۵۶برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمدغزل شمارهٔ ۸۵۷گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماندغزل شمارهٔ ۸۵۸وقتی خوش است ما را‌، لابد نبید بایدغزل شمارهٔ ۸۵۹نی دیده هر دلی را دیدار می‌نمایدغزل شمارهٔ ۸۶۰ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیردغزل شمارهٔ ۸۶۱لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکردغزل شمارهٔ ۸۶۲قومی که بر براق بصیرت سفر کنندغزل شمارهٔ ۸۶۳آتش پریر گفت نهانی به گوش دودغزل شمارهٔ ۸۶۴بلبل نگر که جانب گلزار می‌رودغزل شمارهٔ ۸۶۵جانا بیار باده که ایام می‌رودغزل شمارهٔ ۸۶۶چندان حلاوت و مزه و مستی و گشادغزل شمارهٔ ۸۶۷چندان حلاوت و مزه و مستی و گشادغزل شمارهٔ ۸۶۸به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببردغزل شمارهٔ ۸۶۹خیاط روزگار به بالای هیچ مردغزل شمارهٔ ۸۷۰چشمم همی‌پرد مگر آن یار می‌رسدغزل شمارهٔ ۸۷۱آمد بهار خرم و رحمت نثار شدغزل شمارهٔ ۸۷۲این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشدغزل شمارهٔ ۸۷۳خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زودغزل شمارهٔ ۸۷۴امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شودغزل شمارهٔ ۸۷۵گر عید وصل تست منم خود غلام عیدغزل شمارهٔ ۸۷۶تا چند خرقه بردرم از بیم و از امیدغزل شمارهٔ ۸۷۷امسال بلبلان چه خبرها همی‌دهندغزل شمارهٔ ۸۷۸صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهدغزل شمارهٔ ۸۷۹صبح آمد و صحیفه مصقول برکشیدغزل شمارهٔ ۸۸۰صد مصر مملکت ز تعدی خراب شدغزل شمارهٔ ۸۸۱آه که بار دگر آتش در من فتادغزل شمارهٔ ۸۸۲جامه سیه کرد کفر نور محمد رسیدغزل شمارهٔ ۸۸۳جان من و جان تو بود یکی ز اتحادغزل شمارهٔ ۸۸۴پرده دل می‌زند زهره هم از بامدادغزل شمارهٔ ۸۸۵بار دگر آمدیم تا شود اقبال شادغزل شمارهٔ ۸۸۶از رسن زلف تو خلق به جان آمدندغزل شمارهٔ ۸۸۷روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بودغزل شمارهٔ ۸۸۸زهره من بر فلک شکل دگر می‌رودغزل شمارهٔ ۸۸۹روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدیدغزل شمارهٔ ۸۹۰صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت دریدغزل شمارهٔ ۸۹۱دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسیدغزل شمارهٔ ۸۹۲آمد شهر صیام سنجق سلطان رسیدغزل شمارهٔ ۸۹۳نیک بدست آنک او شد تلف نیک و بدغزل شمارهٔ ۸۹۴نعره آن بلبلان از سوی بستان رسیدغزل شمارهٔ ۸۹۵وسوسه تن گذشت غلغله جان رسیدغزل شمارهٔ ۸۹۶غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلندغزل شمارهٔ ۸۹۷شرح دهم من که شب از چه سیه‌دل بودغزل شمارهٔ ۸۹۸بانگ زدم من که «دل مست کجا می‌رود؟»غزل شمارهٔ ۸۹۹یار مرا عارض و عذار نه این بودغزل شمارهٔ ۹۰۰بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزدغزل شمارهٔ ۹۰۱اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشدغزل شمارهٔ ۹۰۲ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشدغزل شمارهٔ ۹۰۳اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذاردغزل شمارهٔ ۹۰۴ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می‌شدغزل شمارهٔ ۹۰۵شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداندغزل شمارهٔ ۹۰۶گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شدغزل شمارهٔ ۹۰۷مده به دست فراقت دل مرا که نشایدغزل شمارهٔ ۹۰۸چو درد گیرد دندان تو عدو گرددغزل شمارهٔ ۹۰۹چه پادشاست که از خاک پادشا سازدغزل شمارهٔ ۹۱۰بر آستانه اسرار آسمان نرسدغزل شمارهٔ ۹۱۱به روز مرگ چو تابوت من روان باشدغزل شمارهٔ ۹۱۲نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنندغزل شمارهٔ ۹۱۳بگو به گوش کسانی که نور چشم منندغزل شمارهٔ ۹۱۴ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجودغزل شمارهٔ ۹۱۵بیا که ساقی عشق شراب‌باره رسیدغزل شمارهٔ ۹۱۶درخت و برگ برآید ز خاک این گویدغزل شمارهٔ ۹۱۷به یارکان صفا جز می صفا مدهیدغزل شمارهٔ ۹۱۸چو کارزار کند شاه روم با شمشادغزل شمارهٔ ۹۱۹ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب بردغزل شمارهٔ ۹۲۰کسی که عاشق آن رونق چمن باشدغزل شمارهٔ ۹۲۱سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کندغزل شمارهٔ ۹۲۲چو عشق را هوس بوسه و کنار بودغزل شمارهٔ ۹۲۳رسید ساقی جان ما خمار خواب‌آلودغزل شمارهٔ ۹۲۴به روح‌های مقدس ز من سلام بریدغزل شمارهٔ ۹۲۵دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عیدغزل شمارهٔ ۹۲۶حبیب کعبه جانست اگر نمی‌دانیدغزل شمارهٔ ۹۲۷به باغ بلبل از این پس حدیث ما گویدغزل شمارهٔ ۹۲۸هزار جان مقدس فدای روی تو بادغزل شمارهٔ ۹۲۹ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مرادغزل شمارهٔ ۹۳۰سپاس و شکر خدا را که بندها بگشادغزل شمارهٔ ۹۳۱مها به دل نظری کن که دل تو را داردغزل شمارهٔ ۹۳۲مها به دل نظری کن که دل تو را داردغزل شمارهٔ ۹۳۳میان باغ گل سرخ‌های و هو داردغزل شمارهٔ ۹۳۴میان باغ، گل سرخ‌، های و هو داردغزل شمارهٔ ۹۳۵مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشدغزل شمارهٔ ۹۳۶مرا عقیق تو باید شکر چه سود کندغزل شمارهٔ ۹۳۷فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوندغزل شمارهٔ ۹۳۸سخن به نزد سخندان بزرگوار بودغزل شمارهٔ ۹۳۹به پیش تو چه زند جان و جان کدام بودغزل شمارهٔ ۹۴۰ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرودغزل شمارهٔ ۹۴۱ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سودغزل شمارهٔ ۹۴۲اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهدغزل شمارهٔ ۹۴۳نماز شام چو خورشید در غروب آیدغزل شمارهٔ ۹۴۴به باغ بلبل از این پس نوای ما گویدغزل شمارهٔ ۹۴۵ندا رسید به جان‌ها که چند می‌پاییدغزل شمارهٔ ۹۴۶میان باغ، گل سرخ‌، های و هو داردغزل شمارهٔ ۹۴۷مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزدغزل شمارهٔ ۹۴۸کسی خراب خرابات و مست می‌باشدغزل شمارهٔ ۹۴۹مرا وصال تو باید صبا چه سود کندغزل شمارهٔ ۹۵۰سپاس آن عدمی را که هستِ ما بربودغزل شمارهٔ ۹۵۱هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شودغزل شمارهٔ ۹۵۲ز شمس دین طرب نوبهار بازآیدغزل شمارهٔ ۹۵۳سپیده دم بدمید و سپیده می‌سایدغزل شمارهٔ ۹۵۴فزود آتش من آب را خبر ببریدغزل شمارهٔ ۹۵۵سلام بر تو که سین سلام بر تو رسیدغزل شمارهٔ ۹۵۶ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنیدغزل شمارهٔ ۹۵۷هزار جان مقدس فدای روی تو بادغزل شمارهٔ ۹۵۸کدام لب که از او بوی جان نمی‌آیدغزل شمارهٔ ۹۵۹اگر دل از غم دنیا جدا توانی کردغزل شمارهٔ ۹۶۰به حارسان نکوروی من خطاب کنیدغزل شمارهٔ ۹۶۱جهان را بدیدم وفایی نداردغزل شمارهٔ ۹۶۲سحر این دل من ز سودا چه می‌شدغزل شمارهٔ ۹۶۳دل من که باشد که تو را نباشدغزل شمارهٔ ۹۶۴گفتم که ای جان خود جان چه باشدغزل شمارهٔ ۹۶۵دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شودغزل شمارهٔ ۹۶۶دیده خون گشت و خون نمی‌خسبدغزل شمارهٔ ۹۶۷رسم نو بین که شهریار نهادغزل شمارهٔ ۹۶۸سیبکی نیم سرخ و نیمی زردغزل شمارهٔ ۹۶۹سیبکی نیم سرخ و نیمی زردغزل شمارهٔ ۹۷۰دیده‌ها شب فراز باید کردغزل شمارهٔ ۹۷۱عشق تو مست و کف زنانم کردغزل شمارهٔ ۹۷۲عاشقانی که باخبر میرندغزل شمارهٔ ۹۷۳صوفیان در دمی دو عید کنندغزل شمارهٔ ۹۷۴گر تو را بخت یار خواهد بودغزل شمارهٔ ۹۷۵آتش افکند در جهان جمشیدغزل شمارهٔ ۹۷۶خسروانی که فتنه‌ای چینیدغزل شمارهٔ ۹۷۷عید بر عاشقان مبارک بادغزل شمارهٔ ۹۷۸زندگانی صدر عالی بادغزل شمارهٔ ۹۷۹شاهدی بین که در زمانه بزادغزل شمارهٔ ۹۸۰مادر عشق طفل عاشق راغزل شمارهٔ ۹۸۱شعر من نان مصر را ماندغزل شمارهٔ ۹۸۲یوسف آخرزمان خرامان شدغزل شمارهٔ ۹۸۳هر کی در ذوق‌ِ عشق دنگ آمدغزل شمارهٔ ۹۸۴هین که هنگام صابر‌ان آمدغزل شمارهٔ ۹۸۵هر که بهر تو انتظار کندغزل شمارهٔ ۹۸۶عشق را جان بی‌قرار بودغزل شمارهٔ ۹۸۷هر که را ذوق دین پدید آیدغزل شمارهٔ ۹۸۸بوی دلدار ما نمی‌آیدغزل شمارهٔ ۹۸۹صبر با عشق بس نمی‌آیدغزل شمارهٔ ۹۹۰من بسازم ولیک کی شایدغزل شمارهٔ ۹۹۱عشق جانان مرا ز جان ببریدغزل شمارهٔ ۹۹۲خسروانی که فتنه‌ای چینیدغزل شمارهٔ ۹۹۳زان ازلی نور که پرورده‌اندغزل شمارهٔ ۹۹۴دوست همان به که بلاکش بودغزل شمارهٔ ۹۹۵دیدن روی تو هم از بامدادغزل شمارهٔ ۹۹۶گفت کسی خواجه سنایی بمردغزل شمارهٔ ۹۹۷پیرهن یوسف و بو می‌رسدغزل شمارهٔ ۹۹۸آتش عشق تو قلاووز شدغزل شمارهٔ ۹۹۹از سوی دل لشکر جان آمدندغزل شمارهٔ ۱۰۰۰آنچ گل سرخ قبا می‌کندغزل شمارهٔ ۱۰۰۱آه در آن شمع منور چه بودغزل شمارهٔ ۱۰۰۲چونک کمند تو دلم را کشیدغزل شمارهٔ ۱۰۰۳شاخ گلی باغ ز تو سبز و شادغزل شمارهٔ ۱۰۰۴دوش دل عربده گر با کی بودغزل شمارهٔ ۱۰۰۵هر که ز عشاق گریزان شودغزل شمارهٔ ۱۰۰۶عشق مرا بر همگان برگزیدغزل شمارهٔ ۱۰۰۷گفت کسی خواجه سنایی بمردغزل شمارهٔ ۱۰۰۸یا من نعماه غیر معدودغزل شمارهٔ ۱۰۰۹طارت الکتب الکرام من کرام یا عبادغزل شمارهٔ ۱۰۱۰من رای درا تلالا نوره وسط الفؤادغزل شمارهٔ ۱۰۱۱میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسیدغزل شمارهٔ ۱۰۱۲یا شبه الطیف لی انت قریب بعیدغزل شمارهٔ ۱۰۱۳اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بودغزل شمارهٔ ۱۰۱۴حکم البین بموتی و عمدغزل شمارهٔ ۱۰۱۵ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زرغزل شمارهٔ ۱۰۱۶انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصرغزل شمارهٔ ۱۰۱۷آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگرغزل شمارهٔ ۱۰۱۸رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگرغزل شمارهٔ ۱۰۱۹ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شرغزل شمارهٔ ۱۰۲۰ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفرغزل شمارهٔ ۱۰۲۱گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببرغزل شمارهٔ ۱۰۲۲دی سحری بر گذری گفت مرا یارغزل شمارهٔ ۱۰۲۳اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خورغزل شمارهٔ ۱۰۲۴مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادرغزل شمارهٔ ۱۰۲۵مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندرغزل شمارهٔ ۱۰۲۶گرچه نه به دریاییم دانه گهریم آخرغزل شمارهٔ ۱۰۲۷یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکرغزل شمارهٔ ۱۰۲۸ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگرغزل شمارهٔ ۱۰۲۹جان بر کف خود داری ای مونس جان زوترغزل شمارهٔ ۱۰۳۰نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکرغزل شمارهٔ ۱۰۳۱جان من و جان تو بستست به همدیگرغزل شمارهٔ ۱۰۳۲تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخرغزل شمارهٔ ۱۰۳۳ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سرغزل شمارهٔ ۱۰۳۴مکن یار مکن یار مرو ای مه عیارغزل شمارهٔ ۱۰۳۵ای عاشق بیچاره شده زار به زر برغزل شمارهٔ ۱۰۳۶ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر برغزل شمارهٔ ۱۰۳۷گیرم که بود میر تو را زر به خروارغزل شمارهٔ ۱۰۳۸به حسن تو نباشد یار دیگرغزل شمارهٔ ۱۰۳۹بگرد فتنه می‌گردی دگربارغزل شمارهٔ ۱۰۴۰جفا از سر گرفتی یاد می‌دارغزل شمارهٔ ۱۰۴۱مرا یارا چنین بی‌یار مگذارغزل شمارهٔ ۱۰۴۲منم از جان خود بیزار بیزارغزل شمارهٔ ۱۰۴۳مرا اقبال خندانید آخرغزل شمارهٔ ۱۰۴۴به ساقی درنگر در مست منگرغزل شمارهٔ ۱۰۴۵بگردان ساقیا آن جام دیگرغزل شمارهٔ ۱۰۴۶نگشتم از تو هرگز ای صنم سیرغزل شمارهٔ ۱۰۴۷در این سرما و باران یار خوشترغزل شمارهٔ ۱۰۴۸خداوند خداوندان اسرارغزل شمارهٔ ۱۰۴۹صد بار بگفتمت نگهدارغزل شمارهٔ ۱۰۵۰کی باشد اختری در اقطارغزل شمارهٔ ۱۰۵۱شب گشت ولیک پیش اغیارغزل شمارهٔ ۱۰۵۲نوریست میان شعر احمرغزل شمارهٔ ۱۰۵۳نزدیک توام مرا مبین دورغزل شمارهٔ ۱۰۵۴ای یار شگرف در همه کارغزل شمارهٔ ۱۰۵۵انجیرفروش را چه بهترغزل شمارهٔ ۱۰۵۶انجیرفروش را چه بهترغزل شمارهٔ ۱۰۵۷دارد درویش نوش دیگرغزل شمارهٔ ۱۰۵۸آخر کی شود از آن لقا سیرغزل شمارهٔ ۱۰۵۹گفتی که زیان کنی زیان گیرغزل شمارهٔ ۱۰۶۰عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وارغزل شمارهٔ ۱۰۶۱عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یارغزل شمارهٔ ۱۰۶۲چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیرغزل شمارهٔ ۱۰۶۳عزم رفتن کرده‌ای چون عمر شیرین یاد دارغزل شمارهٔ ۱۰۶۴مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دارغزل شمارهٔ ۱۰۶۵یا ربا این لطف‌ها را از لبش پاینده دارغزل شمارهٔ ۱۰۶۶مرحبا ای جان باقی پادشاهِ کامیارغزل شمارهٔ ۱۰۶۷سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زرغزل شمارهٔ ۱۰۶۸نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمرغزل شمارهٔ ۱۰۶۹در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیرغزل شمارهٔ ۱۰۷۰گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیرغزل شمارهٔ ۱۰۷۱معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیرغزل شمارهٔ ۱۰۷۲گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیرغزل شمارهٔ ۱۰۷۳خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دارغزل شمارهٔ ۱۰۷۴گرْم در گفتار آمد آن صنم اَین الفرارغزل شمارهٔ ۱۰۷۵آینه‌یْ چینی تو را با زنگی اعشیٰ چه کار‌؟غزل شمارهٔ ۱۰۷۶لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریارغزل شمارهٔ ۱۰۷۷از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یارغزل شمارهٔ ۱۰۷۸شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخرغزل شمارهٔ ۱۰۷۹بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستورغزل شمارهٔ ۱۰۸۰ساقیا هستند خلقان از می ما دور دورغزل شمارهٔ ۱۰۸۱ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیارغزل شمارهٔ ۱۰۸۲عقل، بندِ رَه‌روان و عاشقان‌ست، ای پسرغزل شمارهٔ ۱۰۸۳هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوترغزل شمارهٔ ۱۰۸۴مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکرغزل شمارهٔ ۱۰۸۵همه صیدها بکردی، هله، میر بار دیگرغزل شمارهٔ ۱۰۸۶هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوترغزل شمارهٔ ۱۰۸۷بده آن باده به ما باده به ما اولیترغزل شمارهٔ ۱۰۸۸سر فروکن به سحر کز سر بازار نظرغزل شمارهٔ ۱۰۸۹هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگرغزل شمارهٔ ۱۰۹۰صنما این چه گمانست فرودست حقیرغزل شمارهٔ ۱۰۹۱نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیرغزل شمارهٔ ۱۰۹۲اختران را شب وصلست و نثارست و نثارغزل شمارهٔ ۱۰۹۳روستایی بچه‌ای هست درون بازارغزل شمارهٔ ۱۰۹۴پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگرغزل شمارهٔ ۱۰۹۵داد جاروبی به دستم آن نگارغزل شمارهٔ ۱۰۹۶گر ز سر عشق او داری خبرغزل شمارهٔ ۱۰۹۷عقل بند رهروانست ای پسرغزل شمارهٔ ۱۰۹۸آمدم من بی‌دل و جان ای پسرغزل شمارهٔ ۱۰۹۹ای نهاده بر سر زانو تو سرغزل شمارهٔ ۱۱۰۰بس که می‌انگیخت آن مه شور و شرغزل شمارهٔ ۱۱۰۱نرم نرمک سوی رخسارش نگرغزل شمارهٔ ۱۱۰۲عشق را با گفت و با ایما چه کارغزل شمارهٔ ۱۱۰۳رفتم آن جا مست و گفتم ای نگارغزل شمارهٔ ۱۱۰۴باز شد در عاشقی بابی دگرغزل شمارهٔ ۱۱۰۵ای خیالت در دل من هر سحورغزل شمارهٔ ۱۱۰۶راز را اندر میان نه وامگیرغزل شمارهٔ ۱۱۰۷در چمن آیید و بربندید دیدغزل شمارهٔ ۱۱۰۸ساقیا باده چون نار بیارغزل شمارهٔ ۱۱۰۹ساقیا باده گلرنگ بیارغزل شمارهٔ ۱۱۱۰از لب یار شکر را چه خبرغزل شمارهٔ ۱۱۱۱روزی خوشست رویت از نور روز خوشترغزل شمارهٔ ۱۱۱۲بر منبرست این دم مذکر مذکرغزل شمارهٔ ۱۱۱۳ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگرغزل شمارهٔ ۱۱۱۴ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگرغزل شمارهٔ ۱۱۱۵ای آینه فقیری جانی و چیز دیگرغزل شمارهٔ ۱۱۱۶هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگارغزل شمارهٔ ۱۱۱۷دل ناظر جمال تو آن گاه انتظارغزل شمارهٔ ۱۱۱۸میر شکار من که مرا کرده‌ای شکارغزل شمارهٔ ۱۱۱۹کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدرغزل شمارهٔ ۱۱۲۰مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده درغزل شمارهٔ ۱۱۲۱آمد بهار خرم و آمد رسول یارغزل شمارهٔ ۱۱۲۲اندیشه را رها کن اندر دلش مگیرغزل شمارهٔ ۱۱۲۳پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دارغزل شمارهٔ ۱۱۲۴تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وارغزل شمارهٔ ۱۱۲۵چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبرغزل شمارهٔ ۱۱۲۶سست مکن زه که من تیر توام چارپرغزل شمارهٔ ۱۱۲۷وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجرغزل شمارهٔ ۱۱۲۸بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمرغزل شمارهٔ ۱۱۲۹عمر که بی‌عشق رفت، هیچ حسابش مگیرغزل شمارهٔ ۱۱۳۰آید هر دم رسول از طرف شهر یارغزل شمارهٔ ۱۱۳۱گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهرغزل شمارهٔ ۱۱۳۲چون سرِ کس نیستت، فتنه مکن دل مبرغزل شمارهٔ ۱۱۳۳نه در وفات گذارد نه در جفا دلدارغزل شمارهٔ ۱۱۳۴چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدارغزل شمارهٔ ۱۱۳۵بیار ساقی بادت فدا سر و دستارغزل شمارهٔ ۱۱۳۶نبشته‌ست خدا گِردِ چهره دلدارغزل شمارهٔ ۱۱۳۷شده‌ست نور محمد هزار شاخ هزارغزل شمارهٔ ۱۱۳۸چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کارغزل شمارهٔ ۱۱۳۹مجوی شادی چون در غمست میل نگارغزل شمارهٔ ۱۱۴۰بیامدیم دگربار چون نسیم بهارغزل شمارهٔ ۱۱۴۱ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یارغزل شمارهٔ ۱۱۴۲درخت اگر متحرک بدی به پا و به پرغزل شمارهٔ ۱۱۴۳تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگرغزل شمارهٔ ۱۱۴۴ندا رسید به جان‌ها ز خسرو منصورغزل شمارهٔ ۱۱۴۵به من نگر که منم مونس تو اندر گورغزل شمارهٔ ۱۱۴۶مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقارغزل شمارهٔ ۱۱۴۷بکش بکش که چه خوش می‌کشی بیار بیارغزل شمارهٔ ۱۱۴۸کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شرغزل شمارهٔ ۱۱۴۹فغان فغان که ببست آن نگار بار سفرغزل شمارهٔ ۱۱۵۰به خدمت لبت آمد به انتجاع شکرغزل شمارهٔ ۱۱۵۱قدح شکست و شرابم نماند و من مخمورغزل شمارهٔ ۱۱۵۲ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیرغزل شمارهٔ ۱۱۵۳مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیرغزل شمارهٔ ۱۱۵۴چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمرغزل شمارهٔ ۱۱۵۵از آن مقام که نبود گشاد زود گذرغزل شمارهٔ ۱۱۵۶مطربِ عاشقان بجنبان تارغزل شمارهٔ ۱۱۵۷گر تو خواهی وطن پر از دلدارغزل شمارهٔ ۱۱۵۸رحم بر یار کی کند هم یارغزل شمارهٔ ۱۱۵۹عشق جانست عشق تو جان‌ترغزل شمارهٔ ۱۱۶۰روی بنما به ما مکن مستورغزل شمارهٔ ۱۱۶۱مطربا عیش و نوش از سر گیرغزل شمارهٔ ۱۱۶۲مطربا عشقبازی از سر گیرغزل شمارهٔ ۱۱۶۳عار بادا جهانیان را عارغزل شمارهٔ ۱۱۶۴خلق را زیر گنبد دوارغزل شمارهٔ ۱۱۶۵میر خرابات توی ای نگارغزل شمارهٔ ۱۱۶۶چند از این راه نو روزگارغزل شمارهٔ ۱۱۶۷مست توام نه از می و نه از کوکنارغزل شمارهٔ ۱۱۶۸جان خراباتی و عمر بهارغزل شمارهٔ ۱۱۶۹هست کسی صافی و زیبانظرغزل شمارهٔ ۱۱۷۰رحم کن ار زخم شوم سر به سرغزل شمارهٔ ۱۱۷۱در بگشا کآمد خامی دگرغزل شمارهٔ ۱۱۷۲جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطرغزل شمارهٔ ۱۱۷۳بشنو خبر صادق از گفته پیغامبرغزل شمارهٔ ۱۱۷۴مرا می‌گفت دوش آن یار عیارغزل شمارهٔ ۱۱۷۵انجیرفروش را چه بهترغزل شمارهٔ ۱۱۷۶انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصرغزل شمارهٔ ۱۱۷۷آفتابی برآمد از اسرارغزل شمارهٔ ۱۱۷۸جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطرغزل شمارهٔ ۱۱۷۹غره وجه سلبت قلب جمیع البشرغزل شمارهٔ ۱۱۸۰سیدی انی کلیل انت فی زی النهارغزل شمارهٔ ۱۱۸۱به سوی ما نگر چشمی براندازغزل شمارهٔ ۱۱۸۲تو چشم شیخ را دیدن میاموزغزل شمارهٔ ۱۱۸۳اگر یئی دیر قارینداش  یوخسا یاوزغزل شمارهٔ ۱۱۸۴بیا با تو مرا کارست امروزغزل شمارهٔ ۱۱۸۵چنان مستم چنان مستم من امروزغزل شمارهٔ ۱۱۸۶چنان مستم چنان مستم من امروزغزل شمارهٔ ۱۱۸۷در این سرما سر ما داری امروزغزل شمارهٔ ۱۱۸۸الا ای شمع گریان گرم می‌سوزغزل شمارهٔ ۱۱۸۹در این سرما سر ما داری امروزغزل شمارهٔ ۱۱۹۰ای خفته به یاد یار برخیزغزل شمارهٔ ۱۱۹۱ماییم فداییان جانبازغزل شمارهٔ ۱۱۹۲برخیز و صبوح را برانگیزغزل شمارهٔ ۱۱۹۳من از سخنان مهرانگیزغزل شمارهٔ ۱۱۹۴گر نه‌ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه سازغزل شمارهٔ ۱۱۹۵سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نوازغزل شمارهٔ ۱۱۹۶عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روزغزل شمارهٔ ۱۱۹۷اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی سوزغزل شمارهٔ ۱۱۹۸سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت بازغزل شمارهٔ ۱۱۹۹یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوزغزل شمارهٔ ۱۲۰۰ساقی روحانیان روح شدم خیز خیزغزل شمارهٔ ۱۲۰۱برای عاشق و دزدست شب فراخ و درازغزل شمارهٔ ۱۲۰۲به آفتاب شهم گفت هین مکن این نازغزل شمارهٔ ۱۲۰۳برو برو که نفورم ز عشق عارآمیزغزل شمارهٔ ۱۲۰۴عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترسغزل شمارهٔ ۱۲۰۵سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بسغزل شمارهٔ ۱۲۰۶سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پسغزل شمارهٔ ۱۲۰۷نیم‌شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروسغزل شمارهٔ ۱۲۰۸حال ما بی‌آن مه زیبا مپرسغزل شمارهٔ ۱۲۰۹ای دل بی‌بهره از بهرام ترسغزل شمارهٔ ۱۲۱۰نیست در آخرزمان فریادرسغزل شمارهٔ ۱۲۱۱ای روترش به پیشم بد گفته‌ای مرا پسغزل شمارهٔ ۱۲۱۲دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرسغزل شمارهٔ ۱۲۱۳ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیسغزل شمارهٔ ۱۲۱۴بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترسغزل شمارهٔ ۱۲۱۵ای مستِ ماهِ رویِ تو استاره و گردون، خوشغزل شمارهٔ ۱۲۱۶گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کشغزل شمارهٔ ۱۲۱۷الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودشغزل شمارهٔ ۱۲۱۸ای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبشغزل شمارهٔ ۱۲۱۹یار نخواهم که بُوَد بدخو و غمخوار و تُرشغزل شمارهٔ ۱۲۲۰دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمشغزل شمارهٔ ۱۲۲۱اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدشغزل شمارهٔ ۱۲۲۲چه دارد در دل آن خواجه که می‌تابد ز رخسارشغزل شمارهٔ ۱۲۲۳قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکشغزل شمارهٔ ۱۲۲۴پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانشغزل شمارهٔ ۱۲۲۵ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایشغزل شمارهٔ ۱۲۲۶آن یار ترش رو را این سوی کشانیدشغزل شمارهٔ ۱۲۲۷رویش خوش و مویش خوش و‌آن طره جعد‌ینشغزل شمارهٔ ۱۲۲۸ای یوسفِ مه‌رویان! ای جاه و جمالت خوشغزل شمارهٔ ۱۲۲۹زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدشغزل شمارهٔ ۱۲۳۰جانم به چه آرامد ای یار به آمیزشغزل شمارهٔ ۱۲۳۱وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکشغزل شمارهٔ ۱۲۳۲هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانشغزل شمارهٔ ۱۲۳۳درون ظلمتی می‌جو صفاتشغزل شمارهٔ ۱۲۳۴قضا آمد شنو طبل نفیرشغزل شمارهٔ ۱۲۳۵نگاری را که می‌جویم به جانشغزل شمارهٔ ۱۲۳۶برفتم دی به پیشش سخت پرجوشغزل شمارهٔ ۱۲۳۷شنو پندی ز من ای یار خوش کیشغزل شمارهٔ ۱۲۳۸امروز خوش است دل که تو دوشغزل شمارهٔ ۱۲۳۹ای خواجه تو عاقلانه می‌باشغزل شمارهٔ ۱۲۴۰آن مطرب ما خوشست و چنگشغزل شمارهٔ ۱۲۴۱ما نعره به شب زنیم و خاموشغزل شمارهٔ ۱۲۴۲گر لاش نمود راه قلاشغزل شمارهٔ ۱۲۴۳اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باشغزل شمارهٔ ۱۲۴۴ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باشغزل شمارهٔ ۱۲۴۵آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمشغزل شمارهٔ ۱۲۴۶دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویشغزل شمارهٔ ۱۲۴۷عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویشغزل شمارهٔ ۱۲۴۸ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باشغزل شمارهٔ ۱۲۴۹شده‌ام سپند حسنت وطنم میان آتشغزل شمارهٔ ۱۲۵۰به شکرخنده اگر می‌ببرد جان رسدشغزل شمارهٔ ۱۲۵۱گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدشغزل شمارهٔ ۱۲۵۲آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدشغزل شمارهٔ ۱۲۵۳بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدشغزل شمارهٔ ۱۲۵۴من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویشغزل شمارهٔ ۱۲۵۵اندک اندک راه زد سیم و زرشغزل شمارهٔ ۱۲۵۶آنک جانش داده‌ای آن را مکشغزل شمارهٔ ۱۲۵۷چون تو شادی بنده گو غمخوار باشغزل شمارهٔ ۱۲۵۸آن مایی همچو ما دلشاد باشغزل شمارهٔ ۱۲۵۹عقل آمد عاشقا خود را بپوشغزل شمارهٔ ۱۲۶۰اندرآمد شاه شیرینان ترشغزل شمارهٔ ۱۲۶۱روی تو جان جانست از جان نهان مدارشغزل شمارهٔ ۱۲۶۲گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمشغزل شمارهٔ ۱۲۶۳سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانشغزل شمارهٔ ۱۲۶۴می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهشغزل شمارهٔ ۱۲۶۵آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارشغزل شمارهٔ ۱۲۶۶روحیست بی‌نشان و ما غرقه در نشانشغزل شمارهٔ ۱۲۶۷در عشق آتشینش آتش نخورده آتشغزل شمارهٔ ۱۲۶۸صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیشغزل شمارهٔ ۱۲۶۹آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهشغزل شمارهٔ ۱۲۷۰مستی امروز من نیست چو مستی دوشغزل شمارهٔ ۱۲۷۱باز درآمد طبیب از در رنجور خویشغزل شمارهٔ ۱۲۷۲باز فرود آمدیم بر در سلطان خویشغزل شمارهٔ ۱۲۷۳ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباشغزل شمارهٔ ۱۲۷۴خواجه چرا کرده‌ای روی تو بر ما تُرُشغزل شمارهٔ ۱۲۷۵چون بزند گردنم سجده کند گردنشغزل شمارهٔ ۱۲۷۶باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوشغزل شمارهٔ ۱۲۷۷خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویشغزل شمارهٔ ۱۲۷۸یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوشغزل شمارهٔ ۱۲۷۹باز درآمد طبیب از در ایوب خویشغزل شمارهٔ ۱۲۸۰جان من‌ست او هی مزنیدشغزل شمارهٔ ۱۲۸۱ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانشغزل شمارهٔ ۱۲۸۲تمام اوست که فانی شدست آثارشغزل شمارهٔ ۱۲۸۳ندا رسید به عاشق ز عالم رازشغزل شمارهٔ ۱۲۸۴سری برآر که تا ما رویم بر سر عیشغزل شمارهٔ ۱۲۸۵شکست نرخ شکر را بتم به روی ترشغزل شمارهٔ ۱۲۸۶شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازشغزل شمارهٔ ۱۲۸۷مباد با کس دیگر ثنا و دشنامشغزل شمارهٔ ۱۲۸۸چو رو نمود به منصور وصل دلدارشغزل شمارهٔ ۱۲۸۹دلی کز تو سوزد چه باشد دوایشغزل شمارهٔ ۱۲۹۰مست گشتم ز ذوق دشنامشغزل شمارهٔ ۱۲۹۱توبه من درست نیست خموشغزل شمارهٔ ۱۲۹۲آمد آن خواجه سیماترشغزل شمارهٔ ۱۲۹۳علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتشغزل شمارهٔ ۱۲۹۴کل عقل بوصلکم مدهشغزل شمارهٔ ۱۲۹۵بیا بیا که توی جان جان جان سماعغزل شمارهٔ ۱۲۹۶بیا بیا که توی جان جان جان سماعغزل شمارهٔ ۱۲۹۷مدارم یک زمان از کار فارغغزل شمارهٔ ۱۲۹۸امروز روز شادی و امسال سال لاغغزل شمارهٔ ۱۲۹۹گویند شاه عشق ندارد وفا دروغغزل شمارهٔ ۱۳۰۰عیسی روح گرسنه‌ست چو زاغغزل شمارهٔ ۱۳۰۱ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرفغزل شمارهٔ ۱۳۰۲ما دو سه مست خلوتی، جمع شدیم این طرفغزل شمارهٔ ۱۳۰۳گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریفغزل شمارهٔ ۱۳۰۴باده نمی‌بایدم فارغم از درد و صافغزل شمارهٔ ۱۳۰۵کعبه جان‌ها توی گرد تو آرم طوافغزل شمارهٔ ۱۳۰۶بیا بیا که توی شیر شیر شیر مصافغزل شمارهٔ ۱۳۰۷ای مونس و غمگسار عاشقغزل شمارهٔ ۱۳۰۸گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشقغزل شمارهٔ ۱۳۰۹ای جهان را دلگشا اقبال عشقغزل شمارهٔ ۱۳۱۰ای ناطق الهی و ای دیده حقایقغزل شمارهٔ ۱۳۱۱باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشقغزل شمارهٔ ۱۳۱۲فریفت یار شکربار من مرا به طریقغزل شمارهٔ ۱۳۱۳جان و سر تو که بگو بی‌نفاقغزل شمارهٔ ۱۳۱۴به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانکغزل شمارهٔ ۱۳۱۵روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینکغزل شمارهٔ ۱۳۱۶رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالکغزل شمارهٔ ۱۳۱۷آن میر دروغین بین با اسپک و با زینکغزل شمارهٔ ۱۳۱۸هر اول روز ای جان صد بار سلام علیکغزل شمارهٔ ۱۳۱۹بباید عشق را ای دوست دردکغزل شمارهٔ ۱۳۲۰اندرآ با ما نشان ده راستکغزل شمارهٔ ۱۳۲۱ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیکغزل شمارهٔ ۱۳۲۲ای ظریف جهان سلام علیکغزل شمارهٔ ۱۳۲۳ای ظریف جهان سلام علیکغزل شمارهٔ ۱۳۲۴برخیز ز خواب و ساز کن چنگغزل شمارهٔ ۱۳۲۵عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگغزل شمارهٔ ۱۳۲۶عاشقیّ و آن‌گَهانی نام و ننگ؟غزل شمارهٔ ۱۳۲۷تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگغزل شمارهٔ ۱۳۲۸حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگغزل شمارهٔ ۱۳۲۹چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگغزل شمارهٔ ۱۳۳۰بگردان شراب ای صنم بی‌درنگغزل شمارهٔ ۱۳۳۱هر کی در او نیست از این عشق رنگغزل شمارهٔ ۱۳۳۲توبه سفر گیرد با پای لنگغزل شمارهٔ ۱۳۳۳ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دلغزل شمارهٔ ۱۳۳۴این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حملغزل شمارهٔ ۱۳۳۵بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دلغزل شمارهٔ ۱۳۳۶حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دلغزل شمارهٔ ۱۳۳۷الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخلغزل شمارهٔ ۱۳۳۸بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دلغزل شمارهٔ ۱۳۳۹مهم را لطف در لطفست از آنم بی‌قرار ای دلغزل شمارهٔ ۱۳۴۰هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزلغزل شمارهٔ ۱۳۴۱امروز بحمدالله از دی بترست این دلغزل شمارهٔ ۱۳۴۲چه کارستان که داری اندر این دلغزل شمارهٔ ۱۳۴۳صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دلغزل شمارهٔ ۱۳۴۴شتران مست شدستند، ببین رقص جملغزل شمارهٔ ۱۳۴۵تو مرا می بده و مست بخوابان و بهلغزل شمارهٔ ۱۳۴۶رفت عمرم در سر سودای دلغزل شمارهٔ ۱۳۴۷سوی آن سلطان خوبان الرحیلغزل شمارهٔ ۱۳۴۸امروز روز شادی و امسال سال گلغزل شمارهٔ ۱۳۴۹تا نزند آفتاب خیمه نور جلالغزل شمارهٔ ۱۳۵۰چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قالغزل شمارهٔ ۱۳۵۱شد پی این لولیان در حرم ذوالجلالغزل شمارهٔ ۱۳۵۲چند از این قیل و قال عشق پرست و ببالغزل شمارهٔ ۱۳۵۳چگونه برنپرد جان چو از جناب جلالغزل شمارهٔ ۱۳۵۴تو را سعادت بادا در آن جمال و جلالغزل شمارهٔ ۱۳۵۵دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصالغزل شمارهٔ ۱۳۵۶اگر درآید ناگه صنم زهی اقبالغزل شمارهٔ ۱۳۵۷پیام کرد مرا بامداد بحر عسلغزل شمارهٔ ۱۳۵۸به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کلغزل شمارهٔ ۱۳۵۹ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دلغزل شمارهٔ ۱۳۶۰باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغلغزل شمارهٔ ۱۳۶۱عمرک یا واحدا فی درجات الکمالغزل شمارهٔ ۱۳۶۲لجکنن اغلن هی بزه کلکلغزل شمارهٔ ۱۳۶۳کجکنن اغلن اودیا کلکلغزل شمارهٔ ۱۳۶۴ایها النور فی الفؤاد تعالغزل شمارهٔ ۱۳۶۵یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بالغزل شمارهٔ ۱۳۶۶یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بالغزل شمارهٔ ۱۳۶۷رشاء العشق حبیبی لشرود و مضلغزل شمارهٔ ۱۳۶۸عمرک یا واحدا فی درجات الکمالغزل شمارهٔ ۱۳۶۹تعال یا مدد العیش و السرور تعالغزل شمارهٔ ۱۳۷۰آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیمغزل شمارهٔ ۱۳۷۱ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده‌امغزل شمارهٔ ۱۳۷۲این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌امغزل شمارهٔ ۱۳۷۳هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برمغزل شمارهٔ ۱۳۷۴ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنمغزل شمارهٔ ۱۳۷۵باز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنمغزل شمارهٔ ۱۳۷۶کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنمغزل شمارهٔ ۱۳۷۷ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت می‌کنمغزل شمارهٔ ۱۳۷۸ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختمغزل شمارهٔ ۱۳۷۹آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدمغزل شمارهٔ ۱۳۸۰دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرمغزل شمارهٔ ۱۳۸۱هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درمغزل شمارهٔ ۱۳۸۲ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرمغزل شمارهٔ ۱۳۸۳تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنمغزل شمارهٔ ۱۳۸۴عشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنمغزل شمارهٔ ۱۳۸۵بس جهد می‌کردم که من آیینهٔ نیکی شومغزل شمارهٔ ۱۳۸۶آمد بهار ای دوستان، منزل به سروستان کنیمغزل شمارهٔ ۱۳۸۷هین، خیره خیره می‌نگر اندر رخ صفراییمغزل شمارهٔ ۱۳۸۸ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلمغزل شمارهٔ ۱۳۸۹ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهمغزل شمارهٔ ۱۳۹۰باز آمدم، باز آمدم، از پیش آن یار آمدمغزل شمارهٔ ۱۳۹۱تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم؟!غزل شمارهٔ ۱۳۹۲یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدمغزل شمارهٔ ۱۳۹۳مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدمغزل شمارهٔ ۱۳۹۴دفع مده دفع مده من نروم تا نخورمغزل شمارهٔ ۱۳۹۵مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنمغزل شمارهٔ ۱۳۹۶باز در اسرار روم جانب آن یار رومغزل شمارهٔ ۱۳۹۷زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منمغزل شمارهٔ ۱۳۹۸جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشومغزل شمارهٔ ۱۳۹۹هر نفسی تازه‌ترم کز سر روزن بپرمغزل شمارهٔ ۱۴۰۰تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسمغزل شمارهٔ ۱۴۰۱کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشومغزل شمارهٔ ۱۴۰۲دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرمغزل شمارهٔ ۱۴۰۳آمده‌ام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برمغزل شمارهٔ ۱۴۰۴کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم؟غزل شمارهٔ ۱۴۰۵میل هواش می کنم طال بقاش می زنمغزل شمارهٔ ۱۴۰۶هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستمغزل شمارهٔ ۱۴۰۷دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرمغزل شمارهٔ ۱۴۰۸تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنمغزل شمارهٔ ۱۴۰۹ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌امغزل شمارهٔ ۱۴۱۰تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدمغزل شمارهٔ ۱۴۱۱گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنمغزل شمارهٔ ۱۴۱۲بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندمغزل شمارهٔ ۱۴۱۳کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارمغزل شمارهٔ ۱۴۱۴درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانمغزل شمارهٔ ۱۴۱۵ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتمغزل شمارهٔ ۱۴۱۶تُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیده‌ستمغزل شمارهٔ ۱۴۱۷به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستمغزل شمارهٔ ۱۴۱۸دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستمغزل شمارهٔ ۱۴۱۹بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستمغزل شمارهٔ ۱۴۲۰اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستمغزل شمارهٔ ۱۴۲۱بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردمغزل شمارهٔ ۱۴۲۲طواف حاجیان دارم به گرد یار می‌گردمغزل شمارهٔ ۱۴۲۳تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردمغزل شمارهٔ ۱۴۲۴بگفتم عذر با دلبر که بی‌گه بود و ترسیدمغزل شمارهٔ ۱۴۲۵دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارمغزل شمارهٔ ۱۴۲۶چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارمغزل شمارهٔ ۱۴۲۷من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارمغزل شمارهٔ ۱۴۲۸همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازمغزل شمارهٔ ۱۴۲۹نه آن بی‌بهره دلدارم که از دلدار بگریزمغزل شمارهٔ ۱۴۳۰نهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشمغزل شمارهٔ ۱۴۳۱مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشمغزل شمارهٔ ۱۴۳۲تو خود دانی که من بی‌تو عدم باشم عدم باشمغزل شمارهٔ ۱۴۳۳من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشمغزل شمارهٔ ۱۴۳۴چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشمغزل شمارهٔ ۱۴۳۵به گرد دل همی‌گردی چه خواهی کرد می‌دانمغزل شمارهٔ ۱۴۳۶تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دانمغزل شمارهٔ ۱۴۳۷چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانمغزل شمارهٔ ۱۴۳۸ندارد پای عشق او دل بی‌دست و بی‌پایمغزل شمارهٔ ۱۴۳۹من این ایوان نه تو را نمی‌دانم نمی‌دانمغزل شمارهٔ ۱۴۴۰بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سمغزل شمارهٔ ۱۴۴۱بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سمغزل شمارهٔ ۱۴۴۲زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارمغزل شمارهٔ ۱۴۴۳بشستم تخته هستی سر عالم نمی‌دارمغزل شمارهٔ ۱۴۴۴ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابمغزل شمارهٔ ۱۴۴۵من دلق گرو کردم عریان خراباتمغزل شمارهٔ ۱۴۴۶گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستمغزل شمارهٔ ۱۴۴۷رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستمغزل شمارهٔ ۱۴۴۸در مجلس آن رستم در عربده بنشستمغزل شمارهٔ ۱۴۴۹زان می که ز بوی او شوریده و سرمستمغزل شمارهٔ ۱۴۵۰بستان قدح از دستم ای مست که من مستمغزل شمارهٔ ۱۴۵۱گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتمغزل شمارهٔ ۱۴۵۲ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردمغزل شمارهٔ ۱۴۵۳در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرمغزل شمارهٔ ۱۴۵۴گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارمغزل شمارهٔ ۱۴۵۵ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارمغزل شمارهٔ ۱۴۵۶توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارمغزل شمارهٔ ۱۴۵۷من خفته وشم اما بس آگه و بیدارمغزل شمارهٔ ۱۴۵۸یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارمغزل شمارهٔ ۱۴۵۹تا عاشق آن یارم بی‌کارم و بر کارمغزل شمارهٔ ۱۴۶۰بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورمغزل شمارهٔ ۱۴۶۱پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرمغزل شمارهٔ ۱۴۶۲صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازمغزل شمارهٔ ۱۴۶۳شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزمغزل شمارهٔ ۱۴۶۴سر برمزن از هستی تا راه نگردد گمغزل شمارهٔ ۱۴۶۵ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانمغزل شمارهٔ ۱۴۶۶در عشق سلیمانی من همدم مرغانمغزل شمارهٔ ۱۴۶۷این شکل که من دارم ای خواجه که را مانمغزل شمارهٔ ۱۴۶۸امروز خوشم با تو، جان تو و فردا همغزل شمارهٔ ۱۴۶۹بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهمغزل شمارهٔ ۱۴۷۰جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویمغزل شمارهٔ ۱۴۷۱مخمورم پرخواره اندازه نمی‌دانمغزل شمارهٔ ۱۴۷۲دگربار دگربار ز زنجیر بجستمغزل شمارهٔ ۱۴۷۳بیایید بیایید به گلزار بگردیمغزل شمارهٔ ۱۴۷۴حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیمغزل شمارهٔ ۱۴۷۵بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریمغزل شمارهٔ ۱۴۷۶طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیمغزل شمارهٔ ۱۴۷۷از اول امروز چو آشفته و مستیمغزل شمارهٔ ۱۴۷۸اَلمِنَةُ لِلّه که ز پیکار رهیدیمغزل شمارهٔ ۱۴۷۹آن خانه که صد بار در او مایده خوردیمغزل شمارهٔ ۱۴۸۰خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیمغزل شمارهٔ ۱۴۸۱ما آتش عشقیم که در موم رسیدیمغزل شمارهٔ ۱۴۸۲چون در عدم آییم و سر از یار برآریمغزل شمارهٔ ۱۴۸۳امروز مها خویش ز بیگانه ندانیمغزل شمارهٔ ۱۴۸۴بشکن قدح باده که امروز چنانیمغزل شمارهٔ ۱۴۸۵صبح است و صبوح است بر این بام برآییمغزل شمارهٔ ۱۴۸۶چون آینه رازنما باشد جانمغزل شمارهٔ ۱۴۸۷امروز چنانم که خر از بار ندانمغزل شمارهٔ ۱۴۸۸ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانمغزل شمارهٔ ۱۴۸۹ساقی ز پی عشق روان است روانمغزل شمارهٔ ۱۴۹۰از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیمغزل شمارهٔ ۱۴۹۱خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیمغزل شمارهٔ ۱۴۹۲بار دگر از راه سوی چاه رسیدیمغزل شمارهٔ ۱۴۹۳ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیمغزل شمارهٔ ۱۴۹۴افتادم افتادم در آبی افتادمغزل شمارهٔ ۱۴۹۵اگر تو نیستی در عاشقی خامغزل شمارهٔ ۱۴۹۶چه دیدم خواب شب کامروز مستمغزل شمارهٔ ۱۴۹۷به جان جمله مستان که مستمغزل شمارهٔ ۱۴۹۸بیا کز غیر تو بیزار گشتمغزل شمارهٔ ۱۴۹۹بیا کز عشق تو دیوانه گشتمغزل شمارهٔ ۱۵۰۰چنان مست است از آن دم جان آدمغزل شمارهٔ ۱۵۰۱منم فتنه هزاران فتنه زادمغزل شمارهٔ ۱۵۰۲ز زندان خلق را آزاد کردمغزل شمارهٔ ۱۵۰۳غلامم خواجه را آزاد کردمغزل شمارهٔ ۱۵۰۴حسودان را ز غم آزاد کردمغزل شمارهٔ ۱۵۰۵یکی مطرب همی‌خواهم در این دمغزل شمارهٔ ۱۵۰۶همیشه من چنین مجنون نبودمغزل شمارهٔ ۱۵۰۷ایا یاری که در تو ناپدیدمغزل شمارهٔ ۱۵۰۸سفر کردم به هر شهری دویدمغزل شمارهٔ ۱۵۰۹سفر کردم به هر شهری دویدمغزل شمارهٔ ۱۵۱۰اگر عشقت به جای جان ندارمغزل شمارهٔ ۱۵۱۱بیا ای آنک بردی تو قرارمغزل شمارهٔ ۱۵۱۲گهی در گیرم و گه بام گیرمغزل شمارهٔ ۱۵۱۳اگر سرمست اگر مخمور باشمغزل شمارهٔ ۱۵۱۴خداوندا مده آن یار را غمغزل شمارهٔ ۱۵۱۵چه نزدیک است جان تو به جانمغزل شمارهٔ ۱۵۱۶چه نزدیک است جان تو به جانمغزل شمارهٔ ۱۵۱۷مرا گویی که‌رایی؟ من چه دانمغزل شمارهٔ ۱۵۱۸من آن ماهم که اندر لامکانمغزل شمارهٔ ۱۵۱۹بیا کامروز بیرون از جهانمغزل شمارهٔ ۱۵۲۰مرا پرسی که چونی؟ بین که چونمغزل شمارهٔ ۱۵۲۱من از عالم تو را تنها گزینمغزل شمارهٔ ۱۵۲۲ورا خواهم دگر یاری نخواهمغزل شمارهٔ ۱۵۲۳نه آن شیرم که با دشمن برآیمغزل شمارهٔ ۱۵۲۴چو آب آهسته زیر که درآیمغزل شمارهٔ ۱۵۲۵ز قند یار تا شاخی نخایمغزل شمارهٔ ۱۵۲۶از آن باده ندانم، چون فنایمغزل شمارهٔ ۱۵۲۷بیا کامروز گرد یار گردیمغزل شمارهٔ ۱۵۲۸به پیش باد تو ما همچو گردیمغزل شمارهٔ ۱۵۲۹شب دوشینه ما بیدار بودیمغزل شمارهٔ ۱۵۳۰من و تو دوش شب بیدار بودیمغزل شمارهٔ ۱۵۳۱بیا کامروز شَه را ما شکاریمغزل شمارهٔ ۱۵۳۲بیا تا عاشقی از سر بگیریمغزل شمارهٔ ۱۵۳۳بیا امروز ما مهمان میریمغزل شمارهٔ ۱۵۳۴بیا ما چند کس با هم بسازیمغزل شمارهٔ ۱۵۳۵بیا تا قدرِ یکدیگر بدانیمغزل شمارهٔ ۱۵۳۶میان ما درآ ما عاشقانیمغزل شمارهٔ ۱۵۳۷چرا شاید چو ما شه زادگانیمغزل شمارهٔ ۱۵۳۸بر آن بودم که فرهنگی بجویمغزل شمارهٔ ۱۵۳۹مگردان روی خود ای دیده رویمغزل شمارهٔ ۱۵۴۰بیا با هم سخن از جان بگوییمغزل شمارهٔ ۱۵۴۱مرا خواندی ز در تو خستی از بامغزل شمارهٔ ۱۵۴۲چنان مستم چنان مستم من این دمغزل شمارهٔ ۱۵۴۳کجایی ساقیا؟ در ده مداممغزل شمارهٔ ۱۵۴۴مرا گویی چه سانی من چه دانمغزل شمارهٔ ۱۵۴۵شراب شیره انگور خواهمغزل شمارهٔ ۱۵۴۶رفتم تصدیع از جهان بردمغزل شمارهٔ ۱۵۴۷من با تو حدیث بی‌زبان گویمغزل شمارهٔ ۱۵۴۸روی تو چو نوبهار دیدمغزل شمارهٔ ۱۵۴۹زنهار مرا مگو که پیرمغزل شمارهٔ ۱۵۵۰گر از غم عشق عار داریمغزل شمارهٔ ۱۵۵۱از اصل چو حورزاد باشیمغزل شمارهٔ ۱۵۵۲ما آفت جان عاشقانیمغزل شمارهٔ ۱۵۵۳ما صحبت همدگر گزینیمغزل شمارهٔ ۱۵۵۴چون ذره به رقص اندرآییمغزل شمارهٔ ۱۵۵۵جز جانب دل به دل نیاییمغزل شمارهٔ ۱۵۵۶ای برده نماز من ز هنگامغزل شمارهٔ ۱۵۵۷یا رب توبه چرا شکستمغزل شمارهٔ ۱۵۵۸دانی کامروز از چه زردمغزل شمارهٔ ۱۵۵۹من دوش به تازه عهد کردمغزل شمارهٔ ۱۵۶۰تا عشق تو سوخت همچو عودمغزل شمارهٔ ۱۵۶۱تا چهره آن یگانه دیدمغزل شمارهٔ ۱۵۶۲گر ناز تو را به گفت نارمغزل شمارهٔ ۱۵۶۳من اشتر مست شهریارمغزل شمارهٔ ۱۵۶۴روزی که گذر کنی به گورمغزل شمارهٔ ۱۵۶۵ای دشمن روزه و نمازمغزل شمارهٔ ۱۵۶۶تا با تو قرین شده‌ست جانمغزل شمارهٔ ۱۵۶۷امروز مرا چه شد چه دانمغزل شمارهٔ ۱۵۶۸ای جان لطیف و ای جهانمغزل شمارهٔ ۱۵۶۹ناآمده سیل تر شدستیمغزل شمارهٔ ۱۵۷۰آن عشرت نو که برگرفتیمغزل شمارهٔ ۱۵۷۱در عشق قدیم سال خوردیمغزل شمارهٔ ۱۵۷۲گر گمشدگان روزگاریمغزل شمارهٔ ۱۵۷۳ما عاشق و بی‌دل و فقیریمغزل شمارهٔ ۱۵۷۴نی سیم و نه زر نه مال خواهیمغزل شمارهٔ ۱۵۷۵ما شاخ گلیم نی گیاهیمغزل شمارهٔ ۱۵۷۶ما زنده به نور کبریاییمغزل شمارهٔ ۱۵۷۷امروز نیم ملول شادمغزل شمارهٔ ۱۵۷۸من جز احد صمد نخواهمغزل شمارهٔ ۱۵۷۹ما آب دریم ما چه دانیمغزل شمارهٔ ۱۵۸۰تا دلبر خویش را نبینیمغزل شمارهٔ ۱۵۸۱گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلمغزل شمارهٔ ۱۵۸۲هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلمغزل شمارهٔ ۱۵۸۳می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گامغزل شمارهٔ ۱۵۸۴هر که گوید کان چراغ دیده‌ها را دیده‌امغزل شمارهٔ ۱۵۸۵ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختمغزل شمارهٔ ۱۵۸۶خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختمغزل شمارهٔ ۱۵۸۷عشوه دادستی که من در بی‌وفایی نیستمغزل شمارهٔ ۱۵۸۸من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خمغزل شمارهٔ ۱۵۸۹چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برمغزل شمارهٔ ۱۵۹۰چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترمغزل شمارهٔ ۱۵۹۱وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنمغزل شمارهٔ ۱۵۹۲نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنمغزل شمارهٔ ۱۵۹۳روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهمغزل شمارهٔ ۱۵۹۴ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایمغزل شمارهٔ ۱۵۹۵سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیمغزل شمارهٔ ۱۵۹۶چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیمغزل شمارهٔ ۱۵۹۷این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریمغزل شمارهٔ ۱۵۹۸ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمغزل شمارهٔ ۱۵۹۹چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستمغزل شمارهٔ ۱۶۰۰از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتمغزل شمارهٔ ۱۶۰۱بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیمغزل شمارهٔ ۱۶۰۲می بسازد جان و دل را بس عجایب دان صیامغزل شمارهٔ ۱۶۰۳چونک در باغت به زیر سایه طوبیستمغزل شمارهٔ ۱۶۰۴بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستمغزل شمارهٔ ۱۶۰۵بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستمغزل شمارهٔ ۱۶۰۶هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردمغزل شمارهٔ ۱۶۰۷ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندمغزل شمارهٔ ۱۶۰۸چه کس‌ام من؟ چه کس‌ام من؟ که بسی وسوسه‌مندمغزل شمارهٔ ۱۶۰۹چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرمغزل شمارهٔ ۱۶۱۰منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارمغزل شمارهٔ ۱۶۱۱مکن ای دوست غریبم، سر سودای تو دارمغزل شمارهٔ ۱۶۱۲منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرمغزل شمارهٔ ۱۶۱۳به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزمغزل شمارهٔ ۱۶۱۴بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشمغزل شمارهٔ ۱۶۱۵من اگر دست زنانم نه من از دستِ زنانمغزل شمارهٔ ۱۶۱۶ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانمغزل شمارهٔ ۱۶۱۷بت بی‌نقش و نگارم جز تو  یار ندارمغزل شمارهٔ ۱۶۱۸علم عشق برآمد برهانم ز زحیرمغزل شمارهٔ ۱۶۱۹تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردمغزل شمارهٔ ۱۶۲۰هوسی است در سر من که سر بشر ندارمغزل شمارهٔ ۱۶۲۱چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویمغزل شمارهٔ ۱۶۲۲تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابمغزل شمارهٔ ۱۶۲۳هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدمغزل شمارهٔ ۱۶۲۴خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارمغزل شمارهٔ ۱۶۲۵دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارمغزل شمارهٔ ۱۶۲۶فلکا بگو که تا کی گله‌های یار گویمغزل شمارهٔ ۱۶۲۷نظری به کار من کن که ز دست رفت کارمغزل شمارهٔ ۱۶۲۸دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدمغزل شمارهٔ ۱۶۲۹دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورمغزل شمارهٔ ۱۶۳۰گر مرا خار زند آن گل خندان بکشمغزل شمارهٔ ۱۶۳۱در فروبند که ما عاشق این میکده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۶۳۲هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیمغزل شمارهٔ ۱۶۳۳در فروبند که ما عاشق این انجمنیمغزل شمارهٔ ۱۶۳۴عقل گوید که من او را به زبان بفریبمغزل شمارهٔ ۱۶۳۵دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدمغزل شمارهٔ ۱۶۳۶از بت باخبر من خبری می رسدمغزل شمارهٔ ۱۶۳۷منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدمغزل شمارهٔ ۱۶۳۸مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرمغزل شمارهٔ ۱۶۳۹ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرمغزل شمارهٔ ۱۶۴۰گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنمغزل شمارهٔ ۱۶۴۱من چو در گور درون خفته همی‌فرسایمغزل شمارهٔ ۱۶۴۲ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیمغزل شمارهٔ ۱۶۴۳چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیمغزل شمارهٔ ۱۶۴۴جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیمغزل شمارهٔ ۱۶۴۵گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیمغزل شمارهٔ ۱۶۴۶روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیمغزل شمارهٔ ۱۶۴۷روز شادی است بیا تا همگان یار شویمغزل شمارهٔ ۱۶۴۸ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویمغزل شمارهٔ ۱۶۴۹وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویمغزل شمارهٔ ۱۶۵۰خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جاممغزل شمارهٔ ۱۶۵۱ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریمغزل شمارهٔ ۱۶۵۲ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریمغزل شمارهٔ ۱۶۵۳من از این خانه پرنور به در می نرومغزل شمارهٔ ۱۶۵۴تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریمغزل شمارهٔ ۱۶۵۵دوش می گفت جانم کای سپهر معظمغزل شمارهٔ ۱۶۵۶هم به‌درد این درد را درمان کنمغزل شمارهٔ ۱۶۵۷می رسد بوی جگر از دو لبمغزل شمارهٔ ۱۶۵۸عاشقم از عاشقان نگریختمغزل شمارهٔ ۱۶۵۹دست من گیر ای پسر خوش نیستمغزل شمارهٔ ۱۶۶۰ای گزیده یار چونت یافتمغزل شمارهٔ ۱۶۶۱سالکان راه را محرم شدمغزل شمارهٔ ۱۶۶۲بوی آن خوب ختن می آیدمغزل شمارهٔ ۱۶۶۳نو به نو هر روز باری می کشمغزل شمارهٔ ۱۶۶۴می شناسد پرده جان آن صنمغزل شمارهٔ ۱۶۶۵عاشقی بر من پریشانت کنمغزل شمارهٔ ۱۶۶۶گفته‌ای من یار دیگر می کنمغزل شمارهٔ ۱۶۶۷من ز وصلت چون به هجران می رومغزل شمارهٔ ۱۶۶۸من به سوی باغ و گلشن می رومغزل شمارهٔ ۱۶۶۹آتشی نو در وجود اندرزدیمغزل شمارهٔ ۱۶۷۰ما به خرمنگاه جان بازآمدیمغزل شمارهٔ ۱۶۷۱گر دم از شادی وگر از غم زنیمغزل شمارهٔ ۱۶۷۲روز باران است و ما جو می کنیمغزل شمارهٔ ۱۶۷۳امشب ای دلدار مهمان توییمغزل شمارهٔ ۱۶۷۴ما ز بالاییم و بالا می‌‌رویمغزل شمارهٔ ۱۶۷۵دوش عشق شمس دین می باختیمغزل شمارهٔ ۱۶۷۶عاقبت ای جان‌فزا نشکیفتمغزل شمارهٔ ۱۶۷۷یک دمی خوش چو گلستان کندمغزل شمارهٔ ۱۶۷۸من اگر نالم اگر عذر آرمغزل شمارهٔ ۱۶۷۹من اگر مستم اگر هشیارمغزل شمارهٔ ۱۶۸۰من اگر پرغم اگر شادانمغزل شمارهٔ ۱۶۸۱من از این خانه به در می نرومغزل شمارهٔ ۱۶۸۲من اگر پرغم اگر خندانمغزل شمارهٔ ۱۶۸۳من که حیران ز ملاقات توامغزل شمارهٔ ۱۶۸۴من از این خانه به در می نرومغزل شمارهٔ ۱۶۸۵ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردمغزل شمارهٔ ۱۶۸۶گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستمغزل شمارهٔ ۱۶۸۷گر جان منکرانت شد خصم جان مستمغزل شمارهٔ ۱۶۸۸رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادمغزل شمارهٔ ۱۶۸۹صد بار مردم ای جان وین را بیازمودمغزل شمارهٔ ۱۶۹۰اندر دو کون جانا بی‌تو طرب ندیدمغزل شمارهٔ ۱۶۹۱خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرمغزل شمارهٔ ۱۶۹۲یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارمغزل شمارهٔ ۱۶۹۳من پاکباز عشقم تخم غرض نکارمغزل شمارهٔ ۱۶۹۴بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرمغزل شمارهٔ ۱۶۹۵پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرمغزل شمارهٔ ۱۶۹۶ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزمغزل شمارهٔ ۱۶۹۷آری ستیزه می کن تا من همی‌ستیزمغزل شمارهٔ ۱۶۹۸ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزمغزل شمارهٔ ۱۶۹۹دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانمغزل شمارهٔ ۱۷۰۰عالم گرفت نورم بنگر به چشم‌هایمغزل شمارهٔ ۱۷۰۱آوازه جمالت از جان خود شنیدیمغزل شمارهٔ ۱۷۰۲درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیمغزل شمارهٔ ۱۷۰۳من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردمغزل شمارهٔ ۱۷۰۴اشکم دهل شده‌ست از این جام دم به دمغزل شمارهٔ ۱۷۰۵از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیمغزل شمارهٔ ۱۷۰۶برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریمغزل شمارهٔ ۱۷۰۷چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌امغزل شمارهٔ ۱۷۰۸ای گوش من گرفته توی چشم روشنمغزل شمارهٔ ۱۷۰۹ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایمغزل شمارهٔ ۱۷۱۰با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیمغزل شمارهٔ ۱۷۱۱بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیمغزل شمارهٔ ۱۷۱۲ما در جهان موافقت کس نمی‌کنیمغزل شمارهٔ ۱۷۱۳خیزید عاشقان که سوی آسمان رویمغزل شمارهٔ ۱۷۱۴چند روی بی‌خبر آخر بنگر به بامغزل شمارهٔ ۱۷۱۵هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکامغزل شمارهٔ ۱۷۱۶امشب جان را ببر از تن چاکر تمامغزل شمارهٔ ۱۷۱۷لولیکان تویم در بگشا ای صنمغزل شمارهٔ ۱۷۱۸ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیمغزل شمارهٔ ۱۷۱۹پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویمغزل شمارهٔ ۱۷۲۰بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیمغزل شمارهٔ ۱۷۲۱خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیمغزل شمارهٔ ۱۷۲۲بدار دست ز ریشم که باده‌ای خوردمغزل شمارهٔ ۱۷۲۳نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارمغزل شمارهٔ ۱۷۲۴همه جمال تو بینم چو چشم باز کنمغزل شمارهٔ ۱۷۲۵نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟غزل شمارهٔ ۱۷۲۶بیار باده که دیر است در خمار توامغزل شمارهٔ ۱۷۲۷به غم فرونروم باز سوی یار رومغزل شمارهٔ ۱۷۲۸مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهمغزل شمارهٔ ۱۷۲۹اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیمغزل شمارهٔ ۱۷۳۰چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیمغزل شمارهٔ ۱۷۳۱اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیمغزل شمارهٔ ۱۷۳۲به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بامغزل شمارهٔ ۱۷۳۳به جان عشق که از بهر عشق دانه و دامغزل شمارهٔ ۱۷۳۴سماع چیست ز پنهانیان دل پیغامغزل شمارهٔ ۱۷۳۵به گوش من برسانید هجر تلخ پیامغزل شمارهٔ ۱۷۳۶به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردمغزل شمارهٔ ۱۷۳۷بیار باده که اندر خمار خمارمغزل شمارهٔ ۱۷۳۸به گوشه‌ای بروم گوش آن قدح گیرمغزل شمارهٔ ۱۷۳۹زهی حلاوت پنهان در این خلای شکمغزل شمارهٔ ۱۷۴۰خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانمغزل شمارهٔ ۱۷۴۱به کوی عشق تو من نامدم که بازرومغزل شمارهٔ ۱۷۴۲ببسته است پری نهانیی پایمغزل شمارهٔ ۱۷۴۳اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریمغزل شمارهٔ ۱۷۴۴بیار مطرب بر ما کریم باش کریمغزل شمارهٔ ۱۷۴۵فضول گشته‌ام امروز جنگ می‌جویمغزل شمارهٔ ۱۷۴۶بر آن شده‌ست دلم کآتشی بگیرانمغزل شمارهٔ ۱۷۴۷اگر به عقل و کفایت پی جنون باشمغزل شمارهٔ ۱۷۴۸می گریزد از ما و ما قوامش داریمغزل شمارهٔ ۱۷۴۹گه چرخ زنان همچون فلکمغزل شمارهٔ ۱۷۵۰تلخی نکند شیرین‌ذقنمغزل شمارهٔ ۱۷۵۱تشنهٔ خویش کن مده آبمغزل شمارهٔ ۱۷۵۲کون خر را نظام دین گفتمغزل شمارهٔ ۱۷۵۳آمدم باز تا چنان گردمغزل شمارهٔ ۱۷۵۴آتشی از تو در دهان دارمغزل شمارهٔ ۱۷۵۵در طریقت دو صد کمین دارمغزل شمارهٔ ۱۷۵۶تا به جان مست عشق آن یارمغزل شمارهٔ ۱۷۵۷همتم شد بلند و تدبیرمغزل شمارهٔ ۱۷۵۸در وصالت چه را بیاموزمغزل شمارهٔ ۱۷۵۹اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منمغزل شمارهٔ ۱۷۶۰به خدایی که در ازل بوده‌ستغزل شمارهٔ ۱۷۶۱ما همه از الست همدستیمغزل شمارهٔ ۱۷۶۲آمدستیم تا چنان گردیمغزل شمارهٔ ۱۷۶۳ما که باده ز دست یار خوریمغزل شمارهٔ ۱۷۶۴ناله بلبل بهار کنیمغزل شمارهٔ ۱۷۶۵عاشق روی جان فزای توییمغزل شمارهٔ ۱۷۶۶خیز تا فتنه‌ای برانگیزیمغزل شمارهٔ ۱۷۶۷تو چه دانی که ما چه مرغانیمغزل شمارهٔ ۱۷۶۸چند قبا بر قد دل دوختمغزل شمارهٔ ۱۷۶۹ای دل صافی دم ثابت قدمغزل شمارهٔ ۱۷۷۰آمد سرمست سحر دلبرمغزل شمارهٔ ۱۷۷۱شد ز غمت خانهٔ سودا دلمغزل شمارهٔ ۱۷۷۲چند گهی فاتحه‌خوانت کنمغزل شمارهٔ ۱۷۷۳بار دگر جانب یار آمدیمغزل شمارهٔ ۱۷۷۴ما به تماشای تو بازآمدیمغزل شمارهٔ ۱۷۷۵گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرمغزل شمارهٔ ۱۷۷۶منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادمغزل شمارهٔ ۱۷۷۷انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکمغزل شمارهٔ ۱۷۷۸رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکمغزل شمارهٔ ۱۷۷۹اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکمغزل شمارهٔ ۱۷۸۰اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدامغزل شمارهٔ ۱۷۸۱قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکمغزل شمارهٔ ۱۷۸۲ظننتم ایا عذال ان قد عدلتمغزل شمارهٔ ۱۷۸۳فان وفق الله الکریم وصالکمغزل شمارهٔ ۱۷۸۴علی اهل نجد الثنا و سلامغزل شمارهٔ ۱۷۸۵بیا بیا دلدار من دلدار منغزل شمارهٔ ۱۷۸۶دزدیده چون جان می‌روی اندر میانِ جانِ منغزل شمارهٔ ۱۷۸۷گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزونغزل شمارهٔ ۱۷۸۸تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنونغزل شمارهٔ ۱۷۸۹ای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهانغزل شمارهٔ ۱۷۹۰دلدار من در باغ دی می‌گشت و می‌گفت ای چمنغزل شمارهٔ ۱۷۹۱بویی همی‌آید مرا، مانا که باشد یار منغزل شمارهٔ ۱۷۹۲این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است اینغزل شمارهٔ ۱۷۹۳این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقینغزل شمارهٔ ۱۷۹۴ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزانغزل شمارهٔ ۱۷۹۵هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتنغزل شمارهٔ ۱۷۹۶دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمنغزل شمارهٔ ۱۷۹۷ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار منغزل شمارهٔ ۱۷۹۸ای یار من، ای یار من، ای یار بی‌زنهار منغزل شمارهٔ ۱۷۹۹در غیب پر، این سو مپر ای طایر چالاک منغزل شمارهٔ ۱۸۰۰هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرینغزل شمارهٔ ۱۸۰۱آن شاخ خشک است و سیه‌هان ای صبا بر وی مزنغزل شمارهٔ ۱۸۰۲چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار منغزل شمارهٔ ۱۸۰۳بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمنغزل شمارهٔ ۱۸۰۴با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمنغزل شمارهٔ ۱۸۰۵پوشیده چون جان می‌روی، اندر میان جانِ منغزل شمارهٔ ۱۸۰۶آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان منغزل شمارهٔ ۱۸۰۷ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه منغزل شمارهٔ ۱۸۰۸با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق منغزل شمارهٔ ۱۸۰۹بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار منغزل شمارهٔ ۱۸۱۰من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمانغزل شمارهٔ ۱۸۱۱خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکنغزل شمارهٔ ۱۸۱۲ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بینغزل شمارهٔ ۱۸۱۳کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر منغزل شمارهٔ ۱۸۱۴عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل منغزل شمارهٔ ۱۸۱۵من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشانغزل شمارهٔ ۱۸۱۶آینه‌ای بزدایم از جهت منظر منغزل شمارهٔ ۱۸۱۷قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل منغزل شمارهٔ ۱۸۱۸قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل منغزل شمارهٔ ۱۸۱۹کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از اینغزل شمارهٔ ۱۸۲۰هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشینغزل شمارهٔ ۱۸۲۱آب حیات عشق را در رگ ما روانه کنغزل شمارهٔ ۱۸۲۲ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود منغزل شمارهٔ ۱۸۲۳سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه منغزل شمارهٔ ۱۸۲۴سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای منغزل شمارهٔ ۱۸۲۵من طربم طرب منم زهره زند نوای منغزل شمارهٔ ۱۸۲۶هر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «هم‌چنین»غزل شمارهٔ ۱۸۲۷دوش چه خورده‌ای دلا؟ راست بگو نهان مکنغزل شمارهٔ ۱۸۲۸باز نگار می کشد چون شتران مهار منغزل شمارهٔ ۱۸۲۹گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار منغزل شمارهٔ ۱۸۳۰تا تو حریف من شدی ای مه دلستان منغزل شمارهٔ ۱۸۳۱رازِ تو فاش می‌کنم صبر نماند بیش از اینغزل شمارهٔ ۱۸۳۲مانده شده‌ست گوش من از پی انتظار آنغزل شمارهٔ ۱۸۳۳آمده‌ام به عذر تو ای طرب و قرار جانغزل شمارهٔ ۱۸۳۴عید نمای عید را ای تو هلال عید منغزل شمارهٔ ۱۸۳۵گرم درآ و دم مده ساقی بردبار منغزل شمارهٔ ۱۸۳۶باز بهار می کشد زندگی از بهار منغزل شمارهٔ ۱۸۳۷یا رب من بدانمی‌چیست مراد یار منغزل شمارهٔ ۱۸۳۸چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی منغزل شمارهٔ ۱۸۳۹واقعه‌ای بدیده‌ام لایق لطف و آفرینغزل شمارهٔ ۱۸۴۰مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنینغزل شمارهٔ ۱۸۴۱تا چه خیال بسته‌ای ای بت بدگمان منغزل شمارهٔ ۱۸۴۲چهره شرمگین تو بستد شرمگان منغزل شمارهٔ ۱۸۴۳دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکنغزل شمارهٔ ۱۸۴۴مرا در دل همی‌آید که من دل را کنم قربانغزل شمارهٔ ۱۸۴۵عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهانغزل شمارهٔ ۱۸۴۶حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتنغزل شمارهٔ ۱۸۴۷خرامان می‌روی در دل، چراغ‌افروز جان و تنغزل شمارهٔ ۱۸۴۸چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردنغزل شمارهٔ ۱۸۴۹چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدنغزل شمارهٔ ۱۸۵۰چراغ عالم افروزم نمی‌تابد چنین روشنغزل شمارهٔ ۱۸۵۱نشانی‌هاست در چشمش نشانش کن نشانش کنغزل شمارهٔ ۱۸۵۲چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم منغزل شمارهٔ ۱۸۵۳چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای منغزل شمارهٔ ۱۸۵۴چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرونغزل شمارهٔ ۱۸۵۵چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنونغزل شمارهٔ ۱۸۵۶مرا هر دم همی‌گویی که برگو قطعه شیرینغزل شمارهٔ ۱۸۵۷توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیینغزل شمارهٔ ۱۸۵۸چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای منغزل شمارهٔ ۱۸۵۹منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدینغزل شمارهٔ ۱۸۶۰الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدینغزل شمارهٔ ۱۸۶۱ای قاعده مستان در همدگر افتادنغزل شمارهٔ ۱۸۶۲چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کنغزل شمارهٔ ۱۸۶۳ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسینغزل شمارهٔ ۱۸۶۴در پرده دل بنگر صد دختر آبستانغزل شمارهٔ ۱۸۶۵ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستانغزل شمارهٔ ۱۸۶۶ای کار من از تو زر ای سیمبر مستانغزل شمارهٔ ۱۸۶۷ای جانَک من چونی؟ یک بوسه به چند ای جان؟غزل شمارهٔ ۱۸۶۸دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جانغزل شمارهٔ ۱۸۶۹رو مذهب عاشق را برعکس روش‌ها دانغزل شمارهٔ ۱۸۷۰ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندانغزل شمارهٔ ۱۸۷۱دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دانغزل شمارهٔ ۱۸۷۲ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوانغزل شمارهٔ ۱۸۷۳دانی که کجا جویی ما را به گه جستنغزل شمارهٔ ۱۸۷۴از آتش روی خود اندر دلم آتش زنغزل شمارهٔ ۱۸۷۵ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زنغزل شمارهٔ ۱۸۷۶بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کنغزل شمارهٔ ۱۸۷۷ای دل چو نمی‌گردد در شرح زبان منغزل شمارهٔ ۱۸۷۸من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنونغزل شمارهٔ ۱۸۷۹آرایش باغ آمد این روی چه روی است اینغزل شمارهٔ ۱۸۸۰در زیر نقاب شب این زنگیکان را بینغزل شمارهٔ ۱۸۸۱از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکینغزل شمارهٔ ۱۸۸۲آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تنغزل شمارهٔ ۱۸۸۳بی او نتوان رفتن بی‌او نتوان گفتنغزل شمارهٔ ۱۸۸۴آن ساعد سیمین را در گردن ما افکنغزل شمارهٔ ۱۸۸۵ای سرده صد سودا دستار چنین می کنغزل شمارهٔ ۱۸۸۶نی نی به از این باید با دوست وفا کردنغزل شمارهٔ ۱۸۸۷گرت هست سر ما سر و ریش بجنبانغزل شمارهٔ ۱۸۸۸بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمنغزل شمارهٔ ۱۸۸۹دل دل دل تو دل مرا مرنجانغزل شمارهٔ ۱۸۹۰با روی تو کفر است به معنی نگریدنغزل شمارهٔ ۱۸۹۱ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدنغزل شمارهٔ ۱۸۹۲هر شب که بود قاعده سفره نهادنغزل شمارهٔ ۱۸۹۳صد گوش نوم باز شد از راز شنودنغزل شمارهٔ ۱۸۹۴گر زانک ملولی ز من ای فتنه حورانغزل شمارهٔ ۱۸۹۵بفریفتیم دوش و پرندوش به دستانغزل شمارهٔ ۱۸۹۶نشاید از تو چندین جور کردنغزل شمارهٔ ۱۸۹۷در این دم همدمی آمد خمش کنغزل شمارهٔ ۱۸۹۸ندا آمد به جان از چرخ پروینغزل شمارهٔ ۱۸۹۹دل خون خواره را یک باره بستانغزل شمارهٔ ۱۹۰۰بیا ای مونس جان‌های مستانغزل شمارهٔ ۱۹۰۱ز زخم دف کفم بدرید ای جانغزل شمارهٔ ۱۹۰۲چرا منکر شدی ای میر کورانغزل شمارهٔ ۱۹۰۳شنیدی تو که خط آمد ز خاقانغزل شمارهٔ ۱۹۰۴کجا خواهی ز چنگ ما پریدنغزل شمارهٔ ۱۹۰۵اگر تو عاشقی غم را رها کنغزل شمارهٔ ۱۹۰۶تو نقد قلب را از زر برون کنغزل شمارهٔ ۱۹۰۷گر این جا حاضری سر همچنین کنغزل شمارهٔ ۱۹۰۸نتانی آمدن این راه با منغزل شمارهٔ ۱۹۰۹دل معشوق سوزیده است بر منغزل شمارهٔ ۱۹۱۰تو هر جزو جهان را بر گذر بینغزل شمارهٔ ۱۹۱۱تو را پندی دهم ای طالب دینغزل شمارهٔ ۱۹۱۲بیا ساقی می ما را بگردانغزل شمارهٔ ۱۹۱۳به باغ آییم فردا جمله یارانغزل شمارهٔ ۱۹۱۴اگر خواهی مرا می در هوا کنغزل شمارهٔ ۱۹۱۵برو ای دل به سوی دلبر منغزل شمارهٔ ۱۹۱۶برآ بر بام و اکنون ماه نو بینغزل شمارهٔ ۱۹۱۷چو بربندند ناگاهت زنخدانغزل شمارهٔ ۱۹۱۸فرود آ تو ز مرکب بار می‌بینغزل شمارهٔ ۱۹۱۹عشق است بر آسمان پریدنغزل شمارهٔ ۱۹۲۰دیر آمده‌ای مرو شتابانغزل شمارهٔ ۱۹۲۱ای ساقی و دستگیر مستانغزل شمارهٔ ۱۹۲۲ما شادتریم یا تو ای جانغزل شمارهٔ ۱۹۲۳ای روی مه تو شاد خندانغزل شمارهٔ ۱۹۲۴ای روی تو نوبهار خندانغزل شمارهٔ ۱۹۲۵بازآمد آستین فشانانغزل شمارهٔ ۱۹۲۶مال است و زر است مکسب تنغزل شمارهٔ ۱۹۲۷وقت آمد توبه را شکستنغزل شمارهٔ ۱۹۲۸ای دوست عتاب را رها کنغزل شمارهٔ ۱۹۲۹ای عربده کرده دوش با منغزل شمارهٔ ۱۹۳۰امروز تو خوشتری و یا منغزل شمارهٔ ۱۹۳۱عقل از کف عشق خورد افیونغزل شمارهٔ ۱۹۳۲ای دشمن عقل و جان شیرینغزل شمارهٔ ۱۹۳۳برخیز و صبوح را برنجانغزل شمارهٔ ۱۹۳۴از ما مرو ای چراغ روشنغزل شمارهٔ ۱۹۳۵دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهانغزل شمارهٔ ۱۹۳۶عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زنغزل شمارهٔ ۱۹۳۷هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگینغزل شمارهٔ ۱۹۳۸نازنینی را رها کن با شهان نازنینغزل شمارهٔ ۱۹۳۹می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقانغزل شمارهٔ ۱۹۴۰ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنانغزل شمارهٔ ۱۹۴۱مهره‌ای از جان ربودم بی‌دهان و بی‌دهانغزل شمارهٔ ۱۹۴۲من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهانغزل شمارهٔ ۱۹۴۳می گزید او آستین را شرمگین در آمدنغزل شمارهٔ ۱۹۴۴چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کنغزل شمارهٔ ۱۹۴۵هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار منغزل شمارهٔ ۱۹۴۶کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان منغزل شمارهٔ ۱۹۴۷سوی بیماران خود شد شاه مه رویان منغزل شمارهٔ ۱۹۴۸بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگونغزل شمارهٔ ۱۹۴۹آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهنغزل شمارهٔ ۱۹۵۰بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست اینغزل شمارهٔ ۱۹۵۱ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبینغزل شمارهٔ ۱۹۵۲هست ما را هر زمانی از نگار راستینغزل شمارهٔ ۱۹۵۳هر صبوحی ارغنون‌ها را برنجان همچنینغزل شمارهٔ ۱۹۵۴عیش‌هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقانغزل شمارهٔ ۱۹۵۵ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیانغزل شمارهٔ ۱۹۵۶سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتنغزل شمارهٔ ۱۹۵۷هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدنغزل شمارهٔ ۱۹۵۸ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزنغزل شمارهٔ ۱۹۵۹روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زنغزل شمارهٔ ۱۹۶۰آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کنغزل شمارهٔ ۱۹۶۱نوبهارا جان مایی جان‌ها را تازه کنغزل شمارهٔ ۱۹۶۲یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش منغزل شمارهٔ ۱۹۶۳پرده بردار ای حیات جان و جان افزای منغزل شمارهٔ ۱۹۶۴شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنینغزل شمارهٔ ۱۹۶۵در میان ظلمت جان تو نور چیست آنغزل شمارهٔ ۱۹۶۶جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمانغزل شمارهٔ ۱۹۶۷ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نانغزل شمارهٔ ۱۹۶۸ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیانغزل شمارهٔ ۱۹۶۹از بدی‌ها آن چه گویم هست قصدم خویشتنغزل شمارهٔ ۱۹۷۰مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زنغزل شمارهٔ ۱۹۷۱از دخول هر غری افسرده‌ای در کار منغزل شمارهٔ ۱۹۷۲عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببینغزل شمارهٔ ۱۹۷۳موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چینغزل شمارهٔ ۱۹۷۴ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمینغزل شمارهٔ ۱۹۷۵عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آنغزل شمارهٔ ۱۹۷۶عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آنغزل شمارهٔ ۱۹۷۷در ستایش‌های شمس الدین نباشم مفتتنغزل شمارهٔ ۱۹۷۸ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف منغزل شمارهٔ ۱۹۷۹عاشقان را مژده‌ای از سرفراز راستینغزل شمارهٔ ۱۹۸۰یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از اینغزل شمارهٔ ۱۹۸۱مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تنغزل شمارهٔ ۱۹۸۲گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسنغزل شمارهٔ ۱۹۸۳به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرینغزل شمارهٔ ۱۹۸۴بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرینغزل شمارهٔ ۱۹۸۵صنما بیار باده بنشان خمار مستانغزل شمارهٔ ۱۹۸۶صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کنغزل شمارهٔ ۱۹۸۷هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کنغزل شمارهٔ ۱۹۸۸چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبانغزل شمارهٔ ۱۹۸۹جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدنغزل شمارهٔ ۱۹۹۰جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطنغزل شمارهٔ ۱۹۹۱همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطنغزل شمارهٔ ۱۹۹۲خوی با ما کن و با بی‌خبران خوی مکنغزل شمارهٔ ۱۹۹۳هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته منغزل شمارهٔ ۱۹۹۴بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسانغزل شمارهٔ ۱۹۹۵اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشانغزل شمارهٔ ۱۹۹۶چون خیال تو درآید به دلم رقص کنانغزل شمارهٔ ۱۹۹۷هر که را گشت سر از غایت برگردیدنغزل شمارهٔ ۱۹۹۸به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدنغزل شمارهٔ ۱۹۹۹مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکنغزل شمارهٔ ۲۰۰۰ای ز هجران تو مردن طرب و راحت منغزل شمارهٔ ۲۰۰۱دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر منغزل شمارهٔ ۲۰۰۲تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بینغزل شمارهٔ ۲۰۰۳همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطنغزل شمارهٔ ۲۰۰۴شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشانغزل شمارهٔ ۲۰۰۵چه نشستی دور چون بیگانگانغزل شمارهٔ ۲۰۰۶هر کجا که پا نهی ای جان منغزل شمارهٔ ۲۰۰۷شاه ما باری برای کاهلانغزل شمارهٔ ۲۰۰۸می بده ای ساقی آخرزمانغزل شمارهٔ ۲۰۰۹نک بهاران شد صلا ای لولیانغزل شمارهٔ ۲۰۱۰بشنو از دل نکته‌های بی‌سخنغزل شمارهٔ ۲۰۱۱جان جان‌هایی تو جان را برشکنغزل شمارهٔ ۲۰۱۲ای دلارام من و ای دل شکنغزل شمارهٔ ۲۰۱۳ساقیا برخیز و می در جام کنغزل شمارهٔ ۲۰۱۴راز چون با من نگوید یار منغزل شمارهٔ ۲۰۱۵فقر را در خواب دیدم دوش منغزل شمارهٔ ۲۰۱۶جان من جان تو جانت جان منغزل شمارهٔ ۲۰۱۷آمد آمد در میان خوب ختنغزل شمارهٔ ۲۰۱۸مرغ خانه با هما پروا مکنغزل شمارهٔ ۲۰۱۹ای ببرده دل تو قصد جان مکنغزل شمارهٔ ۲۰۲۰ای خدا این وصل را هجران مکنغزل شمارهٔ ۲۰۲۱صبحدم شد زود برخیز ای جوانغزل شمارهٔ ۲۰۲۲ای زیان و ای زیان و ای زیانغزل شمارهٔ ۲۰۲۳رو قرار از دل مستان بستانغزل شمارهٔ ۲۰۲۴مات خود را صنما مات مکنغزل شمارهٔ ۲۰۲۵ای به انکار سوی ما نگرانغزل شمارهٔ ۲۰۲۶به شکرخنده ببردی دل منغزل شمارهٔ ۲۰۲۷ای امتان باطل بر نان زنید بر نانغزل شمارهٔ ۲۰۲۸گرچه بسی نشستم در نار تا به گردنغزل شمارهٔ ۲۰۲۹ای مرغ آسمانی آمد گه پریدنغزل شمارهٔ ۲۰۳۰گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کنغزل شمارهٔ ۲۰۳۱ای محو راه گشته از محو هم سفر کنغزل شمارهٔ ۲۰۳۲من از کی باک دارم خاصه که یار با منغزل شمارهٔ ۲۰۳۳جانا نخست ما را مرد مدام گردانغزل شمارهٔ ۲۰۳۴ای دل ز شاه حوران یا قبله صبورانغزل شمارهٔ ۲۰۳۵آن خوب را طلب کن اندر میان حورانغزل شمارهٔ ۲۰۳۶امروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردنغزل شمارهٔ ۲۰۳۷چون جان تو می‌ستانی چون شکر است مردنغزل شمارهٔ ۲۰۳۸از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زنغزل شمارهٔ ۲۰۳۹رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کنغزل شمارهٔ ۲۰۴۰روز است ای دو دیده در روزنم نظر کنغزل شمارهٔ ۲۰۴۱پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کنغزل شمارهٔ ۲۰۴۲ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کنغزل شمارهٔ ۲۰۴۳دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمنغزل شمارهٔ ۲۰۴۴جانا بیار باده و بختم بلند کنغزل شمارهٔ ۲۰۴۵تو آب روشنی تو در این آب گل مکنغزل شمارهٔ ۲۰۴۶مستی و عاشقی و جوانی و جنس اینغزل شمارهٔ ۲۰۴۷می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آنغزل شمارهٔ ۲۰۴۸آن کیست ای خدای؟ که از این دام ِ خامُشانغزل شمارهٔ ۲۰۴۹ای دم به دم مصور جان از درون تنغزل شمارهٔ ۲۰۵۰جانا بیار باده و بختم تمام کنغزل شمارهٔ ۲۰۵۱می‌بینمت که عزم جفا می‌کنی مکنغزل شمارهٔ ۲۰۵۲ای آنک از میانه کران می‌کنی مکنغزل شمارهٔ ۲۰۵۳با عاشقان نشین و همه عاشقی گزینغزل شمارهٔ ۲۰۵۴بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکنغزل شمارهٔ ۲۰۵۵مست شدی عاقبت آمدی اندر میانغزل شمارهٔ ۲۰۵۶خواجه غلط کرده‌ای در روشِ یار منغزل شمارهٔ ۲۰۵۷یار شو و یار بین دل شو و دلدار بینغزل شمارهٔ ۲۰۵۸با رُخِ چون مشعله بر دَرِ ما کیست آنغزل شمارهٔ ۲۰۵۹گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانغزل شمارهٔ ۲۰۶۰یک غزل آغاز کن بر صفتِ حاضرانغزل شمارهٔ ۲۰۶۱بوسه بده خویش را ای صنم سیمتنغزل شمارهٔ ۲۰۶۲سیر نشد چشم و دل از نظر شاه منغزل شمارهٔ ۲۰۶۳ای رخ خندان تو مایه صد گلستانغزل شمارهٔ ۲۰۶۴باز فروریخت عشق از در و دیوار منغزل شمارهٔ ۲۰۶۵باز درآمد ز راه فتنه برانگیز منغزل شمارهٔ ۲۰۶۶باز برآمد ز کوه خسرو شیرین منغزل شمارهٔ ۲۰۶۷ای هوس عشق تو کرده جهان را زبونغزل شمارهٔ ۲۰۶۸باز شکستند خلق سلسله یا مسلمینغزل شمارهٔ ۲۰۶۹بیش مکن همچنان خانه درآ همچنینغزل شمارهٔ ۲۰۷۰یا تو ترش کرده رو! مایه ده شکّرانغزل شمارهٔ ۲۰۷۱هر چه کنی تو کرده من دانغزل شمارهٔ ۲۰۷۲جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جانغزل شمارهٔ ۲۰۷۳دلا تو شهد منه در دهان رنجورانغزل شمارهٔ ۲۰۷۴مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتنغزل شمارهٔ ۲۰۷۵توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزنغزل شمارهٔ ۲۰۷۶به جان تو که از این دلشده کرانه مکنغزل شمارهٔ ۲۰۷۷به من نگر به دو رخسار زعفرانی منغزل شمارهٔ ۲۰۷۸چهار روز ببودم به پیش تو مهمانغزل شمارهٔ ۲۰۷۹مقام ناز نداری برو تو ناز مکنغزل شمارهٔ ۲۰۸۰چهار شعر بگفتم بگفت نی به از اینغزل شمارهٔ ۲۰۸۱نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جانغزل شمارهٔ ۲۰۸۲برای چشم تو صد چشم بد توان دیدنغزل شمارهٔ ۲۰۸۳اگر سزای لب تو نبود گفته منغزل شمارهٔ ۲۰۸۴بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دینغزل شمارهٔ ۲۰۸۵به صلح آمد آن ترک تند عربده کنغزل شمارهٔ ۲۰۸۶من کجا بودم عجب بی‌تو این چندین زمانغزل شمارهٔ ۲۰۸۷بگویم مثالی از این عشق سوزانغزل شمارهٔ ۲۰۸۸ببردی دلم را بدادی به زاغانغزل شمارهٔ ۲۰۸۹تنت زین جهان است و دل زان جهانغزل شمارهٔ ۲۰۹۰به پیش آر سغراق گلگون منغزل شمارهٔ ۲۰۹۱ای هفت دریا گوهر عطا کنغزل شمارهٔ ۲۰۹۲آن دلبر من آمد بر منغزل شمارهٔ ۲۰۹۳تازه شد از او باغ و بر منغزل شمارهٔ ۲۰۹۴یک قوصره پر دارم ز سخنغزل شمارهٔ ۲۰۹۵با من صنما دل یک دله کنغزل شمارهٔ ۲۰۹۶گر تنگ بدی این سینه منغزل شمارهٔ ۲۰۹۷چون دل جانا بنشین بنشینغزل شمارهٔ ۲۰۹۸شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کنغزل شمارهٔ ۲۰۹۹چند نظاره جهان کردنغزل شمارهٔ ۲۱۰۰چند بوسه وظیفه تعیین کنغزل شمارهٔ ۲۱۰۱سیر گشتم ز نازهای خسانغزل شمارهٔ ۲۱۰۲چیست با عشق آشنا بودنغزل شمارهٔ ۲۱۰۳گرچه اندر فغان و نالیدنغزل شمارهٔ ۲۱۰۴شب که جهان است پر از لولیانغزل شمارهٔ ۲۱۰۵ساقی من خیزد بی‌گفت منغزل شمارهٔ ۲۱۰۶مست رسید آن بت بی‌باک منغزل شمارهٔ ۲۱۰۷جان منی، جان منی، جان منغزل شمارهٔ ۲۱۰۸می‌نروم هیچ از این خانه منغزل شمارهٔ ۲۱۰۹ای تو پناه همه روز محنغزل شمارهٔ ۲۱۱۰بانگ برآمد ز خرابات منغزل شمارهٔ ۲۱۱۱بانگ برآمد ز خرابات منغزل شمارهٔ ۲۱۱۲ظلمت شب پرتو ظلمات منغزل شمارهٔ ۲۱۱۳ای تو چو خورشید و شه خاص منغزل شمارهٔ ۲۱۱۴بانگ برآمد ز دل و جان منغزل شمارهٔ ۲۱۱۵بازرسید آن بت زیبای منغزل شمارهٔ ۲۱۱۶آمده‌ای بی‌گه خامش مشینغزل شمارهٔ ۲۱۱۷پیشتر آ ای صنم شنگ منغزل شمارهٔ ۲۱۱۸می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرینغزل شمارهٔ ۲۱۱۹اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندانغزل شمارهٔ ۲۱۲۰دگرباره چو مه کردیم خرمنغزل شمارهٔ ۲۱۲۱افندس مسین کاغا یومیندنغزل شمارهٔ ۲۱۲۲کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوانغزل شمارهٔ ۲۱۲۳العشق یقول لی تزینغزل شمارهٔ ۲۱۲۴ایا بدر الدجی بل انت احسنغزل شمارهٔ ۲۱۲۵اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکانغزل شمارهٔ ۲۱۲۶اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقینغزل شمارهٔ ۲۱۲۷یا صغیر السن یا رطب البدنغزل شمارهٔ ۲۱۲۸ابشر ثم ابشر یا مؤتمنغزل شمارهٔ ۲۱۲۹نَحْنُ إِلَیٰ سَیِّدِنَا رَاجِعُونغزل شمارهٔ ۲۱۳۰ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی اوغزل شمارهٔ ۲۱۳۱حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو.غزل شمارهٔ ۲۱۳۲مستی ببینی رازدان می‌دانک باشد مست اوغزل شمارهٔ ۲۱۳۳بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شوغزل شمارهٔ ۲۱۳۴نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شوغزل شمارهٔ ۲۱۳۵ای شعشعه نور فلق در قبه مینای توغزل شمارهٔ ۲۱۳۶ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گروغزل شمارهٔ ۲۱۳۷آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش اوغزل شمارهٔ ۲۱۳۸ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان توغزل شمارهٔ ۲۱۳۹والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدوغزل شمارهٔ ۲۱۴۰دل دی خراب و مست و خوش هر سو همی‌افتاد از اوغزل شمارهٔ ۲۱۴۱ای تن و جان بنده او بند شکرخنده اوغزل شمارهٔ ۲۱۴۲چون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از اوغزل شمارهٔ ۲۱۴۳روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مروغزل شمارهٔ ۲۱۴۴کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کوغزل شمارهٔ ۲۱۴۵شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کوغزل شمارهٔ ۲۱۴۶ای شکران ای شکران کان شکر دارم از اوغزل شمارهٔ ۲۱۴۷چیست که هر دمی چنین می‌کشدم به سوی اوغزل شمارهٔ ۲۱۴۸جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای توغزل شمارهٔ ۲۱۴۹ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگوغزل شمارهٔ ۲۱۵۰عید نمی‌دهد فرح بی‌نظر هلال توغزل شمارهٔ ۲۱۵۱در سفر هوای تو بی‌خبرم به جان توغزل شمارهٔ ۲۱۵۲سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان توغزل شمارهٔ ۲۱۵۳ای تو امان هر بلا، ما همه در امان توغزل شمارهٔ ۲۱۵۴هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگوغزل شمارهٔ ۲۱۵۵کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگوغزل شمارهٔ ۲۱۵۶سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان توغزل شمارهٔ ۲۱۵۷سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای توغزل شمارهٔ ۲۱۵۸من که ستیزه روترم در طلب لقای توغزل شمارهٔ ۲۱۵۹باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگوغزل شمارهٔ ۲۱۶۰ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبوده‌ست اوغزل شمارهٔ ۲۱۶۱اگر نه عاشق اویم چه می‌پویم به کوی اوغزل شمارهٔ ۲۱۶۲دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توغزل شمارهٔ ۲۱۶۳چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای توغزل شمارهٔ ۲۱۶۴اگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شوغزل شمارهٔ ۲۱۶۵فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است اوغزل شمارهٔ ۲۱۶۶دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توغزل شمارهٔ ۲۱۶۷دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن توغزل شمارهٔ ۲۱۶۸نمی‌گفتی مرا روزی که ما را یار غاری توغزل شمارهٔ ۲۱۶۹ز مکر حق مباش ایمن اگر صد بخت بینی توغزل شمارهٔ ۲۱۷۰هر شش جهتم ای جان منقوش جمال توغزل شمارهٔ ۲۱۷۱گشته‌ست طپان جانم ای جان و جهان برگوغزل شمارهٔ ۲۱۷۲هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد اوغزل شمارهٔ ۲۱۷۳چنگ خردم بگسل تاری من و تاری توغزل شمارهٔ ۲۱۷۴ای یار قلندردل دلتنگ چرایی توغزل شمارهٔ ۲۱۷۵در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگوغزل شمارهٔ ۲۱۷۶آن دلبر عیار جگرخواره ما کوغزل شمارهٔ ۲۱۷۷خزان عاشقان را نوبهار اوغزل شمارهٔ ۲۱۷۸تو کمترخواره‌ای هشیار می‌روغزل شمارهٔ ۲۱۷۹تو جام عشق را بستان و می‌روغزل شمارهٔ ۲۱۸۰از این پستی به سوی آسمان شوغزل شمارهٔ ۲۱۸۱دل و جان را طربگاه و مقام اوغزل شمارهٔ ۲۱۸۲به پیشت نام جان گویم زهی روغزل شمارهٔ ۲۱۸۳به پیشت نام جان گویم زهی روغزل شمارهٔ ۲۱۸۴بیا ای رونق گلزار از این سوغزل شمارهٔ ۲۱۸۵چو بگشادم نظر از شیوه توغزل شمارهٔ ۲۱۸۶خداوندا چو تو صاحب قران کوغزل شمارهٔ ۲۱۸۷گران جانی مکن ای یار برگوغزل شمارهٔ ۲۱۸۸در این رقص و در این های و در این هوغزل شمارهٔ ۲۱۸۹بازم صنما چه می‌فریبی توغزل شمارهٔ ۲۱۹۰دیدی که چه کرد آن پری روغزل شمارهٔ ۲۱۹۱ای رونق نوبهار برگوغزل شمارهٔ ۲۱۹۲ای عارف خوش کلام برگوغزل شمارهٔ ۲۱۹۳ای صید رخ تو شیر و آهوغزل شمارهٔ ۲۱۹۴آن وعده که کرده‌ای مرا کوغزل شمارهٔ ۲۱۹۵خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروغزل شمارهٔ ۲۱۹۶از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام اوغزل شمارهٔ ۲۱۹۷ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار توغزل شمارهٔ ۲۱۹۸جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شوغزل شمارهٔ ۲۱۹۹ای سنایی عاشقان را درد باید درد کوغزل شمارهٔ ۲۲۰۰ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگوغزل شمارهٔ ۲۲۰۱در گذر آمد خیالش گفت جان این است اوغزل شمارهٔ ۲۲۰۲ای جهان برهم زده سودای تو سودای توغزل شمارهٔ ۲۲۰۳جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کوغزل شمارهٔ ۲۲۰۴عاشقی بر من پریشانت کنم نیکو شنوغزل شمارهٔ ۲۲۰۵دوش خوابی دیده‌ام خود عاشقان را خواب کوغزل شمارهٔ ۲۲۰۶ای برادر عاشقی را درد باید درد کوغزل شمارهٔ ۲۲۰۷در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کوغزل شمارهٔ ۲۲۰۸ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگوغزل شمارهٔ ۲۲۰۹ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نوغزل شمارهٔ ۲۲۱۰طرب اندر طرب است او که در عقل شکست اوغزل شمارهٔ ۲۲۱۱ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان روغزل شمارهٔ ۲۲۱۲تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است اوغزل شمارهٔ ۲۲۱۳خنک آن جان که رود مست و خرامان بر اوغزل شمارهٔ ۲۲۱۴خنک آن دم که نشینیم در ایوان، من و توغزل شمارهٔ ۲۲۱۵گر رَود دیده و عقل و خرد و جان، تو مروغزل شمارهٔ ۲۲۱۶تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگوغزل شمارهٔ ۲۲۱۷چهرهٔ زرد مرا بین و مرا هیچ مگوغزل شمارهٔ ۲۲۱۸همه خوردند و برفتند و بماندم من و توغزل شمارهٔ ۲۲۱۹من غلام قمرم، غَیر قمر، هیچ مگوغزل شمارهٔ ۲۲۲۰هله ای شاه مپیچان سر و دستار مروغزل شمارهٔ ۲۲۲۱سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از اوغزل شمارهٔ ۲۲۲۲سر عثمان تو مست است بر او ریز کدوغزل شمارهٔ ۲۲۲۳ای همه سرگشتگان مهمان توغزل شمارهٔ ۲۲۲۴ای بمرده هر چه جان در پای اوغزل شمارهٔ ۲۲۲۵شکر ایزد را که دیدم روی توغزل شمارهٔ ۲۲۲۶ای بکرده رخت عشاقان گروغزل شمارهٔ ۲۲۲۷مطربا اسرار ما را بازگوغزل شمارهٔ ۲۲۲۸جان ما را هر نفس بستان نوغزل شمارهٔ ۲۲۲۹ای غذای جان مستم نام توغزل شمارهٔ ۲۲۳۰صوفیانیم آمده در کوی توغزل شمارهٔ ۲۲۳۱می‌دوید از هر طرف در جست و جوغزل شمارهٔ ۲۲۳۲به حریفان بنشین خواب مروغزل شمارهٔ ۲۲۳۳ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح توغزل شمارهٔ ۲۲۳۴ای دیده من جمال خود اندر جمال توغزل شمارهٔ ۲۲۳۵آمد خیال آن رخ چون گلستان توغزل شمارهٔ ۲۲۳۶جانا توی کلیم و منم چون عصای توغزل شمارهٔ ۲۲۳۷این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبوغزل شمارهٔ ۲۲۳۸ای کرده چهره تو چو گلنار شرم توغزل شمارهٔ ۲۲۳۹رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کوغزل شمارهٔ ۲۲۴۰ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزوغزل شمارهٔ ۲۲۴۱هان، ای جمال دلبر، ای شاد وقت توغزل شمارهٔ ۲۲۴۲تا که درآمد به باغ چهره گلنار توغزل شمارهٔ ۲۲۴۳آینهٔ جان شده چهرهٔ تابان توغزل شمارهٔ ۲۲۴۴سیر نیم سیر نی از لب خندان توغزل شمارهٔ ۲۲۴۵مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگوغزل شمارهٔ ۲۲۴۶ای سر مردان برگو برگوغزل شمارهٔ ۲۲۴۷مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجوغزل شمارهٔ ۲۲۴۸من آن نی‌ام که بگویم حدیث نعمت اوغزل شمارهٔ ۲۲۴۹به وقت خواب بگیری مرا که هین برگوغزل شمارهٔ ۲۲۵۰هزار بار کشیده‌ست عشق‌ِ کافرخوغزل شمارهٔ ۲۲۵۱چو از سر بگیرم بود سرور اوغزل شمارهٔ ۲۲۵۲بی‌دل شده‌ام بهر دل توغزل شمارهٔ ۲۲۵۳نور دل ما روی خوش توغزل شمارهٔ ۲۲۵۴دل من دل من دل من بر توغزل شمارهٔ ۲۲۵۵بنشسته به گوشه‌ای دو سه مست ترانه گوغزل شمارهٔ ۲۲۵۶به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار توغزل شمارهٔ ۲۲۵۷قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان توغزل شمارهٔ ۲۲۵۸هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو موغزل شمارهٔ ۲۲۵۹هله طبل وفا بزن که بیامد اوان توغزل شمارهٔ ۲۲۶۰طیب الله عیشکم لا وحش الله منکمغزل شمارهٔ ۲۲۶۱بوقلمون چند از انکار توغزل شمارهٔ ۲۲۶۲پرده بگردان و بزن ساز نوغزل شمارهٔ ۲۲۶۳یا قمرا لوعه للقمرین سکنغزل شمارهٔ ۲۲۶۴بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه روغزل شمارهٔ ۲۲۶۵الیوم من الوصل نسیم و سعودغزل شمارهٔ ۲۲۶۶بگردان ساقی مه روی جامغزل شمارهٔ ۲۲۶۷هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سببغزل شمارهٔ ۲۲۶۸یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدواغزل شمارهٔ ۲۲۶۹الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاقغزل شمارهٔ ۲۲۷۰ابناء ربیعنا تعالواغزل شمارهٔ ۲۲۷۱جود الشموس علی الوری اشراقغزل شمارهٔ ۲۲۷۲حداء البشیر بشارة یا جارغزل شمارهٔ ۲۲۷۳امسی و اصبح بالجوی اتعذبغزل شمارهٔ ۲۲۷۴مررت بدر فی هواه بحارغزل شمارهٔ ۲۲۷۵امروز مستان را نگر در مست ما آویختهغزل شمارهٔ ۲۲۷۶ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفتهغزل شمارهٔ ۲۲۷۷یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شدهغزل شمارهٔ ۲۲۷۸این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمدهغزل شمارهٔ ۲۲۷۹این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمدهغزل شمارهٔ ۲۲۸۰ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسلهغزل شمارهٔ ۲۲۸۱ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شدهغزل شمارهٔ ۲۲۸۲ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفتهغزل شمارهٔ ۲۲۸۳ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بدهغزل شمارهٔ ۲۲۸۴باده بده باد مده وز خودمان یاد مدهغزل شمارهٔ ۲۲۸۵یا رجلا حصیده مجبنه و مبخلهغزل شمارهٔ ۲۲۸۶ای تو برای آبرو آب حیات ریختهغزل شمارهٔ ۲۲۸۷آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعلهغزل شمارهٔ ۲۲۸۸شحنه عشق می‌کشد از دو جهان مصادرهغزل شمارهٔ ۲۲۸۹دایم پیش خود نهی آینه را هرآینهغزل شمارهٔ ۲۲۹۰کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بندهغزل شمارهٔ ۲۲۹۱بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک بارهغزل شمارهٔ ۲۲۹۲به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانهغزل شمارهٔ ۲۲۹۳یکی ماهی همی‌بینم برون از دیده در دیدهغزل شمارهٔ ۲۲۹۴ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پارهغزل شمارهٔ ۲۲۹۵سراندازان همی‌آیی نگارین جگرخوارهغزل شمارهٔ ۲۲۹۶مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازهغزل شمارهٔ ۲۲۹۷چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشهغزل شمارهٔ ۲۲۹۸زهی بزم خداوندی زهی می‌های شاهانهغزل شمارهٔ ۲۲۹۹سراندازان همی‌آیی ز راه سینه در دیدهغزل شمارهٔ ۲۳۰۰با زر غم و بی‌زر غم آخر غم با زر بهغزل شمارهٔ ۲۳۰۱من سرخوش و تو دلخوش غم بی‌دل و بی‌سر بهغزل شمارهٔ ۲۳۰۲هشیار شدم ساقی دستار به من وادهغزل شمارهٔ ۲۳۰۳ناگاه درافتادم زان قصر و سراپردهغزل شمارهٔ ۲۳۰۴هر روز پری زادی از سوی سراپردهغزل شمارهٔ ۲۳۰۵کی باشد من با تو باده به گرو خوردهغزل شمارهٔ ۲۳۰۶ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچارهغزل شمارهٔ ۲۳۰۷بربند دهان از نان کآمد شکر روزهغزل شمارهٔ ۲۳۰۸یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مهغزل شمارهٔ ۲۳۰۹من بی‌خود و تو، بی‌خود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟غزل شمارهٔ ۲۳۱۰ای غایب از این محضر از مات سلام اللهغزل شمارهٔ ۲۳۱۱از انبهی ماهی دریا به نهان گشتهغزل شمارهٔ ۲۳۱۲دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفتهغزل شمارهٔ ۲۳۱۳ای جان تو جانم را از خویش خبر کردهغزل شمارهٔ ۲۳۱۴ای روی تو رویم را چون روی قمر کردهغزل شمارهٔ ۲۳۱۵دل دست به یک کاسه با شهره صنم کردهغزل شمارهٔ ۲۳۱۶امروز بت خندان می‌بخش کند خندهغزل شمارهٔ ۲۳۱۷ای خاک کف پایت رشک فلکی بودهغزل شمارهٔ ۲۳۱۸مستی ده و هستی ده ای غمزه خمارهغزل شمارهٔ ۲۳۱۹آن یار غریب من آمد به سوی خانهغزل شمارهٔ ۲۳۲۰بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانهغزل شمارهٔ ۲۳۲۱ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نهغزل شمارهٔ ۲۳۲۲هر روز فقیران را هم عید و هم آدینهغزل شمارهٔ ۲۳۲۳ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابهغزل شمارهٔ ۲۳۲۴روزی تو مرا بینی میخانه درافتادهغزل شمارهٔ ۲۳۲۵امروز من و باده و آن یار پری زادهغزل شمارهٔ ۲۳۲۶ای بر سر بازاری دستار چنان کردهغزل شمارهٔ ۲۳۲۷ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوهغزل شمارهٔ ۲۳۲۸چون عزم سفر کردی فی لطف امان اللهغزل شمارهٔ ۲۳۲۹هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشتهغزل شمارهٔ ۲۳۳۰آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربهغزل شمارهٔ ۲۳۳۱ای دلبر بی‌صورت صورتگر سادهغزل شمارهٔ ۲۳۳۲ای آنک تو را ما ز همه کون گزیدهغزل شمارهٔ ۲۳۳۳این کیست چنین مست ز خمار رسیدهغزل شمارهٔ ۲۳۳۴ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیدهغزل شمارهٔ ۲۳۳۵رندان همه جمعند در این دیر مغانهغزل شمارهٔ ۲۳۳۶این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیدهغزل شمارهٔ ۲۳۳۷هلا ساقی بیا ساغر مرا دهغزل شمارهٔ ۲۳۳۸بیا دل بر دل پردرد من نهغزل شمارهٔ ۲۳۳۹ایا گم گشتگان راه و بیراهغزل شمارهٔ ۲۳۴۰چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاهغزل شمارهٔ ۲۳۴۱سماع آمد هلا ای یار برجهغزل شمارهٔ ۲۳۴۲خدایا مطربان را انگبین دهغزل شمارهٔ ۲۳۴۳ایا خورشید بر گردون سوارهغزل شمارهٔ ۲۳۴۴مبارک باد آمد ماه روزهغزل شمارهٔ ۲۳۴۵چو بی‌گاه است و باران خانه خانهغزل شمارهٔ ۲۳۴۶مکن راز مرا ای جان فسانهغزل شمارهٔ ۲۳۴۷خدایا رحمت خود را به من دهغزل شمارهٔ ۲۳۴۸فریاد ز یار خشم کردهغزل شمارهٔ ۲۳۴۹ای دیده راست راست دیدهغزل شمارهٔ ۲۳۵۰آمد مه و لشکر ستارهغزل شمارهٔ ۲۳۵۱دیدی که چه کرد آن یگانهغزل شمارهٔ ۲۳۵۲یک جام ز صد هزار جان بهغزل شمارهٔ ۲۳۵۳جان آمده در جهان سادهغزل شمارهٔ ۲۳۵۴ای بی تو حیات‌ها فسردهغزل شمارهٔ ۲۳۵۵ای دوش ز دست ما رهیدهغزل شمارهٔ ۲۳۵۶ماییم قدیم عشق بارهغزل شمارهٔ ۲۳۵۷ای گشته دلت چو سنگ خارهغزل شمارهٔ ۲۳۵۸ماییم و دو چشم و جان خیرهغزل شمارهٔ ۲۳۵۹آن سفره بیار و در میان نهغزل شمارهٔ ۲۳۶۰ای نقد تو را زکات نسیهغزل شمارهٔ ۲۳۶۱ای روز مبارک و خجستهغزل شمارهٔ ۲۳۶۲ای دو چشمت جاودان را نکته‌ها آموختهغزل شمارهٔ ۲۳۶۳ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاستهغزل شمارهٔ ۲۳۶۴ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریستهغزل شمارهٔ ۲۳۶۵ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفتهغزل شمارهٔ ۲۳۶۶ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفتهغزل شمارهٔ ۲۳۶۷تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شدهغزل شمارهٔ ۲۳۶۸ای به میدان‌های وحدت گوی شاهی باختهغزل شمارهٔ ۲۳۶۹چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریختهغزل شمارهٔ ۲۳۷۰این چه باد صرصر است از آسمان پویان شدهغزل شمارهٔ ۲۳۷۱کی بود خاک صنم با خون ما آمیختهغزل شمارهٔ ۲۳۷۲هله بحری شو و در رو مکن از دور نظارهغزل شمارهٔ ۲۳۷۳مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانهغزل شمارهٔ ۲۳۷۴هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانهغزل شمارهٔ ۲۳۷۵سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزهغزل شمارهٔ ۲۳۷۶صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما دهغزل شمارهٔ ۲۳۷۷ای خداوند! یکی یارِ جفاکارش دهغزل شمارهٔ ۲۳۷۸صد خمار است و طرب در نظر آن دیدهغزل شمارهٔ ۲۳۷۹بده آن باده جانی، که چنانیم همهغزل شمارهٔ ۲۳۸۰پیش جوش عفو بی‌حد تو شاهغزل شمارهٔ ۲۳۸۱عشق بین با عاشقان آمیختهغزل شمارهٔ ۲۳۸۲ای بخاری را تو جان پنداشتهغزل شمارهٔ ۲۳۸۳عشق تو از بس کشش جان آمدهغزل شمارهٔ ۲۳۸۴جسته‌اند دیوانگان از سلسلهغزل شمارهٔ ۲۳۸۵روز ما را دیگران را شب شدهغزل شمارهٔ ۲۳۸۶قرابه‌بازِ دانا هش‌دار آبگینهغزل شمارهٔ ۲۳۸۷پیغام زاهدان را کآمد بلای توبهغزل شمارهٔ ۲۳۸۸این جا کسی‌ست پنهان دامان من گرفتهغزل شمارهٔ ۲۳۸۹در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟غزل شمارهٔ ۲۳۹۰آن آتشی که داری در عشق صاف و سادهغزل شمارهٔ ۲۳۹۱بازآمد آن مغنی با چنگ سازکردهغزل شمارهٔ ۲۳۹۲ای کهربای عشقت دل را به خود کشیدهغزل شمارهٔ ۲۳۹۳برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیدهغزل شمارهٔ ۲۳۹۴از بس که مطرب دل از عشق کرد نالهغزل شمارهٔ ۲۳۹۵دیدم نگار خود را می‌گشت گرد خانهغزل شمارهٔ ۲۳۹۶ای پاک از آب و از گل پایی در این گلم نهغزل شمارهٔ ۲۳۹۷ای گرد عاشقانت از رشک تخته بستهغزل شمارهٔ ۲۳۹۸آن دم که در رباید باد از رخ تو پردهغزل شمارهٔ ۲۳۹۹ای از تو من برسته ای هم توام بخوردهغزل شمارهٔ ۲۴۰۰گل را نگر ز لطف سوی خار آمدهغزل شمارهٔ ۲۴۰۱ای صد هزار خرمن‌ها را بسوختهغزل شمارهٔ ۲۴۰۲باده بده ساقیا عشوه و بادم مدهغزل شمارهٔ ۲۴۰۳ساقی جان غیر آن رطل گرانم مدهغزل شمارهٔ ۲۴۰۴ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخرهغزل شمارهٔ ۲۴۰۵ای همه منزل شده از تو ره بی‌رههغزل شمارهٔ ۲۴۰۶ایا دلی چو صبا ذوق صبح‌ها دیدهغزل شمارهٔ ۲۴۰۷زهی لواء و علم لا اله الا اللهغزل شمارهٔ ۲۴۰۸چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاهغزل شمارهٔ ۲۴۰۹که بوده است تو را دوش یار و همخوابهغزل شمارهٔ ۲۴۱۰مقام خلوت و یار و سماع و تو خفتهغزل شمارهٔ ۲۴۱۱دلم چو دیده و تو چون خیال در دیدهغزل شمارهٔ ۲۴۱۲چو مست روی توام ای حکیم فرزانهغزل شمارهٔ ۲۴۱۳عجب دلی که به عشق بت است پیوستهغزل شمارهٔ ۲۴۱۴ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پردهغزل شمارهٔ ۲۴۱۵تو دیده گشته و ما را بکرده نادیدهغزل شمارهٔ ۲۴۱۶برو برو که به بز لایق است بزغالهغزل شمارهٔ ۲۴۱۷خلاصه دو جهان است آن پری چهرهغزل شمارهٔ ۲۴۱۸ای جان ای جان فی ستر اللهغزل شمارهٔ ۲۴۱۹خوش بود فرش تن نور دیدهغزل شمارهٔ ۲۴۲۰آمد آمد نگار پوشیدهغزل شمارهٔ ۲۴۲۱مطرب جان‌های دل بردهغزل شمارهٔ ۲۴۲۲رخ نفسی بر رخ این مست نهغزل شمارهٔ ۲۴۲۳یا رشاء فدیته من زمن رایتهغزل شمارهٔ ۲۴۲۴هل طربا لعاشق وافقه زمانهغزل شمارهٔ ۲۴۲۵طوبی لمن آواه سر فؤادهغزل شمارهٔ ۲۴۲۶فدیتتک یا ستی الناسیهغزل شمارهٔ ۲۴۲۷گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدیغزل شمارهٔ ۲۴۲۸فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پریغزل شمارهٔ ۲۴۲۹ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتریغزل شمارهٔ ۲۴۳۰ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌رویغزل شمارهٔ ۲۴۳۱این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۳۲ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۳۳ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختیغزل شمارهٔ ۲۴۳۴از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدیغزل شمارهٔ ۲۴۳۵من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبریغزل شمارهٔ ۲۴۳۶ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنیغزل شمارهٔ ۲۴۳۷ای یوسفِ خوش‌نام هی! در ره میا بی‌همرهیغزل شمارهٔ ۲۴۳۸دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۳۹دامن کشانم می‌کِشد در بتکده عَیّاره‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۴۰ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختیغزل شمارهٔ ۲۴۴۱آخر مراعاتی بکن مر بی‌دلان را ساعتیغزل شمارهٔ ۲۴۴۲بانگی عجب از آسمان در می‌رسد هر ساعتیغزل شمارهٔ ۲۴۴۳ای تو ملول از کار من من تشنه‌تر هر ساعتیغزل شمارهٔ ۲۴۴۴چون در‌شو‌ی در باغ دل مانند گل خوش‌بو شویغزل شمارهٔ ۲۴۴۵از بامدادان ساغری پر کرد خوش خماره‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۴۶ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختیغزل شمارهٔ ۲۴۴۷یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستیغزل شمارهٔ ۲۴۴۸ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتیغزل شمارهٔ ۲۴۴۹من پیش از این می‌خواستم گفتار خود را مشتریغزل شمارهٔ ۲۴۵۰در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگریغزل شمارهٔ ۲۴۵۱دریوزه‌ای دارم ز تو در اقتضای آشتیغزل شمارهٔ ۲۴۵۲ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدیغزل شمارهٔ ۲۴۵۳بویی ز گردون می‌رسد با پرسش و دلدارییغزل شمارهٔ ۲۴۵۴عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدیغزل شمارهٔ ۲۴۵۵برگذری درنگری جز دل خوبان نبریغزل شمارهٔ ۲۴۵۶هم نظری هم خبری هم قمران را قمریغزل شمارهٔ ۲۴۵۷ای دل سرگشته شده در طلبِ یاوه‌رویغزل شمارهٔ ۲۴۵۸سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه‌گر‌یغزل شمارهٔ ۲۴۵۹عارف گوینده اگر تا به سحر صبر کنیغزل شمارهٔ ۲۴۶۰تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که توییغزل شمارهٔ ۲۴۶۱چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدیغزل شمارهٔ ۲۴۶۲طوطی و طوطی بچه‌ای قند به صد ناز خوریغزل شمارهٔ ۲۴۶۳آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۶۴هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتریغزل شمارهٔ ۲۴۶۵آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنیغزل شمارهٔ ۲۴۶۶ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۶۷کعبه طواف می‌کند بر سر کوی یک بتیغزل شمارهٔ ۲۴۶۸نیست به جز دوام جان ز اهل دلان روایتیغزل شمارهٔ ۲۴۶۹آه خجسته ساعتی که صنما به من رسیغزل شمارهٔ ۲۴۷۰جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقیغزل شمارهٔ ۲۴۷۱سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نیغزل شمارهٔ ۲۴۷۲چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنیغزل شمارهٔ ۲۴۷۳آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویغزل شمارهٔ ۲۴۷۴ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهیغزل شمارهٔ ۲۴۷۵باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۷۶هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یا فتیغزل شمارهٔ ۲۴۷۷سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتیغزل شمارهٔ ۲۴۷۸باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندریغزل شمارهٔ ۲۴۷۹پیش از آنک از عدم کرد وجودها سریغزل شمارهٔ ۲۴۸۰ای دل بی‌قرار من راست بگو چه گوهریغزل شمارهٔ ۲۴۸۱با همگان فضولکی چون که به ما ملولکیغزل شمارهٔ ۲۴۸۲ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنیغزل شمارهٔ ۲۴۸۳تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهیغزل شمارهٔ ۲۴۸۴خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستییغزل شمارهٔ ۲۴۸۵یاور من توی بکن بهر خدای یارییغزل شمارهٔ ۲۴۸۶ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۸۷هست به خطه عدم شور و غبار و غارتیغزل شمارهٔ ۲۴۸۸ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدیغزل شمارهٔ ۲۴۸۹گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتریغزل شمارهٔ ۲۴۹۰ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثریغزل شمارهٔ ۲۴۹۱جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسریغزل شمارهٔ ۲۴۹۲هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلیغزل شمارهٔ ۲۴۹۳رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمیغزل شمارهٔ ۲۴۹۴زرگر آفتاب را بسته گاز می‌کنیغزل شمارهٔ ۲۴۹۵آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنیغزل شمارهٔ ۲۴۹۶خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می‌دهیغزل شمارهٔ ۲۴۹۷صبح چو آفتاب زد رایت روشنایییغزل شمارهٔ ۲۴۹۸مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قراییغزل شمارهٔ ۲۴۹۹مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغماییغزل شمارهٔ ۲۵۰۰چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی‌گردیغزل شمارهٔ ۲۵۰۱گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودیغزل شمارهٔ ۲۵۰۲امیر دل همی‌گوید تو را گر تو دلی داریغزل شمارهٔ ۲۵۰۳چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشیغزل شمارهٔ ۲۵۰۴اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی‌خویشیغزل شمارهٔ ۲۵۰۵چو بی گه آمدی باری درآ مردانه‌ ای ساقیغزل شمارهٔ ۲۵۰۶مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانیغزل شمارهٔ ۲۵۰۷بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی‌دانیغزل شمارهٔ ۲۵۰۸مرا آن دلبر پنهان همی‌گوید به پنهانیغزل شمارهٔ ۲۵۰۹بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانیغزل شمارهٔ ۲۵۱۰مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن‌خاییغزل شمارهٔ ۲۵۱۱به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشاییغزل شمارهٔ ۲۵۱۲رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالاییغزل شمارهٔ ۲۵۱۳بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خوییغزل شمارهٔ ۲۵۱۴درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابیغزل شمارهٔ ۲۵۱۵یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبیغزل شمارهٔ ۲۵۱۶اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستیغزل شمارهٔ ۲۵۱۷ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستیغزل شمارهٔ ۲۵۱۸اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستیغزل شمارهٔ ۲۵۱۹غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستیغزل شمارهٔ ۲۵۲۰گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستیغزل شمارهٔ ۲۵۲۱اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستیغزل شمارهٔ ۲۵۲۲دل پردرد من امشب بنوشیده‌ست یک دردیغزل شمارهٔ ۲۵۲۳دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردیغزل شمارهٔ ۲۵۲۴اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودیغزل شمارهٔ ۲۵۲۵اگر گل‌های رخسارش از آن گلشن بخندیدیغزل شمارهٔ ۲۵۲۶نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باریغزل شمارهٔ ۲۵۲۷بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باریغزل شمارهٔ ۲۵۲۸مروت نیست در سرها که اندازند دستاریغزل شمارهٔ ۲۵۲۹ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داریغزل شمارهٔ ۲۵۳۰دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداریغزل شمارهٔ ۲۵۳۱چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داریغزل شمارهٔ ۲۵۳۲که افسون خواند در گوشت که ابرو پر گره داری؟!غزل شمارهٔ ۲۵۳۳برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاریغزل شمارهٔ ۲۵۳۴مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاریغزل شمارهٔ ۲۵۳۵هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماریغزل شمارهٔ ۲۵۳۶مثال باز رنجورم زمین بر، من ز بیماریغزل شمارهٔ ۲۵۳۷مگردانید با دلبر به حق صحبت و یاریغزل شمارهٔ ۲۵۳۸حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسریغزل شمارهٔ ۲۵۳۹یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازیغزل شمارهٔ ۲۵۴۰چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزیغزل شمارهٔ ۲۵۴۱الا ای جان جان جان چو می‌بینی چه می‌پرسیغزل شمارهٔ ۲۵۴۲بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغاپوسیغزل شمارهٔ ۲۵۴۳بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامیغزل شمارهٔ ۲۵۴۴شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانیغزل شمارهٔ ۲۵۴۵مگر مستی نمی‌دانی که چون زنجیر جنبانیغزل شمارهٔ ۲۵۴۶سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانیغزل شمارهٔ ۲۵۴۷شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانیغزل شمارهٔ ۲۵۴۸تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانیغزل شمارهٔ ۲۵۴۹چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانیغزل شمارهٔ ۲۵۵۰یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونیغزل شمارهٔ ۲۵۵۱دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینیغزل شمارهٔ ۲۵۵۲کجا باشد دورویان را میان عاشقان جاییغزل شمارهٔ ۲۵۵۳کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گوییغزل شمارهٔ ۲۵۵۴اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندیغزل شمارهٔ ۲۵۵۵چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داریغزل شمارهٔ ۲۵۵۶زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزیغزل شمارهٔ ۲۵۵۷هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامیغزل شمارهٔ ۲۵۵۸الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانیغزل شمارهٔ ۲۵۵۹الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانیغزل شمارهٔ ۲۵۶۰الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی‌آییغزل شمارهٔ ۲۵۶۱مسلمانان مسلمانان مرا جانی است سوداییغزل شمارهٔ ۲۵۶۲یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل داناییغزل شمارهٔ ۲۵۶۳من پای همی‌کوبم ای جان و جهان دستیغزل شمارهٔ ۲۵۶۴گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستیغزل شمارهٔ ۲۵۶۵ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتیغزل شمارهٔ ۲۵۶۶آورد طبیب جان یک طبله ره آوردیغزل شمارهٔ ۲۵۶۷افتاد دل و جانم در فتنه طراریغزل شمارهٔ ۲۵۶۸یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکیغزل شمارهٔ ۲۵۶۹آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالیغزل شمارهٔ ۲۵۷۰پنهان به میان ما می‌گردد سلطانیغزل شمارهٔ ۲۵۷۱ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانیغزل شمارهٔ ۲۵۷۲جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانیغزل شمارهٔ ۲۵۷۳در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانیغزل شمارهٔ ۲۵۷۴از آتش ناپیدا دارم دل بریانیغزل شمارهٔ ۲۵۷۵هر لحظه یکی صورت می‌بینی و زادن نیغزل شمارهٔ ۲۵۷۶ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونیغزل شمارهٔ ۲۵۷۷هَمرَنگِ جَماعَت شو تا لذتِ جان بینیغزل شمارهٔ ۲۵۷۸ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نیغزل شمارهٔ ۲۵۷۹با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاساییغزل شمارهٔ ۲۵۸۰ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبیغزل شمارهٔ ۲۵۸۱ای سوخته یوسف در آتش یعقوبیغزل شمارهٔ ۲۵۸۲خواهم که روم زین جا پایم بگرفته‌ستیغزل شمارهٔ ۲۵۸۳آمد مه ما مستی دستی فلکا دستیغزل شمارهٔ ۲۵۸۴ماییم در این گوشه پنهان شده از مستیغزل شمارهٔ ۲۵۸۵گر نرگس خون خوارش دربند امانستیغزل شمارهٔ ۲۵۸۶گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستیغزل شمارهٔ ۲۵۸۷ای ساکن جان من آخر به کجا رفتیغزل شمارهٔ ۲۵۸۸ای یار غلط کردی با یار دگر رفتیغزل شمارهٔ ۲۵۸۹نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردیغزل شمارهٔ ۲۵۹۰ای پرده‌ی در پرده بنگر که چه‌ها کردیغزل شمارهٔ ۲۵۹۱ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردیغزل شمارهٔ ۲۵۹۲ای صورت روحانی امروز چه آوردیغزل شمارهٔ ۲۵۹۳گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باریغزل شمارهٔ ۲۵۹۴از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داریغزل شمارهٔ ۲۵۹۵امشب پریان را من تا روز به دلداریغزل شمارهٔ ۲۵۹۶نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداریغزل شمارهٔ ۲۵۹۷گر روی بگردانی تو پشت قوی داریغزل شمارهٔ ۲۵۹۸ای جان و جهان آخر از روی نکوکاریغزل شمارهٔ ۲۵۹۹ای بر سر بازارت صد خرقه به زناریغزل شمارهٔ ۲۶۰۰گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاریغزل شمارهٔ ۲۶۰۱ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوریغزل شمارهٔ ۲۶۰۲ای دشمن عقل من وی داروی بی‌هوشیغزل شمارهٔ ۲۶۰۳ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانیغزل شمارهٔ ۲۶۰۴آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانیغزل شمارهٔ ۲۶۰۵ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانیغزل شمارهٔ ۲۶۰۶مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانیغزل شمارهٔ ۲۶۰۷آن ماه همی‌تابد بر چرخ و زمین یا نیغزل شمارهٔ ۲۶۰۸افند کلیمیرا از زحمت ما چونیغزل شمارهٔ ۲۶۰۹در عشق کجا باشد مانند تو عشقینیغزل شمارهٔ ۲۶۱۰چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهیغزل شمارهٔ ۲۶۱۱جانا تو بگو رمزی از آتش همراهیغزل شمارهٔ ۲۶۱۲در کوی که می‌گردی ای خواجه چه می‌خواهیغزل شمارهٔ ۲۶۱۳ای شادی آن روزی کز راه تو بازآییغزل شمارهٔ ۲۶۱۴ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جاییغزل شمارهٔ ۲۶۱۵هم پهلوی خم سر نه، ‌ای خواجهٔ هرجاییغزل شمارهٔ ۲۶۱۶من نیت آن کردم تا باشم سوداییغزل شمارهٔ ۲۶۱۷عیسی چو توی جانا ای دولت ترساییغزل شمارهٔ ۲۶۱۸جانا نظری فرما چون جان نظرهاییغزل شمارهٔ ۲۶۱۹گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جوییغزل شمارهٔ ۲۶۲۰ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخوییغزل شمارهٔ ۲۶۲۱از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالیغزل شمارهٔ ۲۶۲۲ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟غزل شمارهٔ ۲۶۲۳ما گوش شماییم شما تن زده تا کیغزل شمارهٔ ۲۶۲۴برخیز که جان است و جهان است و جوانیغزل شمارهٔ ۲۶۲۵گر علم خرابات تو را همنفسستیغزل شمارهٔ ۲۶۲۶ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدیغزل شمارهٔ ۲۶۲۷عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیریغزل شمارهٔ ۲۶۲۸هر روز بگه ای شه دلدار درآییغزل شمارهٔ ۲۶۲۹ای ماه اگر باز بر این شکل بتابیغزل شمارهٔ ۲۶۳۰یا ساقی شرف بشراباتک زندیغزل شمارهٔ ۲۶۳۱تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدیغزل شمارهٔ ۲۶۳۲ای جان گذرکرده از این گنبد ناریغزل شمارهٔ ۲۶۳۳در خانه خود یافتم از شاه نشانیغزل شمارهٔ ۲۶۳۴امروز در این شهر نفیر است و فغانیغزل شمارهٔ ۲۶۳۵امروز سماع است و مدام است و سقاییغزل شمارهٔ ۲۶۳۶ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابیغزل شمارهٔ ۲۶۳۷امروز سماع است و شراب است و صراحیغزل شمارهٔ ۲۶۳۸ای آنک به دل‌ها ز حسد خار خلیدیغزل شمارهٔ ۲۶۳۹برخیز که صبح است و صبوح است و سکاریغزل شمارهٔ ۲۶۴۰مگریز ز آتش که چنین خام بمانیغزل شمارهٔ ۲۶۴۱گیرم که نبینی رخ آن دختر چینیغزل شمارهٔ ۲۶۴۲زان جای بیا خواجه بدین جای نه جاییغزل شمارهٔ ۲۶۴۳ای شاه تو ترکی عجمی وار چراییغزل شمارهٔ ۲۶۴۴یک روز مرا بر لب خود میر نکردیغزل شمارهٔ ۲۶۴۵بخوردم از کف دلبر شرابیغزل شمارهٔ ۲۶۴۶چه باشد گر چو عقل و جان نخسبیغزل شمارهٔ ۲۶۴۷دلا چون واقف اسرار گشتیغزل شمارهٔ ۲۶۴۸دریغا کز میان ای یار رفتیغزل شمارهٔ ۲۶۴۹منم فانی و غرقه در ثبوتیغزل شمارهٔ ۲۶۵۰تو آن ماهی که در گردون نگنجیغزل شمارهٔ ۲۶۵۱کریما تو گلی یا جمله قندیغزل شمارهٔ ۲۶۵۲نگارا تو در اندیشه درازیغزل شمارهٔ ۲۶۵۳گر این سلطان ما را بنده باشیغزل شمارهٔ ۲۶۵۴ببین این فتح ز استفتاح تا کیغزل شمارهٔ ۲۶۵۵تو نقشی نقش بندان را چه دانیغزل شمارهٔ ۲۶۵۶نه آتش‌های ما را ترجمانیغزل شمارهٔ ۲۶۵۷دلا تا نازکی و نازنینیغزل شمارهٔ ۲۶۵۸اگر درد مرا درمان فرستیغزل شمارهٔ ۲۶۵۹کسی کاو را بود در طبع سستیغزل شمارهٔ ۲۶۶۰چرا ز اندیشه‌ای بیچاره گشتی‌؟غزل شمارهٔ ۲۶۶۱کجا شد عهد و پیمانی که کردیغزل شمارهٔ ۲۶۶۲دلا رو رو همان خون شو که بودیغزل شمارهٔ ۲۶۶۳مرا چون ناف بر مستی بریدیغزل شمارهٔ ۲۶۶۴از این تنگین قفس جانا پریدیغزل شمارهٔ ۲۶۶۵صلا ای صوفیان کامروز باریغزل شمارهٔ ۲۶۶۶به تن این جا به باطن در چه کاریغزل شمارهٔ ۲۶۶۷مبارک باد بر ما این عروسیغزل شمارهٔ ۲۶۶۸خبر واده کز این دنیای فانیغزل شمارهٔ ۲۶۶۹برفتیم ای عقیق لامکانیغزل شمارهٔ ۲۶۷۰خوشی آخر بگو ای یار چونیغزل شمارهٔ ۲۶۷۱بر من نیستی یارا کجاییغزل شمارهٔ ۲۶۷۲دلا در روزه مهمان خداییغزل شمارهٔ ۲۶۷۳سؤالی دارم ای خواجه خداییغزل شمارهٔ ۲۶۷۴هلا ای آب حیوان از نواییغزل شمارهٔ ۲۶۷۵بیاموز از پیمبر کیمیاییغزل شمارهٔ ۲۶۷۶سبک بنواز ای مطرب ربابیغزل شمارهٔ ۲۶۷۷سلام علیک ای مقصود هستیغزل شمارهٔ ۲۶۷۸اگر خورشید جاویدان نگشتیغزل شمارهٔ ۲۶۷۹ز ما برگشتی و با گل فتادیغزل شمارهٔ ۲۶۸۰چنین باشد چنین گوید منادیغزل شمارهٔ ۲۶۸۱کجا شد عهد و پیمان را چه کردیغزل شمارهٔ ۲۶۸۲به بخت و طالع ما ای افندیغزل شمارهٔ ۲۶۸۳نگارا تو گلی یا جمله قندیغزل شمارهٔ ۲۶۸۴شنودم من که چاکر را ستودیغزل شمارهٔ ۲۶۸۵دگرباره شه ساقی رسیدیغزل شمارهٔ ۲۶۸۶اگر یار مرا از من برآریغزل شمارهٔ ۲۶۸۷صلا ای صوفیان کامروز باریغزل شمارهٔ ۲۶۸۸صلا ای صوفیان کامروز باریغزل شمارهٔ ۲۶۸۹منم غرقه درون جوی باریغزل شمارهٔ ۲۶۹۰چو عشق آمد که جان با من سپاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۱نگفتم دوش ای زین بخاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۲به جان تو پس گردن نخاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۳به تن با ما، به دل در مرغزاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۴مرا بگرفت روحانی نگاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۵متاز ای دل سوی دریای ناریغزل شمارهٔ ۲۶۹۶مرا در خنده می‌آرد بهاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۷بدید این دل درون دل بهاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۸خداوندا زکات شهریاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۹ندارد مجلس ما بی‌تو نوریغزل شمارهٔ ۲۷۰۰ز هر چیزی ملول است آن فضولیغزل شمارهٔ ۲۷۰۱مرا هر لحظه قربان است جانیغزل شمارهٔ ۲۷۰۲مگیر ای ساقی از مستان کرانیغزل شمارهٔ ۲۷۰۳ز مهجوران نمی‌جویی نشانیغزل شمارهٔ ۲۷۰۴برون کن سر که جان سرخوشانیغزل شمارهٔ ۲۷۰۵مرا هر لحظه منزل آسمانیغزل شمارهٔ ۲۷۰۶چه دلشادم به دلدار خداییغزل شمارهٔ ۲۷۰۷کجایید ای شهیدان خداییغزل شمارهٔ ۲۷۰۸تو هر روزی از آن پشته برآییغزل شمارهٔ ۲۷۰۹دلاراما چنین زیبا چراییغزل شمارهٔ ۲۷۱۰بیا ای غم که تو بس باوفاییغزل شمارهٔ ۲۷۱۱بیا ای یار کامروز آن ماییغزل شمارهٔ ۲۷۱۲بیا جانا که امروز آن ماییغزل شمارهٔ ۲۷۱۳چنان گشتم ز مستی و خرابیغزل شمارهٔ ۲۷۱۴چو اسم شمس دین اسما تو دیدیغزل شمارهٔ ۲۷۱۵مرا اندر جگر بنشست خاریغزل شمارهٔ ۲۷۱۶بگفتم با دلم آخر قراریغزل شمارهٔ ۲۷۱۷تو جانا بی‌وصالش در چه کاریغزل شمارهٔ ۲۷۱۸بیا ای آنک سلطان جمالیغزل شمارهٔ ۲۷۱۹مگر تو یوسفان را دلستانیغزل شمارهٔ ۲۷۲۰تو تا بنشسته‌ای بر دار فانیغزل شمارهٔ ۲۷۲۱نه آتش‌های ما را ترجمانیغزل شمارهٔ ۲۷۲۲به کوی دل فرورفتم زمانیغزل شمارهٔ ۲۷۲۳دیدی که چه کرد یار ما‌؟ دیدی‌؟غزل شمارهٔ ۲۷۲۴روز ار دو هزار بار می‌آییغزل شمارهٔ ۲۷۲۵مندیش از آن بت مسیحاییغزل شمارهٔ ۲۷۲۶ای دیده ز نم زبون نگشتیغزل شمارهٔ ۲۷۲۷گر وسوسه ره دهی به گوشیغزل شمارهٔ ۲۷۲۸باغ است و بهار و سرو عالیغزل شمارهٔ ۲۷۲۹با این همه مهر و مهربانیغزل شمارهٔ ۲۷۳۰آورد خبر شکرستانیغزل شمارهٔ ۲۷۳۱بشنیده بدم که جان جانیغزل شمارهٔ ۲۷۳۲ای ساقی باده معانیغزل شمارهٔ ۲۷۳۳ای وصل تو آب زندگانیغزل شمارهٔ ۲۷۳۴ای بی‌تو حرام زندگانیغزل شمارهٔ ۲۷۳۵برجه که بهار زد صلاییغزل شمارهٔ ۲۷۳۶چون سوی برادری بپوییغزل شمارهٔ ۲۷۳۷مجلس چو چراغ و تو چو آبیغزل شمارهٔ ۲۷۳۸من پار بخورده‌ام شرابیغزل شمارهٔ ۲۷۳۹ای یار یگانه چند خسبیغزل شمارهٔ ۲۷۴۰بازم صنما چه می‌فریبیغزل شمارهٔ ۲۷۴۱ای آنک تو خواب ما ببستیغزل شمارهٔ ۲۷۴۲ای آنک تو خواب ما ببستیغزل شمارهٔ ۲۷۴۳رو رو که از این جهان گذشتیغزل شمارهٔ ۲۷۴۴روز طرب است و سال شادیغزل شمارهٔ ۲۷۴۵آخر گل و خار را بدیدیغزل شمارهٔ ۲۷۴۶آن را که به لطف سر بخاریغزل شمارهٔ ۲۷۴۷خضری به میان سینه داریغزل شمارهٔ ۲۷۴۸می‌آید سنجق بهاریغزل شمارهٔ ۲۷۴۹ای چشم و چراغ شهریاریغزل شمارهٔ ۲۷۵۰ای جان و جهان چه می‌گریزیغزل شمارهٔ ۲۷۵۱از قصه حال ما نپرسیغزل شمارهٔ ۲۷۵۲ای دلبر بی‌دلان صوفیغزل شمارهٔ ۲۷۵۳ای آنک تو شاه مطربانیغزل شمارهٔ ۲۷۵۴روزی که مرا ز من ستانیغزل شمارهٔ ۲۷۵۵چون عشق کند شکرفشانیغزل شمارهٔ ۲۷۵۶ای وصل تو اصل شادمانیغزل شمارهٔ ۲۷۵۷کژزخمه مباش تا توانیغزل شمارهٔ ۲۷۵۸مست می عشق را حیا نیغزل شمارهٔ ۲۷۵۹گویم سخن لب تو یا نیغزل شمارهٔ ۲۷۶۰با دل گفتم «چرا چنینی؟»غزل شمارهٔ ۲۷۶۱در خون دلم رسید فتویغزل شمارهٔ ۲۷۶۲در عشق هر آنک شد فداییغزل شمارهٔ ۲۷۶۳عشق است دلاور و فداییغزل شمارهٔ ۲۷۶۴ماها چو به چرخ دل برآییغزل شمارهٔ ۲۷۶۵آن شمع چو شد طرب فزاییغزل شمارهٔ ۲۷۶۶ای بی‌تو محال جان فزاییغزل شمارهٔ ۲۷۶۷گر یار لطیف و باوفاییغزل شمارهٔ ۲۷۶۸ساقی انصاف خوش لقاییغزل شمارهٔ ۲۷۶۹برخیز و بزن یکی نواییغزل شمارهٔ ۲۷۷۰رخ‌ها بنگر تو زعفرانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۱ای قلب و درست را رواییغزل شمارهٔ ۲۷۷۲ای آنک تو خواب ما ببستیغزل شمارهٔ ۲۷۷۳با یار بساز تا توانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۴در فنای محض افشانند مردان آستیغزل شمارهٔ ۲۷۷۵مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودیغزل شمارهٔ ۲۷۷۶ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکیغزل شمارهٔ ۲۷۷۷شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنیغزل شمارهٔ ۲۷۷۸ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویغزل شمارهٔ ۲۷۷۹بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر دسته‌ایغزل شمارهٔ ۲۷۸۰در شرابم چیز دیگر ریختی درریختیغزل شمارهٔ ۲۷۸۱ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختیغزل شمارهٔ ۲۷۸۲گر شراب عشق کار جان حیوانیستیغزل شمارهٔ ۲۷۸۳ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدیغزل شمارهٔ ۲۷۸۴در جهان گر بازجویی نیست بی‌سودا سریغزل شمارهٔ ۲۷۸۵گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمیغزل شمارهٔ ۲۷۸۶آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ایغزل شمارهٔ ۲۷۸۷ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده‌ایغزل شمارهٔ ۲۷۸۸آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ایغزل شمارهٔ ۲۷۸۹پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه‌ایغزل شمارهٔ ۲۷۹۰بار دیگر ملتی برساختی برساختیغزل شمارهٔ ۲۷۹۱هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستیغزل شمارهٔ ۲۷۹۲سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستیغزل شمارهٔ ۲۷۹۳این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتیغزل شمارهٔ ۲۷۹۴ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتیغزل شمارهٔ ۲۷۹۵ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدیغزل شمارهٔ ۲۷۹۶ای که جان‌ها خاک پایت صورت اندیش آمدیغزل شمارهٔ ۲۷۹۷تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبریغزل شمارهٔ ۲۷۹۸در دو چَشمِ مَن نِشین اِی آن که از مَن مَن‌تریغزل شمارهٔ ۲۷۹۹بی‌گهان شد بهر رفتن سوی روزن ننگریغزل شمارهٔ ۲۸۰۰در میان جان نشین کامروز جان دیگریغزل شمارهٔ ۲۸۰۱عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشیغزل شمارهٔ ۲۸۰۲آخر ای دلبر تو ما را می‌نجویی اندکیغزل شمارهٔ ۲۸۰۳ساقیا شد عقل‌ها هم خانه دیوانگیغزل شمارهٔ ۲۸۰۴چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنیغزل شمارهٔ ۲۸۰۵ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره‌ایغزل شمارهٔ ۲۸۰۶آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه‌ایغزل شمارهٔ ۲۸۰۷گشت جان از صدر شمس الدین یکی سودایییغزل شمارهٔ ۲۸۰۸گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنیغزل شمارهٔ ۲۸۰۹ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانییغزل شمارهٔ ۲۸۱۰ای بداده دیده‌های خلق را حیرانییغزل شمارهٔ ۲۸۱۱از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگیغزل شمارهٔ ۲۸۱۲ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده‌ایغزل شمارهٔ ۲۸۱۳اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتیغزل شمارهٔ ۲۸۱۴خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاریغزل شمارهٔ ۲۸۱۵بمشو همره مرغان که چنین بی‌پر و بالیغزل شمارهٔ ۲۸۱۶که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانیغزل شمارهٔ ۲۸۱۷مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیاییغزل شمارهٔ ۲۸۱۸صنما چونک فریبی همه عیار فریبیغزل شمارهٔ ۲۸۱۹اگر او ماه منستی شب من روز شدستیغزل شمارهٔ ۲۸۲۰چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدیغزل شمارهٔ ۲۸۲۱تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاریغزل شمارهٔ ۲۸۲۲تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیریغزل شمارهٔ ۲۸۲۳ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامیغزل شمارهٔ ۲۸۲۴مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآییغزل شمارهٔ ۲۸۲۵مثل ذره روزن همگان گشته هواییغزل شمارهٔ ۲۸۲۶همه چون ذره روزن ز غمت گشته هواییغزل شمارهٔ ۲۸۲۷بده ای دوست شرابی که خدایی است خداییغزل شمارهٔ ۲۸۲۸خبری است نورسیده تو مگر خبر نداریغزل شمارهٔ ۲۸۲۹تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماریغزل شمارهٔ ۲۸۳۰هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانیغزل شمارهٔ ۲۸۳۱چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانیغزل شمارهٔ ۲۸۳۲صنما چنان لطیفی که به جان ما درآییغزل شمارهٔ ۲۸۳۳سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باریغزل شمارهٔ ۲۸۳۴به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامیغزل شمارهٔ ۲۸۳۵ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانیغزل شمارهٔ ۲۸۳۶به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینیغزل شمارهٔ ۲۸۳۷هله عاشقان بشارت که نماند این جداییغزل شمارهٔ ۲۸۳۸صفت خدای داری چو به سینه‌ای درآییغزل شمارهٔ ۲۸۳۹بکشید یار گوشم که تو امشب آن ماییغزل شمارهٔ ۲۸۴۰منگر به هر گدایی که تو خاص از آن ماییغزل شمارهٔ ۲۸۴۱به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبیغزل شمارهٔ ۲۸۴۲بت من ز در درآمد به مبارکی و شادیغزل شمارهٔ ۲۸۴۳هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدیغزل شمارهٔ ۲۸۴۴تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانیغزل شمارهٔ ۲۸۴۵بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادیغزل شمارهٔ ۲۸۴۶چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادیغزل شمارهٔ ۲۸۴۷دل بی‌قرار را گو که چو مستقر نداریغزل شمارهٔ ۲۸۴۸سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داریغزل شمارهٔ ۲۸۴۹ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاریغزل شمارهٔ ۲۸۵۰ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشیغزل شمارهٔ ۲۸۵۱شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشیغزل شمارهٔ ۲۸۵۲چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانیغزل شمارهٔ ۲۸۵۳تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلرباییغزل شمارهٔ ۲۸۵۴برسید لک لک جان که بهار شد کجاییغزل شمارهٔ ۲۸۵۵هله ای دلی که خفته تو به زیر ظل ماییغزل شمارهٔ ۲۸۵۶صنما چگونه گویم که تو نور جان ماییغزل شمارهٔ ۲۸۵۷چه جمال جان فزایی که میان جان ماییغزل شمارهٔ ۲۸۵۸صنما تو همچو آتش قدح مدام داریغزل شمارهٔ ۲۸۵۹برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ایغزل شمارهٔ ۲۸۶۰هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبیغزل شمارهٔ ۲۸۶۱چند روز است که شطرنج عجب می‌بازیغزل شمارهٔ ۲۸۶۲هله هشدار که با بی‌خبران نستیزیغزل شمارهٔ ۲۸۶۳وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزیغزل شمارهٔ ۲۸۶۴به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسیغزل شمارهٔ ۲۸۶۵در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شویغزل شمارهٔ ۲۸۶۶گر گریزی به ملولی ز من سوداییغزل شمارهٔ ۲۸۶۷نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدایغزل شمارهٔ ۲۸۶۸در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندیغزل شمارهٔ ۲۸۶۹هست اندر غم تو دلشده دانشمندیغزل شمارهٔ ۲۸۷۰ای دریغا در این خانه دمی بگشودیغزل شمارهٔ ۲۸۷۱به دغل کی بگزیند دل یارم یاریغزل شمارهٔ ۲۸۷۲مرغ اندیشه که اندر همه دل‌ها بپریغزل شمارهٔ ۲۸۷۳رو رو ای جان سبک خیز غریب سفریغزل شمارهٔ ۲۸۷۴سحری کرد ندایی عجب آن رشک پریغزل شمارهٔ ۲۸۷۵نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زریغزل شمارهٔ ۲۸۷۶شکنی شیشه مردم گرو از من گیریغزل شمارهٔ ۲۸۷۷بر یکی بوسه حقستت که چنان می‌لرزیغزل شمارهٔ ۲۸۷۸هله تا ظن نبری کز کف من بگریزیغزل شمارهٔ ۲۸۷۹ننگ هر قافله در شش دره ابلیسیغزل شمارهٔ ۲۸۸۰به حق و حرمت آنکه همگان را جانیغزل شمارهٔ ۲۸۸۱گر تو ما را به جفای صنمان ترسانیغزل شمارهٔ ۲۸۸۲تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنیغزل شمارهٔ ۲۸۸۳چه حریصی که مرا بی‌خور و بی‌خواب کنیغزل شمارهٔ ۲۸۸۴به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنیغزل شمارهٔ ۲۸۸۵هله آن به که خوری این می و از دست رویغزل شمارهٔ ۲۸۸۶اگر امشب بر من باشی و خانه نرویغزل شمارهٔ ۲۸۸۷بده ای کف تو را قاعده لطف افزاییغزل شمارهٔ ۲۸۸۸به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسیغزل شمارهٔ ۲۸۸۹ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنیغزل شمارهٔ ۲۸۹۰سخن تلخ مگو ای لب تو حلواییغزل شمارهٔ ۲۸۹۱هر که  از نیستی آید به سوی او خبریغزل شمارهٔ ۲۸۹۲ای شه جاودانی وی مه آسمانیغزل شمارهٔ ۲۸۹۳قدر غم گر چشم سر بگریستیغزل شمارهٔ ۲۸۹۴با چنین رفتن به منزل کی رسیغزل شمارهٔ ۲۸۹۵چاره‌ای کو بهتر از دیوانگیغزل شمارهٔ ۲۸۹۶قره العین منی ای جان بلیغزل شمارهٔ ۲۸۹۷بوی باغ و گلستان آید همیغزل شمارهٔ ۲۸۹۸هر دم ای دل سوی جانان می‌رویغزل شمارهٔ ۲۸۹۹بار دیگر عزم رفتن کرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۰۰بوی مشکی در جهان افکنده‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۰۱فارغم گر گشت دل آواره‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۰۲ای درآورده جهانی را ز پایغزل شمارهٔ ۲۹۰۳باوفا یارا جفا آموختیغزل شمارهٔ ۲۹۰۴عاقبت از عاشقان بگریختیغزل شمارهٔ ۲۹۰۵اندرآ در خانه یارا ساعتیغزل شمارهٔ ۲۹۰۶گوید آن دلبر که چون همدل شدیغزل شمارهٔ ۲۹۰۷آفتابا سوی مه رویان شدیغزل شمارهٔ ۲۹۰۸باوفاتر گشت یارم اندکیغزل شمارهٔ ۲۹۰۹هست امروز آنچ می‌باید بلیغزل شمارهٔ ۲۹۱۰باز گردد عاقبت این در؟ بلیغزل شمارهٔ ۲۹۱۱طبع چیزی نو به نو خواهد همیغزل شمارهٔ ۲۹۱۲با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنیغزل شمارهٔ ۲۹۱۳باز چون گل سوی گلشن می‌رویغزل شمارهٔ ۲۹۱۴ناگهان اندر دویدم پیش ویغزل شمارهٔ ۲۹۱۵خوش بود گر کاهلی یک سو نهیغزل شمارهٔ ۲۹۱۶مرحبا ای پرده تو آن پرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۱۷هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۱۸می‌زنم حلقهٔ درِ هر خانه‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۱۹گر سران را بی‌سری درواستیغزل شمارهٔ ۲۹۲۰ای بهار سبز و تر شاد آمدیغزل شمارهٔ ۲۹۲۱ساقی این جا هست ای مولا؟ بلیغزل شمارهٔ ۲۹۲۲هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو میغزل شمارهٔ ۲۹۲۳باد بین اندر سرم از باده‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۲۴آه از عشق جمال حوره‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۲۵ای دلی کز گلشکر پرورده‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۲۶گر در آب و گر در آتش می‌رویغزل شمارهٔ ۲۹۲۷ز کجا آمده‌ای می‌دانیغزل شمارهٔ ۲۹۲۸آنچه در سینه نهان می‌داریغزل شمارهٔ ۲۹۲۹ای خیالی که به دل می‌گذریغزل شمارهٔ ۲۹۳۰تو چرا جمله نبات و شکریغزل شمارهٔ ۲۹۳۱از دلبر نهانی گر بوی جان بیابیغزل شمارهٔ ۲۹۳۲چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپیغزل شمارهٔ ۲۹۳۳ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستیغزل شمارهٔ ۲۹۳۴گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتیغزل شمارهٔ ۲۹۳۵گرچه به زیر دلقی شاهی و کیقبادیغزل شمارهٔ ۲۹۳۶ای نوبهار خندان از لامکان رسیدیغزل شمارهٔ ۲۹۳۷از بهر مرغ خانه چون خانه‌ای بسازیغزل شمارهٔ ۲۹۳۸آن مه چو در دل آید او را عجب شناسیغزل شمارهٔ ۲۹۳۹ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسیغزل شمارهٔ ۲۹۴۰چون زخمه رجا را بر تار می‌کشانیغزل شمارهٔ ۲۹۴۱ای گوهر خدایی آیینه معانیغزل شمارهٔ ۲۹۴۲اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نیغزل شمارهٔ ۲۹۴۳گرمی مجوی الا از سوزش درونیغزل شمارهٔ ۲۹۴۴ای مبدعی که سگ را بر شیر می‌فزاییغزل شمارهٔ ۲۹۴۵ای حیله‌هات شیرین تا کی مرا فریبیغزل شمارهٔ ۲۹۴۶دی عهد و توبه کردی امروز درشکستیغزل شمارهٔ ۲۹۴۷یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادیغزل شمارهٔ ۲۹۴۸ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندیغزل شمارهٔ ۲۹۴۹در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودیغزل شمارهٔ ۲۹۵۰ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدیغزل شمارهٔ ۲۹۵۱زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباریغزل شمارهٔ ۲۹۵۲گر از شراب دوشین در سر خمار داریغزل شمارهٔ ۲۹۵۳بازآمدی که ما را درهم زنی به شوریغزل شمارهٔ ۲۹۵۴گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیریغزل شمارهٔ ۲۹۵۵چون روی آتشین را یک دم تو می‌نپوشیغزل شمارهٔ ۲۹۵۶دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامیغزل شمارهٔ ۲۹۵۷اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانیغزل شمارهٔ ۲۹۵۸مطرب چو زخمه‌ها را بر تار می‌کشانیغزل شمارهٔ ۲۹۵۹ای آنک جمله عالم از توست یک نشانیغزل شمارهٔ ۲۹۶۰رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانیغزل شمارهٔ ۲۹۶۱در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانیغزل شمارهٔ ۲۹۶۲با تو عتاب دارم جانا چرا چنینیغزل شمارهٔ ۲۹۶۳می‌زن سه‌تا که یک‌تا گشتم مکن دوتاییغزل شمارهٔ ۲۹۶۴دی دامنش گرفتم کای گوهر عطاییغزل شمارهٔ ۲۹۶۵ای برده اختیارم تو اختیار ماییغزل شمارهٔ ۲۹۶۶هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز ماییغزل شمارهٔ ۲۹۶۷آمد ز نای دولت بار دگر نواییغزل شمارهٔ ۲۹۶۸ای چنگیان غیبی از راه خوش نواییغزل شمارهٔ ۲۹۶۹بوی کباب داری تو نیز دل کبابیغزل شمارهٔ ۲۹۷۰با صد هزار دستان آمد خیال یاریغزل شمارهٔ ۲۹۷۱اندر قمارخانه چون آمدی به بازیغزل شمارهٔ ۲۹۷۲ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۷۳ای از جمال حسن تو عالم نشانه‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۷۴آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتیغزل شمارهٔ ۲۹۷۵هر روز بامداد به آیین دلبریغزل شمارهٔ ۲۹۷۶شد جادوی حرام و حق از جادوی بریغزل شمارهٔ ۲۹۷۷هر روز بامداد درآید یکی پریغزل شمارهٔ ۲۹۷۸ای دل ز بامداد تو بر حال دیگریغزل شمارهٔ ۲۹۷۹هر روز بامداد طلبکار ما تویغزل شمارهٔ ۲۹۸۰آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شویغزل شمارهٔ ۲۹۸۱ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهیغزل شمارهٔ ۲۹۸۲ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۸۳ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۸۴ای مرغ گیر دام نهانی نهاده‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۸۵مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۸۶ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۸۷ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ایغزل شمارهٔ ۲۹۸۸هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتیغزل شمارهٔ ۲۹۸۹رویش ندیده پس مکنیدم ملامتیغزل شمارهٔ ۲۹۹۰جان خاک آن مهی که خداش است مشتریغزل شمارهٔ ۲۹۹۱ای عشق پرده در که تو در زیر چادریغزل شمارهٔ ۲۹۹۲ای بس فراز و شیب که کردم طلب گریغزل شمارهٔ ۲۹۹۳شاها بکش قطار که شهوار می‌کشیغزل شمارهٔ ۲۹۹۴ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشیغزل شمارهٔ ۲۹۹۵اندر میان جمع چه جان است آن یکیغزل شمارهٔ ۲۹۹۶گر من ز دست بازی هر غم پژولمیغزل شمارهٔ ۲۹۹۷ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنیغزل شمارهٔ ۲۹۹۸سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنیغزل شمارهٔ ۲۹۹۹تا چند از فراق مرا کار بشکنیغزل شمارهٔ ۳۰۰۰ساقی بیار باده سغراق ده منیغزل شمارهٔ ۳۰۰۱ای نای بس خوش است کز اسرار آگهیغزل شمارهٔ ۳۰۰۲شوری فتاد در فلک ای مه چه شَسته‌ایغزل شمارهٔ ۳۰۰۳ای کاشکی تو خویش زمانی بدانییغزل شمارهٔ ۳۰۰۴بزم و شراب لعل و خرابات و کافریغزل شمارهٔ ۳۰۰۵آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جویغزل شمارهٔ ۳۰۰۶سیمرغ و کیمیا و مقام قلندریغزل شمارهٔ ۳۰۰۷دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبیغزل شمارهٔ ۳۰۰۸خواجه سلام علیک گنج وفا یافتیغزل شمارهٔ ۳۰۰۹آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشیغزل شمارهٔ ۳۰۱۰روی من از روی تو دارد صد روشنیغزل شمارهٔ ۳۰۱۱هر نفسی از درون دلبر روحانییغزل شمارهٔ ۳۰۱۲ای دل چون آهنت بوده چو آیینه‌ایغزل شمارهٔ ۳۰۱۳یار در آخرزمان کرد طرب سازییغزل شمارهٔ ۳۰۱۴رو که به مهمان تو می‌نروم ای اخیغزل شمارهٔ ۳۰۱۵جان و جهان می‌روی جان و جهان می‌بریغزل شمارهٔ ۳۰۱۶بازرهان خلق را از سر و از سرکشیغزل شمارهٔ ۳۰۱۷لاله ستانست از عکس تو هر شوره‌ایغزل شمارهٔ ۳۰۱۸ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتریغزل شمارهٔ ۳۰۱۹ای که تو عشاق را همچو شکر می‌کشیغزل شمارهٔ ۳۰۲۰پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنیغزل شمارهٔ ۳۰۲۱شیردلا صد هزار شیردلی کرده‌ایغزل شمارهٔ ۳۰۲۲گفت مرا آن طبیب: «رَو، تُرُشی خورده‌ای»غزل شمارهٔ ۳۰۲۳قصر بوَد روح ما‌، نی تل ویرانه‌ایغزل شمارهٔ ۳۰۲۴بستگی این سماع هست ز بیگانه‌ایغزل شمارهٔ ۳۰۲۵جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ایغزل شمارهٔ ۳۰۲۶خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقیغزل شمارهٔ ۳۰۲۷نیست عجب صف زده پیش سلیمان پریغزل شمارهٔ ۳۰۲۸ای صنم گلزاری چند مرا آزاریغزل شمارهٔ ۳۰۲۹آه که دلم برد غمزه‌های نگاریغزل شمارهٔ ۳۰۳۰سلمک الله نیست مثل تو یاریغزل شمارهٔ ۳۰۳۱خوشدلم از یار همچنانک تو دیدیغزل شمارهٔ ۳۰۳۲از پگه ای یار زان عقار سماییغزل شمارهٔ ۳۰۳۳چند دویدم سوی افندیغزل شمارهٔ ۳۰۳۴می‌رسد ای جان باد بهاریغزل شمارهٔ ۳۰۳۵دوش همه شب دوش همه شبغزل شمارهٔ ۳۰۳۶گاه چو اشتر در وحل آییغزل شمارهٔ ۳۰۳۷به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابیغزل شمارهٔ ۳۰۳۸ببرد عقل و دلم را براق عشق معانیغزل شمارهٔ ۳۰۳۹هزار جان مقدس هزار گوهر کانیغزل شمارهٔ ۳۰۴۰چه آفتاب جمالی که از مجره گشادیغزل شمارهٔ ۳۰۴۱اگر مرا تو ندانی، بپرس از شب تاریغزل شمارهٔ ۳۰۴۲چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داریغزل شمارهٔ ۳۰۴۳ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونیغزل شمارهٔ ۳۰۴۴گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآییغزل شمارهٔ ۳۰۴۵من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسیغزل شمارهٔ ۳۰۴۶چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدیغزل شمارهٔ ۳۰۴۷به جان تو ای طایی که سوی ما بازآییغزل شمارهٔ ۳۰۴۸تو آسمان منی من زمین به حیرانیغزل شمارهٔ ۳۰۴۹ربود عقل و دلم را جمال آن عربیغزل شمارهٔ ۳۰۵۰خدایگان جمال و خلاصه خوبیغزل شمارهٔ ۳۰۵۱به عاقبت بپریدی و در نهان رفتیغزل شمارهٔ ۳۰۵۲چه باده بود که در دور از بگه دادیغزل شمارهٔ ۳۰۵۳ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندیغزل شمارهٔ ۳۰۵۴منم که کار ندارم به غیر بی‌کاریغزل شمارهٔ ۳۰۵۵بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاریغزل شمارهٔ ۳۰۵۶خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوریغزل شمارهٔ ۳۰۵۷اگر ز حلقه این عاشقان کران گیریغزل شمارهٔ ۳۰۵۸ز بامداد درآورد دلبرم جامیغزل شمارهٔ ۳۰۵۹چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامیغزل شمارهٔ ۳۰۶۰نهان شدند معانی ز یار بی‌معنیغزل شمارهٔ ۳۰۶۱اگر تو یار نداری، چرا طلب نکنی؟غزل شمارهٔ ۳۰۶۲اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنیغزل شمارهٔ ۳۰۶۳به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینیغزل شمارهٔ ۳۰۶۴ز بامداد دلم می‌پرد به سوداییغزل شمارهٔ ۳۰۶۵شدم به سوی چه آب همچو سقاییغزل شمارهٔ ۳۰۶۶رسید ترکم با چهره‌های گل وردیغزل شمارهٔ ۳۰۶۷تو در عقیله ترتیب کفش و دستاریغزل شمارهٔ ۳۰۶۸فرست باده جان را به رسم دلداریغزل شمارهٔ ۳۰۶۹نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداریغزل شمارهٔ ۳۰۷۰اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بریغزل شمارهٔ ۳۰۷۱دلا همای وصالی بپر چرا نپریغزل شمارهٔ ۳۰۷۲به من نگر که به جز من به هر کی درنگریغزل شمارهٔ ۳۰۷۳بیا بیا که پشیمان شوی از این دوریغزل شمارهٔ ۳۰۷۴مسلم آمد یار مرا دل افروزیغزل شمارهٔ ۳۰۷۵بیا بیا که تو از نادرات ایامیغزل شمارهٔ ۳۰۷۶بلندتر شده‌ست آفتاب انسانیغزل شمارهٔ ۳۰۷۷ایا مربی جان از صداع جان چونیغزل شمارهٔ ۳۰۷۸ز آب تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینیغزل شمارهٔ ۳۰۷۹بیامدیم دگربار سوی مولاییغزل شمارهٔ ۳۰۸۰تو نور دیده جان یا دو دیده ماییغزل شمارهٔ ۳۰۸۱تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستیغزل شمارهٔ ۳۰۸۲رهید جان دوم از خودی و از هستیغزل شمارهٔ ۳۰۸۳بیا بیا که چو آب حیات درخوردیغزل شمارهٔ ۳۰۸۴به جان تو که بگویی وطن کجا داریغزل شمارهٔ ۳۰۸۵به حق آنک تو جان و جهان جانداریغزل شمارهٔ ۳۰۸۶شبی که دررسد از عشق پیک بیداریغزل شمارهٔ ۳۰۸۷اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاریغزل شمارهٔ ۳۰۸۸حرام گشت از این پس فغان و غمخواریغزل شمارهٔ ۳۰۸۹به اهل پرده اسرارها ببر خبریغزل شمارهٔ ۳۰۹۰بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشیغزل شمارهٔ ۳۰۹۱اگر دمی بگذاری هوا و نااهلیغزل شمارهٔ ۳۰۹۲هزار جان مقدس فدای سلطانیغزل شمارهٔ ۳۰۹۳نگفتمت که تو سلطان خوبرویانیغزل شمارهٔ ۳۰۹۴بگو به جان مسافر ز رنج‌ها چونیغزل شمارهٔ ۳۰۹۵از این درخت بدان شاخ و بر نمی‌بینیغزل شمارهٔ ۳۰۹۶ز بامداد دلم می‌جهد به سوداییغزل شمارهٔ ۳۰۹۷بیا بیا که شدم در غم تو سوداییغزل شمارهٔ ۳۰۹۸ترش ترش بنشستی بهانه دربستیغزل شمارهٔ ۳۰۹۹بداد پندم استاد عشق ز استادیغزل شمارهٔ ۳۱۰۰ببست خواب مرا جاودانه دلداریغزل شمارهٔ ۳۱۰۱کسی که باده خورد بامداد زین ساقیغزل شمارهٔ ۳۱۰۲برست جان و دلم از خودی و از هستیغزل شمارهٔ ۳۱۰۳پدید گشت یکی آهوی در این وادیغزل شمارهٔ ۳۱۰۴طواف کعبه دل کن اگر دلی داریغزل شمارهٔ ۳۱۰۵ز صبحگاه فتادم به دست سرمستیغزل شمارهٔ ۳۱۰۶فرست بادهٔ جان را به رسم دلداریغزل شمارهٔ ۳۱۰۷میان تیرگی خواب و نور بیداریغزل شمارهٔ ۳۱۰۸به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانیغزل شمارهٔ ۳۱۰۹کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبیغزل شمارهٔ ۳۱۱۰جان جان مایی، خوش‌تر از حلواییغزل شمارهٔ ۳۱۱۱تو چنین نبودی تو چنین چراییغزل شمارهٔ ۳۱۱۲تو خدای خویی تو صفات هوییغزل شمارهٔ ۳۱۱۳نه ز عاقلانم که ز من بگیریغزل شمارهٔ ۳۱۱۴عشق تو خواند مرا کز من چه می‌گذریغزل شمارهٔ ۳۱۱۵در لطف اگر بروی شاه همه چمنیغزل شمارهٔ ۳۱۱۶دلا گر مرا تو ببینی ندانیغزل شمارهٔ ۳۱۱۷پذیرفت این دل ز عشقت خرابیغزل شمارهٔ ۳۱۱۸نگارا! چرا قول دشمن شنیدی؟غزل شمارهٔ ۳۱۱۹نشانت کی جوید که تو بی‌نشانیغزل شمارهٔ ۳۱۲۰اگر چه لطیفی و زیبالقاییغزل شمارهٔ ۳۱۲۱هم ایثار کردی هم ایثار گفتیغزل شمارهٔ ۳۱۲۲الا میر خوبان هلا تا نرنجیغزل شمارهٔ ۳۱۲۳به حیلت تو خواهی که در را ببندیغزل شمارهٔ ۳۱۲۴چو عشقش برآرد سر از بی‌قراریغزل شمارهٔ ۳۱۲۵بتا گر مرا تو ببینی ندانیغزل شمارهٔ ۳۱۲۶گل سرخ دیدم شدم زعفرانیغزل شمارهٔ ۳۱۲۷عجیب‌العجایب توی در کیاییغزل شمارهٔ ۳۱۲۸تو هر چند صدری شه مجلسیغزل شمارهٔ ۳۱۲۹رضیت بما قسم‌الله لیغزل شمارهٔ ۳۱۳۰تماشا مرو نک تماشا تویغزل شمارهٔ ۳۱۳۱الا هات حمرا کالعندمغزل شمارهٔ ۳۱۳۲خواهیم یارا کامشب نخسپیغزل شمارهٔ ۳۱۳۳حدی نداری در خوش لقاییغزل شمارهٔ ۳۱۳۴تو جان مایی، ماه سماییغزل شمارهٔ ۳۱۳۵با چرخ گردان تیره هواییغزل شمارهٔ ۳۱۳۶خواهی ز جنون بویی ببریغزل شمارهٔ ۳۱۳۷سلطان منی سلطان منیغزل شمارهٔ ۳۱۳۸آن به که مرا تمکین نکنیغزل شمارهٔ ۳۱۳۹صنما خرگه توم که بسازی و برکنیغزل شمارهٔ ۳۱۴۰صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروریغزل شمارهٔ ۳۱۴۱ای خجل از تو شکر و آزادیغزل شمارهٔ ۳۱۴۲حکم نو کن که شاه دورانیغزل شمارهٔ ۳۱۴۳مستی و عاشقانه می‌گوییغزل شمارهٔ ۳۱۴۴بحر ما را کنار بایستیغزل شمارهٔ ۳۱۴۵آوخ آوخ چو من وفاداریغزل شمارهٔ ۳۱۴۶ای دلزار محنت و بلا داریغزل شمارهٔ ۳۱۴۷ساقیا ساقیا روا داریغزل شمارهٔ ۳۱۴۸تا شدستی امیر چوگانیغزل شمارهٔ ۳۱۴۹مستم از باده‌های پنهانیغزل شمارهٔ ۳۱۵۰من مرید توَم مراد تویغزل شمارهٔ ۳۱۵۱چند اندر میان غوغاییغزل شمارهٔ ۳۱۵۲گرچه تو نیم شب رسیدستیغزل شمارهٔ ۳۱۵۳ز اول بامداد سر مستیغزل شمارهٔ ۳۱۵۴ز اول بامداد سرمستیغزل شمارهٔ ۳۱۵۵در غم یار یار بایستیغزل شمارهٔ ۳۱۵۶در غم یار، یار بایستیغزل شمارهٔ ۳۱۵۷آنکه چون ابر خواند کف تراغزل شمارهٔ ۳۱۵۸رو، مسلم تراست بی‌کاریغزل شمارهٔ ۳۱۵۹زندگانی مجلس سامیغزل شمارهٔ ۳۱۶۰جان جانی و جان صد جانیغزل شمارهٔ ۳۱۶۱خامشی ناطقی مگر جانیغزل شمارهٔ ۳۱۶۲ای که مستک شدی و می‌گوییغزل شمارهٔ ۳۱۶۳عشق در کفر کرد اظهاریغزل شمارهٔ ۳۱۶۴مست و خوشی باده کجا خورده‌ای؟غزل شمارهٔ ۳۱۶۵جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای؟غزل شمارهٔ ۳۱۶۶ای دل سرمست، کجا می‌پری؟غزل شمارهٔ ۳۱۶۷از مه من مست دو صد مشتریغزل شمارهٔ ۳۱۶۸یا مَلِکَ الْمَغْرِبِ وَالْمَشْرِقِیغزل شمارهٔ ۳۱۶۹گر نه شکار غم دلدارمیغزل شمارهٔ ۳۱۷۰ای که تو از عالم ما می‌رویغزل شمارهٔ ۳۱۷۱خشم مرو خواجه! پشیمان شویغزل شمارهٔ ۳۱۷۲ای که ازین تنگ قفس می‌پریغزل شمارهٔ ۳۱۷۳باده ده، ای ساقی هر متقیغزل شمارهٔ ۳۱۷۴صد دل و صد جان بدمی دادمیغزل شمارهٔ ۳۱۷۵کار به پیری و جوانیستیغزل شمارهٔ ۳۱۷۶کردم با کان گهر آشتیغزل شمارهٔ ۳۱۷۷آدمیی، آدمیی، آدمیغزل شمارهٔ ۳۱۷۸در دل من پردهٔ نو می‌زنیغزل شمارهٔ ۳۱۷۹این طریق دارهم یا سندی و سیدیغزل شمارهٔ ۳۱۸۰اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولاییغزل شمارهٔ ۳۱۸۱ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانیغزل شمارهٔ ۳۱۸۲بغداد همانست که دیدی و شنیدیغزل شمارهٔ ۳۱۸۳ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبیغزل شمارهٔ ۳۱۸۴کسی کو را بود خلق خداییغزل شمارهٔ ۳۱۸۵عزیزی و کریم و لطف داریغزل شمارهٔ ۳۱۸۶بگو ای تازه رو، کم کن ملولیغزل شمارهٔ ۳۱۸۷اتی‌النیروز مسرورالجنانغزل شمارهٔ ۳۱۸۸ادر کاسی و دعنی عن فنونیغزل شمارهٔ ۳۱۸۹یا ساقی اسقنی براحغزل شمارهٔ ۳۱۹۰سلب‌العشق فؤادی، حصل‌الیوم مرادیغزل شمارهٔ ۳۱۹۱کالی تَیشی آینو سوْای اَفَندی چَلَبیغزل شمارهٔ ۳۱۹۲لا یغرنک سد هوس عن راییغزل شمارهٔ ۳۱۹۳غدرالعشق فزلت قدمیغزل شمارهٔ ۳۱۹۴وقتت خوش ای حبیبی، بشنو به حق یاریغزل شمارهٔ ۳۱۹۵درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامیغزل شمارهٔ ۳۱۹۶بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزیغزل شمارهٔ ۳۱۹۷سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کیغزل شمارهٔ ۳۱۹۸گهی پرده‌سوزی، گهی پرده‌داریغزل شمارهٔ ۳۱۹۹الام طماعیة العاذلغزل شمارهٔ ۳۲۰۰هذا طبیبی، عند الدوآءغزل شمارهٔ ۳۲۰۱یا ساقی الحی اسمع سؤالیغزل شمارهٔ ۳۲۰۲هذا سیدی، هذا سندیغزل شمارهٔ ۳۲۰۳طیب‌الله عیشکم، لا اوحش‌الله من ابیغزل شمارهٔ ۳۲۰۴یا ملک المبعث والمحشرغزل شمارهٔ ۳۲۰۵روزن دل! آه چه خوش روزنیغزل شمارهٔ ۳۲۰۶اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذیغزل شمارهٔ ۳۲۰۷قد اسکرنی ربی من قهوة مد راریغزل شمارهٔ ۳۲۰۸الا فی‌الغشق تشریفی و عیدیغزل شمارهٔ ۳۲۰۹نسیت الیوم من عشقی صلاتیغزل شمارهٔ ۳۲۱۰اتاک الصوم فی حلل السعودغزل شمارهٔ ۳۲۱۱نسیم‌الصبح جد بابتشارغزل شمارهٔ ۳۲۱۲الا یا مالکا رق‌الزمانغزل شمارهٔ ۳۲۱۳املا قدح البقا ندیمی!غزل شمارهٔ ۳۲۱۴یا مالک دمة الزمانغزل شمارهٔ ۳۲۱۵یا ساقیةالمدام هاتیغزل شمارهٔ ۳۲۱۶طارت حیلی و زال حیلیغزل شمارهٔ ۳۲۱۷قالت الکأس ارفعونی کم الی کم تحبسونیغزل شمارهٔ ۳۲۱۸ترکبن طبقا عن طبق مولائیغزل شمارهٔ ۳۲۱۹اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داریغزل شمارهٔ ۳۲۲۰لا قی‌الفراش نارا کن هکذا حبیبیغزل شمارهٔ ۳۲۲۱الا حریم لیلی، علیکم سلامیغزل شمارهٔ ۳۲۲۲اخرج عن‌المکان، یا صارم‌الزمانغزل شمارهٔ ۳۲۲۳یا من یزید حسنک حقا تحیریغزل شمارهٔ ۳۲۲۴یا ویح نفسنا بفوات الفضائلغزل شمارهٔ ۳۲۲۵یا ملک‌المحشر، ترحم لا ترتشیغزل شمارهٔ ۳۲۲۶قلت له مصیحا یا ملک‌المشرقغزل شمارهٔ ۳۲۲۷یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسیغزل شمارهٔ ۳۲۲۸ایا ملتقی العیش کم تبعدیغزل شمارهٔ ۳۲۲۹یا وَلی نِعمَتی وَ سُلطانیغزل شمارهٔ ۳۲۳۰یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی