گنج

غزل شمارهٔ ۲۹۱۳

باز چون گل سوی گلشن می‌رویبا توام گرچه که بی‌من می‌روی
صدزبان شد سوسن اندر شرح توگلرخا خوش سوی سوسن می‌روی
سوی مستان با دو لعل می فروشاز برای باده دادن می‌روی
شاهدان استاره وار اندر پیتتو بکش چون ماه روشن می‌روی
در کی خواهی آتشی دیگر زدنبا دل چون سنگ و آهن می‌روی
آفتابا ذره‌ام رقصان توپیش تو چون سوی روزن می‌روی
تا درآرد شمس تبریزی به چشمسرمه وار ای دل به هاون می‌روی