غزل شمارهٔ ۱۸۰
ای تو آب زندگانی فاسقناای تو دریای معانی فاسقنا
ما سبوهای طلب آوردهایمسوی تو ای خضر ثانی فاسقنا
ماهیان جان ما زنهارخواهاز تو ای دریای جانی فاسقنا
از ره هجر آمده و آورده ماعجز خود را ارمغانی فاسقنا
داستان خسروان بشنیدهایمتو فزون از داستانی فاسقنا
در گمان و وسوسه افتاده عقلزانک تو فوق گمانی فاسقنا
نیم عاقل چه زند با عشق توتو جنون عاقلانی فاسقنا
کعبه عالم ز تو تبریز شدشمس حق رکن یمانی فاسقنا