غزل شمارهٔ ۲۶۱۹
گل گفت مرا نرمی از خار چه میجوییگفتم که در این سودا هشیار چه میجویی
گفتا که در این سودا دلدار تو کو بنماگفتم نشدی بیدل دلدار چه میجویی
گفتا هله مستانه بنما ره خمخانهگفتم که برو طفلی خمار چه میجویی
گفتا ز چه بیهوشی بنمای چه مینوشیگفتم برو ای مسکین هشدار چه میجویی
گفتا که چه گلزار است کز وی نرسد بوییگفتم اگرت بو نیست گلزار چه میجویی
گفتا که وفاجویان خوابی است که میبینندگفتم که خیال خواب بیدار چه میجویی