گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۲۰

ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخوییزیرا به ادب یابی آن چیز که می‌گویی
حاشا که چنان سودا یابند بدین صفراهیهات چنان رویی یابند به بی‌رویی
در عین نظر بنشین چون مردمک دیدهدر خویش بجو ای دل آن چیز که می‌جویی
بگریز ز همسایه گر سایه نمی‌خواهیدر خود منگر زیرا در دیده خود مویی
گر غرقه دریایی این خاک چه پیماییور بر لب دریایی چون روی نمی‌شویی