گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۴۸

ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویممی گلرنگ بده تا همه یک رنگ شویم
صورت لطف سقی الله توی در دو جهانرخ می رنگ نما تا همگان دنگ شویم
باده منسوخ شود چون به صفت باده شویمبنگ منسوخ شود چون همگی بنگ شویم
هین که اندیشه و غم پهلوی ما خانه گرفتباده ده تا که از او ما به دو فرسنگ شویم
مطربا بهر خدا زخمه مستانه بزنتا ز زخمه خوش تو ساخته چون چنگ شویم
مجلس قیصر روم است بده صیقل دلتا که چون آینه جان همه بی‌رنگ شویم
یک جهان تنگ دل و ما ز فراخی نشاطیک نفس عاشق آنیم که دلتنگ شویم
دشمن عقل کی دیده‌ست کز آمیزش اوهمه عقل و همه علم و همه فرهنگ شویم
شمس تبریز چو در باغ صفا رو بنمودزود در گردن عشقش همه آونگ شویم