گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۱۷

آمد آمد در میان خوب ختنهر دو دستت را بشو از جان و تن
داد شمشیری به دست عشق و گفتهرچ بینی غیر من گردن بزن
اندر آب انداز الا نوح راهر که باشد خوب و زشت و مرد و زن
هر که او اندر دل نوح است رستهر که در کشتی است در دریا فکن