غزل شمارهٔ ۳۲۰۷
قد اسکرنی ربی من قهوة مد راریواستغرقنی الساقی من نائلهالجاری
یا قهوة اجلالی، یا دافع بلبالیما جئت هنا الا کی تکشف اسراری
قد کلفنی عشقی، الصبوة لا تشفیاصعدت به عمری، ادرکت به ثاری
سقیا لک یا ساقی، من نائلک الباقیلا تسر الی صدری، انی لک یا ساری
فزنا بمطایاکم جدنا بعطایاکممن اسعد یلقاکم لا یلدغه ضاری
ذاالحال حوالینا و انشق به عینالا زال لنا زینا من حلة انواری
یا سمعی و یا شمعی یا سکری و یا شکرییا راحی و یا روحی من غیرک اغیاری