غزل شمارهٔ ۸۷۷
امسال بلبلان چه خبرها همیدهندیا رب به طوطیان چه شکرها همیدهند
در باغها درآی تو امسال و درنگرکان شاخههای خشک چه برها همیدهند
مقراض در میان نه و خلعت همیبرندوان را که تاج رفت کمرها همیدهند
بی منت کسی همه بر نقره میزنندبی زحمت مصادره زرها همیدهند
هر دل که تشنهست به دریا همیبرندوان را که گوهرست گهرها همیدهند
این تحفه دیدهاند که عشاق روزگارتا برشمار موی تو سرها همیدهند
این نور دیدهاند که دیوانگان راهسودا همیخرند و هنرها همیدهند