گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۵۶

ای وصل تو اصل شادمانیکان صورت‌هاست وین معانی
یک لحظه مبر ز بنده که نیستبی آب سفینه را روانی
من مصحف باطلم ولیکنتصحیح شوم چو تو بخوانی
یک یوسف بی‌کس است و صد گرگاما برهد چو تو شبانی
هر بار بپرسی ام که چونیبا اشکم و روی زعفرانی
این هر دو نشان برای عام استپیشت چه نشان چه بی‌نشانی
ناگفته حدیث بشنوی توننوشته قباله را بخوانی
بی خواب تو واقعه نماییبی آب سفینه‌ها برانی
خاموش ثنا و لابه کم کنکز غیب رسید لن ترانی