غزل شمارهٔ ۴۱۷
من پری زادهام و خواب ندانم که کجاستچونک شب گشت نخسپند که شب نوبت ماست
چون دماغ است و سر استت مکن استیزه بخسبدخل و خرج است چنین شیوه و تدبیر سزاست
خرج بیدخل خدایی است ز دنیا مطلبهر که را هست زهی بخت ندانم که که راست
متنها از گنجور — سرایندگان سدهٔ سوم تا چهاردهم، همگی در مالکیت عمومی.
قلم ابر، طراحی رضا بختیاریفرد — با پروانهٔ استودیو، میزبانی محلی.
۲۳۹ سراینده · ۱۳۳٬۰۸۴ شعر · ۳٬۰۶۴٬۰۹۹ بیت و مصرع
ساختهٔ TheRight Agency