گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۹۷

تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبریجان به جانان کی رسانی دل به حضرت کی بری
جعفر طیاروار از آب و از گل کی رهیتا نخندی اندر آتش همچو زر جعفری
دل نبیند آنک باشد جسم و جان را او حجابسر ندارد آنک بنهد پا در این ره سرسری
تا دو چشمت بسته باشد اندر این بازارگاهسخت ارزان می‌فروشی لیک انبان می‌خری