غزل شمارهٔ ۲۶۴۹
منم فانی و غرقه در ثبوتیبه دریاهای حی لایموتی
مگر من یوسفم در قعر چاهیمگر من یونسم در بطن حوتی
وجود ظاهرم تا چند بینیکه اطلسهاست اندر برگ توتی
فقیرم من ولیکن نی فقیریکه گردد در به در در عشق لوتی
ز بهر قهر جان لوت خوارمبمالیده چو جلادان بروتی
به غیر عشق شمس الدین تبریزنیرزد پیش بنده تره توتی