غزل شمارهٔ ۱۹۵۳
هر صبوحی ارغنونها را برنجان همچنینآفرینها بر جمالت همچنین جان همچنین
پیش رویت روز مست و پیش زلفت شب خرابای که کفرت همچنان و ای که ایمان همچنین
در کنار زهره نه تو چنگ عشرت همچنانپای کوبان اندرآ ای ماه تابان همچنین
اشتهای مشک و عنبر چون بخیزد جمع راحلقههای زلف خود را زو برافشان همچنین
چرخه چرخ ار بگردد بیمرادت یک نفسآتشی درزن به جان چرخ گردان همچنین
روز روز مجلس است ای عشق دست ما بگیرمی کشان تا بزم خاص و تخت سلطان همچنین
پاره پاره پیشتر رو گرچه مستی ای رفیقپارهای راه است از ما تا به میدان همچنین
در هوای شمس تبریزی ز ظلمت می گذرناگهان سر برزنی از باغ و ایوان همچنین