غزل شمارهٔ ۶۷۳
کسی کز غمزهای صد عقل بنددگر او بر ما نخندد پس که خندد
اگر تسخر کند بر چرخ و خورشیدبود انصاف و انصاف آن پسندد
دلا میجوش همچون موج دریاکه گر دریا بیارامد بگندد
چو خورشیدی و از خود پاک گشتیز تو چنگ اجل جز غم نرندد
شکرشیرینی گفتن رها کنولیکن کان قندی چون نقندد