گنج

غزل شمارهٔ ۹۹۰

من بسازم ولیک کی شایدزاغ با طوطیان شکر خاید
هر یکی را ولایتست جداکژ با راست راست کی آید
گرچه طوطی خود از شکر زندستزاغ را می چمین خر باید
عشق در خویش بین کجا گنجدماده گرگ شیر نر زاید
بگریز از کسی که عاشق نیستزان ز گرگین تو را گر افزاید
ور شوی کوفته به‌هاون عشقدانک او سرمه ایت می‌ساید
رو بکن تو خراب خانه از آنکشمس تبریز مست می‌آید