گنج

غزل شمارهٔ ۲۸۶۷

نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدایدر فروبند و همان گنده کسان را می‌گای
کار بوزینه نبوده‌ست فن نجاریدعوی یافه مکن یافه مگو ژاژ مخای
عاشقی را تو کیی عشق چه درخورد توستشرم دار ای سگ زن روسبی آخر ز خدای