گنج

غزل شمارهٔ ۳۱۶۶

ای دل سرمست، کجا می‌پری؟بزم تو کو؟ باده کجا می‌خوری؟
مایهٔ هر نقش و ترا نقش نیدایهٔ هر جان و تو از جان بری
صد مثل و نام و لقب گفتمتبرتری از نام ولقب، برتری
چونک ترا در دو جهان خانه نیستهر نفسی رخت کجا می‌بری؟
نقد ترا بردم من پیش عقلگفتم: « قیمت کنش ای جوهری
صیر فی نقد معانی تویسرمه کش دیدهٔ هر ناظری »
گفت: « چه دانم ببرش پیش عشقعشق بود نقد ترا مشتری
چون به سر کوچهٔ عشق آمدیمدل بشد و من بشدم بر سری