گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۷۹

باز درآمد طبیب از در ایوب خویشیوسف کنعان رسید جانب یعقوب خویش
بهر سفر سوی یار خانه برانداخت دلدید که خود بود دل خانه محبوب خویش
دل چو فنا شد در او ماند وی او کشف شدآنچ بگفت او منم طالب و مطلوب خویش
شکر که عیسی رسید عازر ما زنده شدشکر که موسی نمود معجزه خوب خویش
شکر که موسی برست از همه فرعونیانشکر که عاشق رسید در کنف خوب خویش
شکر که خورشید عشق از سوی مشرق بتافتدر دل و جان‌ها فکند آتش و آشوب خویش
شکر که ساقی غیب شست به می جمله عیبشکر که طالب رهید از غم دلکوب خویش