غزل شمارهٔ ۱۲۷۸
یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوشتوبه کنان توبه را سیل ببردست دوش
عاشق صدسالهام توبه کجا من کجاتوبه صدساله را یار دراشکست دوش
باده خلوت نشین در دل خم مست شدخلوت و توبه شکست مست برون جست دوش
ولوله در کو فتاد عقل درآمد که دادمحتسب عقل را دست فروبست دوش