غزل شمارهٔ ۱۲۷۷
خواجه غلط کردهای در صفت یار خویشسست گمان بودهای عاقبت کار خویش
در هوس گلرخان سست زنخ گشتهایهای اگر دیدیی روی چو گلنار خویش
راه زنان عشق را مرگ لقب کردهاندتا تو بلنگی ز بیم از ره و رفتار خویش
گوش بنه تا که من حلقه به گوشت کنمهستم از آن حلقه من سیر ز گفتار خویش
پیش من آ که خوشم تا به برت درکشمچون ز توام میرسد تحفه دلدار خویش