گنج

غزل شمارهٔ ۶۴۸

ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟معشوق همین جاست، بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیواردر بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
گر صورت بی‌صورت معشوق ببینیدهم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتیدیک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتیداز خواجهٔ آن خانه نشانی بنمایید
یک دستهٔ گل کو اگر آن باغ بدیدید؟یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید؟
با این همه آن رنج شما گنج شما بادافسوس که بر گنجِ شما، پرده شمایید