غزل شمارهٔ ۲۳۱۰
ای غایب از این محضر از مات سلام اللهوی از همه حاضرتر از مات سلام الله
ای نور پسندیده وی سرمه هر دیدهاحسنت زهی منظر از مات سلام الله
ای صورت روحانی وی رحمت ربانیبر مؤمن و بر کافر از مات سلام الله
چون ماه تمام آیی و آن گاه ز بام آییای ماه تو را چاکر از مات سلام الله
ای غایب بس حاضر بر حال همه ناظروی بحر پر از گوهر از مات سلام الله
ای شاهد بینقصان وی روح ز تو رقصانوی مستی تو در سر از مات سلام الله
ای جوشش می از تو وی شکر نی از تووز هر دو توی خوشتر از مات سلام الله
شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزیهم مشکی و هم عنبر از مات سلام الله