غزل شمارهٔ ۸۲۶
ای خدا از عاشقان خشنود بادعاشقان را عاقبت محمود باد
عاشقان را از جمالت عید بادجانشان در آتشت چون عود باد
دست کردی دلبرا در خون ماجان ما زین دست، خون آلود باد
هر که گوید که خلاصش ده ز عشقآن دعا از آسمان مردود باد
مه کم آید مدتی در راه عشقآن کمی عشق جمله سود باد
دیگران از مرگ مهلت خواستندعاشقان گویند نی نی زود باد
آسمان از دود عاشق ساختهستآفرین بر صاحب این دود باد