گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۶۱

در خون دلم رسید فتویاز جمله مفتیان معنی
با خلق بگو که دور باشیداز زرق من و فسوس دعوی
با دل گفتم چنین خوش استتدل نعره زنان که آری آری
برداشت ربابکی دل منبنواخت که ما خوشیم یعنی
کان طعنه از این سوی وجود استآن جا که منم کجاست طعنی
آن جا که منم چو من نگنجمگنجد دگری بگو که نی نی
تا من باشی تو او نبینیزیرا که شب است و چشم اعمی
تا چشم تو این بود چه بینیدر بتگه نفس نقش مانی
ای عاجز خویش رو به تبریزدر شمس الدین گریز باری