غزل شمارهٔ ۲۷۴۳
رو رو که از این جهان گذشتیوز محنت و امتحان گذشتی
ای نقش شدی به سوی نقاشوی جان سوی جان جان گذشتی
بر خور هله از درخت ایمانکز منزل بیامان گذشتی
در آب حیات رو چو ماهیکز غربت خاکدان گذشتی
از برج به برج رو چو خورشیدکز انجم آسمان گذشتی
زان کان که بیامدی شدی باززین خانه و زین دکان گذشتی
بنما ز کدام راه رفتیالحق ز ره نهان گذشتی
بر بام جهان طواف کردیچون آب ز ناودان گذشتی
خاموش کنون که در خموشیاز جمله خامشان گذشتی