غزل شمارهٔ ۲۷۴۴
روز طرب است و سال شادیکامروز به کوی ما فتادی
تاریکی غم تمام برخاستچون شمع در این میان نهادی
اندیشه و غم چه پای داردبا آن قدح وفا که دادی
ای باده تو از کدام مشکیوی مه به کدام ماه زادی
مستی و خوشی و شادکامیسلطان دلی و کیقبادی
و آن عقل که کدخدای غم بوداز ما ستدی به اوستادی
شاباش که پای غم ببستیصد گونه در طرب گشادی