گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۲۹

ای غذای جان مستم نام توچشم و عقلم روشن از ایام تو
شش جهت از روی من شد همچو زرتا بدیدم سیم هفت اندام تو
گفته بودی کز توام بگرفت دلمن نخواهم در جهان جز کام تو
منتظر بنشسته‌ام تا دررسداز پی جان خواستن پیغام تو