غزل شمارهٔ ۱۷۴۹
گه چرخ زنان همچون فلکمگه بال زنان همچون ملکم
چرخم پی حق رقصم پی حقمن زان ویم نی مشترکم
چون دید مرا بخرید مراآن کان نمک زان بانمکم
شیر است یقین در بیشه جانبدرید یقین انبان شکم
آن کو به قضا دادهست رضاقاضی کندش روزی ملکم
یأجوج منم مأجوج منمحد نیست مرا هر چند یکم
بربند دهان در باغ درآتا کم نکنی خطهای چکم