گنج

غزل شمارهٔ ۱۷۸۵

۲۳ بیت
بیا بیا دلدار من دلدار مندرآ درآ در کار من در کار من
تویی تویی گلزار من گلزار منبگو بگو اسرار من اسرار من
***
بیا بیا درویش من درویش منمرو مرو از پیش من از پیش من
تویی تویی هم کیش من هم کیش منتویی تویی هم خویش من هم خویش من
***
هر جا روم با من روی با من رویهر منزلی محرم شوی محرم شوی
روز و شبم مونس تویی مونس توییدام مرا خوش آهویی خوش آهویی
***
ای شمع من بس روشنی بس روشنیدر خانه‌ام چون روزنی چون روزنی
تیر بلا چون دررسد چون دررسدهم اسپری هم جوشنی هم جوشنی
***
صبر مرا برهم زدی برهم زدیعقل مرا رهزن شدی رهزن شدی
دل را کجا پنهان کنم پنهان کنمدر دلبری تو بی‌حدی تو بی‌حدی
***
ای فخر من سلطان من سلطان منفرمان ده و خاقان من خاقان من
چون سوی من میلی کنی میلی کنیروشن شود چشمان من چشمان من
***
هر جا توی جنت بود جنت بودهر جا روی رحمت بود رحمت بود
چون سایه‌ها در چاشتگه در چاشتگهفتح و ظفر پیشت دود پیشت دود
***
فضل خدا همراه تو همراه توامن و امان خرگاه تو خرگاه تو
بخشایش و حفظ خدا حفظ خداپیوسته در درگاه تو درگاه تو