گنج

غزل شمارهٔ ۱۹۱۹

عشق است بر آسمان پریدنصد پرده به هر نفس دریدن
اول نفس از نفس گسستناول قدم از قدم بریدن
نادیده گرفتن این جهان رامر دیده خویش را بدیدن
گفتم که دلا مبارکت باددر حلقه عاشقان رسیدن
ز آن سوی نظر نظاره کردندر کوچه سینه‌ها دویدن
ای دل ز کجا رسید این دمای دل ز کجاست این طپیدن
ای مرغ بگو زبان مرغانمن دانم رمز تو شنیدن
دل گفت به کار خانه بودمتا خانه آب و گل پریدن
از خانه صنع می پریدمتا خانه صنع آفریدن
چون پای نماند می کشیدندچون گویم صورت کشیدن؟