غزل شمارهٔ ۳۰۰۸
خواجه سلام علیک گنج وفا یافتیدل به دلم نه که تو گمشده را یافتی
هم تو سلام علیک هم تو علیک السلامطبل خدایی بزن کاین ز خدا یافتی
خواجه تو چونی بگو در بر آن ماه روآنک ز جا برترست خواجه کجا یافتی
ساقی رطل ثقیل از قدح سلسبیلحسرت رضوان شدی چونک رضا یافتی
ای رخ چون زر شده گنج گهر برزدیوی تن عریان کنون باز قبا یافتی
ای دل گریان کنون بر همه عالم بخندیار منی بعد از این یار مرا یافتی
خواجه توی خویش من پیش من آ پیش منتا که بگویم تو را من که که را یافتی
کوس و دهل میزنند بر فلک از بهر تورو که توی بر صواب ملک خطا یافتی
بر لب تو لب نهاد زان شکرین لب شدیخشک لبان را ببین چونک سقا یافتی
خواجه بجه از جهان قفل بنه بر دهانپنجه گشا چون کلید قفل گشا یافتی