غزل شمارهٔ ۷۱۱
امروز نگار ما نیامدآن دلبر و یار ما نیامد
آن گل که میان باغ جانستامشب به کنار ما نیامد
صحرا گیریم همچو آهوچون مشک تتار ما نیامد
ای رونق مطربان همین گوکان رونق کار ما نیامد
آرام مده تو نای و دف راکآرام و قرار ما نیامد
آن ساقی جان نگشت پیدادرمان خمار ما نیامد
شمس تبریز شرح فرماچون فصل بهار ما نیامد