گنج

غزل شمارهٔ ۲۴۷

بانگ تسبیح بشنو از بالاپس تو هم سبح اسمه الاعلی
گل و سنبل چرد دلت چون یافتمرغزاری که اخرج المرعی
یعلم الجهر نقش این آهوستناف مشکین او و مایخفی
نفس آهوان او چو رسیدروح را سوی مرغزار هدی
تشنه را کی بود فراموشیچون سنقرئک فلا تنسی