گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۵۶

توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارمزان کس که کند توبه زین واقعه بیزارم
مجنون ز غم لیلی چون توبه نکرد ای جانصد لیلی و صد مجنون درجست در اسرارم
بس بی‌سر و پا عشقی که عاشق و معشوقمهم زارم و بیمارم هم صحت بیمارم
اندیشه پرنده زین سوخته پر گشتهکه من قفس تنگم که جعفر طیارم