غزل شمارهٔ ۲۰۱۱
جان جانهایی تو جان را برشکنکس توی دیگر کسان را برشکن
گوهر باقی درآ در دیدههاسنگ بستان باقیان را برشکن
ز آسمان حق بتاب ای آفتاباختران آسمان را برشکن
غیب دان کن سینههای خلق راسینههای عیب دان را برشکن
بانشان از بینشان پرده شدهبینشانی هر نشان را برشکن
روز مطلق کن شب تاریک رابارنامه پاسبان را برشکن
شمس تبریز آفتابی آفتابشمع جان و شمعدان را برشکن